شعر: سينرژی کلمات
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٢٧ 

نظر،‌ خدا، چهره، غم، خطا... هر روز هزاران جمله با اين كلمات ساخته می شود كه اثر آن بر مخاطب از چند ثانيه بيشتر نيست و خود گوينده نيز ممكن است پس از اتمام جمله نتواند آنرا عينا به خاطر آورد، اما يك شاعر توانا اين كلمات را به گونه ای بديع در كنار هم قرار می دهد و شعری زيبا خلق مي كند كه قرنها ماندگار می شود:
    چه شود به چهره ی زرد من نظری برای خدا كنی  
                            كه اگر كنی همه درد من به يكی نظاره دوا كنی
    تو كمان كشيده و در كمين كه زنی به تيرم و من غمين
                            همه ی غمم بود از همين كه خدا نكرده خطا كنی

آيا تا به حال فكر كرده ايد كه اگر كلمات نبودند انسانها چگونه با هم ارتباط برقرار می كردند؟ اگر كلمات نبودند ما از افلاطون، ابن سينا، حافظ، نيوتن و ... چه می دانستيم؟ اگر كلمات نبودند خداوند چگونه خود را به بندگانش معرفی مي كرد؟ كلمه از بزرگترين هديه های خداوند به انسان است، راستی ما چگونه از اين وديعه الهی استفاده می كنيم؟


کلمات کلیدی:
 
سنگهای بزرگتر
ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٢۳ 

استاد، گلدانی شيشه ای روی ميز گذاشت، بعد چند سنگ از داخل كيسه ای بيرون آورد كه هر كدام به اندازه يك پرتقال بودند و يكی يكی آنها را داخل گلدان انداخت. وقتی گلدان تا لبه پر از سنگ شد، از شاگردانش پرسيد: «پرشده؟»

شاگردانش گفتند بله. اما استاد از كيسه ديگري٬  مقداری ريگ بيرون آورد، گلدان را كمی تكان داد و بعد توانست ريگها را هم در گلدان بريزد. دوباره پرسيد: «پرشده؟»

شاگردان گفتند بله، اين بار ديگر پرشده. استاد كيسه ديگری را باز كرد و كمی خاك بيرون آورد و در گلدان ريخت. خاك،‌ فضاي خالی ميان سنگها و ريگها را پر كرد و تا لبه گدان رسيد. استاد گفت: «بسيار خوب. حالا ديگر گلدان پر شده. فكر می كنيد قصد داشتم چه چيزی را به شما بياموزم؟»

شاگردي گفت: «اين كه آدم هر چقدر گرفتار باشد، هميشه وقتي برای پرداختن به چيزي ديگر را هم دارد.»

استاد گفت: «اصلا اين طور نيست. اين نمايش نشان مي دهد كه اگر اول سنگهاي بزرگ را در گلدان نياندازيم، بعدا نمي توانيم. پس مسائل بزرگ در زندگي ما كدامند؟ برنامه هايی كه به تأخير میاندازيم؟ ماجراهايي كه به سراغشان نمی رويم؟ عشق هايی كه برای آنها نمی جنگيم؟ از خود بپرسيد سنگهای بزرگ زندگی تان كدامند كه آتش خداوند را در شما روشن نگاه مي دارند و بي درنگ آنها را در گلدان تصميم هاي خود بياندازيد وگرنه ديگر جايی برای آنها پيدا نخواهيد كرد.»

(نقل از كتاب پدران، فرزندان، نوه ها / نوشته پائولو كوئيلو)

 


کلمات کلیدی:
 
پاسخ به سوال يک دوست
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٢٠ 

يكي از دوستان بسيار عزيز در خصوص مطلب "سود سوزآور يا سوز سودآور" نوشته اند كه:

"اين نوشته ات هم مانند نوشته های قبلی جالب است اما باز هم مثل نوشته های قبلی، به ريشه مشکلات حتی اشاره هم نميکند. بيان اين مطالب به این صورت و در این سطح از اوايل دوران سازندگی در روزنامه های دولتی آن زمان شروع شد و چون به ريشه های مشکلات اشاره ای نمی شد به عنوان سوپاپ اطمينان، خيلی به درد ازما بهتران ميخورد، اما تا آمد يک سوال اساسی و ريشه ای مطرح شود که چرا آن آقا که فرق سود و سوز را نمی داند باید مدیر باشد، بگير و ببندها و توقيف ها و اتهام های آنچنانی مثل طوفان آغاز شد و سالها است كه شاهدش هستيم. كاش ميتوانستم بفهمم كه هدفت از اين عقب گرد چيست".

 در پاسخ به سؤال ايشان چند نكته ذيل قابل ذكر است:

- يك دانشمند برجسته علم هواشناسي مي گويد: «پروانه اي كه در پكن بال ميزند بر تغييرات جوي نيويورك تأثير ميگذارد». شايد در اين مثال قدري اغراق شده باشد، ولي بيانگر مفهومي است به نام "نگرش سيستمي". ديدگاه غير سيستمي اعتقاد دارد «دشمن جايي آن بيرون است» ولي نگرش سيستمي، دليل صحيح عمل نكردن سيستم را در تك تك اجزای آن و در نوع تعامل بين آنها مي جويد. ما نيز در جامعه - يكي از پيچيده ترين انواع سيستم - عادت داريم تمام مشكلات را به گردن مسؤولين يا دشمنان بيروني بياندازيم، غافل از اينكه بايد به بازنگري افكار و اعمال خود بپردازيم.

- من در يادداشتهايم قصد ندارم مانند صحبتهاي مردم در تاكسي يا صف نانوايي به اهانت يا افشاگري در خصوص مسؤولين بپردازم ولي انتقادهاي بسياري به ديدگاهها و عملكردشان دارم كه در چند مطلب گذشته به طور مستقيم يا غير مستقيم به مواردي از آنها اشاره داشته ام.

- مطالب نوشته شده در يادداشتها، حاوي نكاتي است كه به نوعي فكر و ذهنم را به خود مشغول كرده و هدفم از طرح آنها، ايجاد سؤال در ذهن خوانند است. اصلا هم علاقمند نيستم مانند برنامه هاي تلويزيوني در انتهاي موضوع نتيجه گيري اخلاقي نمايم بلكه مي خواهم مخاطب در تحليل موضوع آزاد باشد. همچنين معتقدم يافتن ريشه معضلات جامعه ما - كه متاسفانه كم هم نيستند - نياز به مطالعات عميقي در حوزه هاي تاريخ، جامعه شناسي، روان شناسي و ... دارد كه از بضاعت بنده خارج است.

در نهايت بايد بگويم كه مشتاق به تبادل نظر در خصوص يافتن ريشه هاي بروز اين مشكلات هستم و قطعا از نظرات شما دوستان نكته هاي بسياري خواهم آموخت. ضمنا هر گونه انتقادي را با جان و دل پذيرا خواهم شد حتي اگر از نوع مشت محكم بر دهان ياوه گويان باشد!!!

 


پي نوشت:

عيد غدير مبارك باد.

براي آشنايي بيشتر با " نگرش سيستمي" وبلاگ راه ميان بر را مطالعه نمائيد.


کلمات کلیدی:
 
"سود سوزآور" يا "سوز سودآور"
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/۱٧ 

 

يكی از ملاكهای كوتاه مدت موفقيت مديران در سازمانهای صنعتی و اقتصادي، سودآوری است و بخصوص در كشور ما به خاطر عدم نگرش بلند مدت، مديران بر حسب سودآوری ارزيابی ميشوند؛ اما مطالعه سازمانهای موفق و مديران برنده دنيا نشان می دهد كه آنان شيوه ديگری يعنی "سوز سودآور" را برای كاميابی خود برگزيده اند.

"سوز سودآور" يعنی سرمايه گذاری بر روی اموری كه ثمره آن در بلند مدت به بار خواهد نشست.

"سوز سودآور" يعنی آموزش انسان، يعنی پرورش انسان، يعنی تأكيد همزمان بر قلب و مغز و دل و فكر و انگيزه و انديشه انسان، يعنی توسعه انسان.

"سوز سودآور" يعنی تأكيد بر كيفيت بجای كميت، يعنی جلوگيری از دوباره كاريها،‌ اتلاف امكانات و انرژيها، يعنی توجه به نيازهای فرامرتبه انسان از قبيل عشق و منزلت و خودشكوفايي.

مديران برنده، مديرانی هستند كه بجای تأكيد بر "سود سوزآور" در پی راه و روش مديريتی نوين مبتنی بر "سوز سودآور" هستند. مديرانی كه راهبرند، می پرورند و در انديشه قهرمان شدن همكارانشان هستند و قهرمانی خود را در قهرمانی آنان می جويند. (نقل از سمينار مديران فيلسوف و سازمانهای موفق/مهندس كاشاني)


کلمات کلیدی:
 
داستان قورباغه پخته
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/۱۳ 

 اگر شما يک قورباغه را در ظرفی از آب جوش بياندازيد٬ بلافاصله تلاش می کند تا از داخل آن به بيرون بجهد؛ اما اگر آنرا در ظرف آبی با حرارت معمولی بياندازيد در آن باقی می ماند. حال اگر ظرف آب را بر روی شعله بگذاريد و به تدريج دمای آب را افزايش دهيد٬‌ تا زمانی که درجه حرارت آب تا حدود ۳۰ درجه سانتيگراد بالا می رود٬‌قورباغه هيچ عملی انجام نمی دهد و تمامی نشانه ها مبنی بر اين است که او از وضعيت خود بسيار هم راضی است.


با افزايش تدريجی درجه حرارت٬‌ قورباغه سست تر  و سست تر می شود تا آنجا که ديگر قادر به به بيرون آمدن از ظرف نمی باشد و علی رغم اينکه هيچ مانعی برای خروج از ظرف وجود ندارد٬‌ همانجا می ماند تا در نهايت بپزد و بميرد.


چرا چنين اتفاقی می افتد؟ به خاطر اينکه ساختار درونی قورباغه به نحوی است که خطر را تنها در مواردی که اتفاقی ناگهانی در محيط اطرافش رخ می دهد٬‌تشخيص می دهد و نه در مواردی که خطر به صورتی آرام و تدريجی گسترش می يابد. (نقل از کتاب پنجمين فرمان٬‌ نوشته پيتر سنگه٬‌ ترجمه حافظ کمال هدايت)


عكس العمل من و شما هنگام بروز خطرات تدريجی چگونه است؟


Frog


کلمات کلیدی:
 
سينرژی و موسيقی
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/۸ 

احتمالا تا کنون کنسرتهای يانی را ديده ايد. واقعا مثال خوبی از سينرژی است. هر چيزی دقيقا سرجای خود قرار دارد٬ حتی جملاتی که آهنگساز بين دو اجرا بيان می کند.

در کشور ما اين نوع اجراهای گروهی کمتر ديده می شود. با وجود تمام بی مهريهای وزارت ارشاد به موسيقی٬‌قطعا نمی توان تمام تقصيرها را به گردن اين نهاد انداخت٬ زيرا در همين شرايط گروههايی موفق - از نظر استقبال عمومی - مانند آريان فعاليت می کنند که اتفاقا شعار آنها هم تداوم کار گروهی است.

در مورد موسيقی سنتی اوضاع قدری وخيم تر است و خورشيد پرفروغ موسيقی ايرانی با سرد شدن نفس اساتيد اين رشته به خاموشی می گرايد.

به هر حال اميدوارم با تغيير فرهنگ تکنوازی به گروه نوازی ٬ بيشتر شاهد اجراهای گروهی به ياد ماندنی در دستگاهها و گوشه های دلنواز موسيقی سنتی ايرانی باشيم.

 


کلمات کلیدی:
 
پيشنهاد به صدا و سيما
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٦ 

يكي از خصوصيات صدا و سيماي ما اين است كه پس از فقدان بزرگان٬ ياد معرفي آنها  مي افتند. به فكرم رسيد به روابط عمومي سيما پيشنهاد كنم در ساعات پربيننده٬ مثل فاصله بين دو نيمه فوتبال به جاي تبليغ چیپس و پفك، در برنامه های پانزده دقيقه اي به معرفي بزرگان بپردازند تا جاي الگوهايي چون غلام شيشلول بند، بهروز خالي بند، داوود برره و .... را بگيرند.
براي انجام مطالعات امكان سنجي با يكي از دوستانم كه در صدا و سيما كارمي كند تماس گرفتم و پرسيدم درآمد تبليغات سازمان شما در ساعات پربيننده چقدر است؟ پاسخ داد ثانيه اي صد هزار تومان.
با يك حساب سرانگشتي متوجه شدم كه درآمد هر دقيقه معادل شش ميليون و درآمد پانزده دقيقه اي كه من ميخواهم پيشنهاد بدهم برابر نود ميليون تومان ميشود. تازه فهميدم كه ما خيلي از مرحله پرتيم. پس، پيش به سوي پيامهاي بازرگاني:
خانوم، پس اين لباسهاي ما چي شد؟ مامان ... مامان پيرهنم كو؟ مامان ... همه لباسها آماده اند ... مامان مامان شلوارمو شستي؟


کلمات کلیدی:
 
بردارهای فکری
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٤ 

 

استاد دانشكده برق يكي از دانشگاههاي تهران براي دانشجويان تعريف مي كرد كه: "چند سال پيش در كشور ژاپن رئيس بخش مهمي از يك نيروگاه بودم. پس از مدتي برايم اين سؤال پيش آمد كه چرا مهندسان ژاپني با اينكه از نظر فني از من تخصص بيشتري دارند، من را به عنوان مدير خود انتخاب كرده اند. اين موضوع را از يكي از اعضاي هيأت مديره پرسيدم. او در پاسخ گفت كه بردار فكري شما ايراني ها از نظر خلاقيت و كارآفريني از بردار فكري ما بسيار بلندتر است، به همين خاطر تو را به عنوان مدير انتخاب كرده ايم تا بردارهاي فكري خودمان را با فكر تو همراستا و هم جهت كنيم و به برآيند فوق العاده اي دست يابيم، اما شما ايراني ها هنگامي كه با هم كار مي كنيد، به علت مختلف الجهت بودن بردارهاي فكري بلندتان، به برآيند كوتاهي دست مي يابيد".
يك ضرب المثل مديريتي مي گويد: يك ايراني به تنهايي به اندازه سه ژاپني كار مي كند ولي سه ايراني با همديگر نميتوانند به اندازه يك ژاپني كار كنند.
اين هم يک نوع سينرژي است!!!



کلمات کلیدی:
 
سرآغاز
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/۳ 

 

              ای که با نامت جهان آغاز شد       دفتر من هم به نامت باز شد

سلام،

هر گاه اثر ترکيبی دو يا چند عامل، بيش از جمع اثر فردی هر کدام از عوامل باشد، در زبان انگليسی به اين پديده سينرژی می گويند. به عنوان مثال می توان به اجرای کنسرت توسط نوازندگان موسيقی اشاره کرد. اثری که ترکيب صداها بر شنونده دارد، به هيچ وجه با زمانی که هر کدام از نوازندگان نت مربوط به خود را جداگانه بنوازند قابل مقايسه نيست.

در زبان فارسی برای اين واژه کلماتی مانند هم افزايی، همياری و ... پيشنهاد شده است. برای انتخاب کلمه پيشنهادی فرهنگستان زبان و ادب فارسی به اين سايت مراجعه کردم که معادلی برای اين کلمه ارائه نشده بود.

اگر واژه فارسی مناسبی برای کلمه سينرژی سراغ داريد، لطفا اعلام نمائيد تا برای عنوان وبلاگ از آن استفاده کنم.

به ياری خداوند در آينده بيشتر به اين موضوع خواهيم پرداخت. 


کلمات کلیدی: