عميق ترين گسل ايران
ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢۸ 

چند روز پيش براي خريد كارت اينترنت به يك كتابفروشي در مركز تهران مراجعه كردم و از فروشنده كه مرد ميانسالي بود پرسيدم: "كارت اينترنت داريد؟" با بي ميلي پاسخ داد: "نه!" پرسيدم: "CD خام داريد؟" با كمي عصبانيت پاسخ داد: "آقا ما از اين چيزها نداريم، فقط كتاب داريم".
چند قدم جلوتر به يك روزنامه فروشي با شيشه هاي پر از كارت اينترنت برخوردم كه پسري حدودا پانزده ساله داخل دكه بود. با سابقه اي كه از آن مرد كتابفروش داشتم احتمال دادم شايد كارت اينترنت را نشناسد، براي همين پرسيدم: "كارت اينترنت داريد؟" نگاهي عاقل اندر سفيه به من انداخت و گفت: "اين همه كارت پشت شيشه است، كدام را ميخواهي؟" براي اينكه بفهمم آيا مي داند اين كارتها به چه كاري مي آيد پرسيدم: "كدامشان بهتر است؟" گفت: "كارتهاي شركت .... قبلا خوب بود ولي تازگي سرعتش كند شده، كارت .... سرعتش خوبه ولي معمولا شماره هاش اشغاله، كارت .... از وقتي مشتري هاش زياد شدن، قيمتش رو بالا برده ....".
با توجه به پيشرفت سريع ارتباطات و تكنولوژي اطلاعات، شايد بتوان از شكاف عظيم اطلاعاتي بين شهروندان ايراني، به عنوان عميق ترين گسل موجود در كشور ياد كرد. در نگاه اول مي توان اين موضوع را به راحتي تحت عنوان شكاف بين نسلها توجيه كرد،‌ ولي با بررسي دقيق تر مي توان ديد كه حتي تعداد كمي از جوانان كشور ما به اينترنت دسترسي دارند. طبق آمار ضد و نقيض اعلام شده،‌تعداد كاربران ايراني اينترنت حدود 3 ميليون نفر مي باشد كه در مقابل جمعيت 70 ميليوني كشورمان بسيار ناچيز است. البته فراموش نشود كه درصد بالايي از كاربران به شغل شريف چت مشغولند و درصد ديگري فقط اطلاعات مفيد!!! از اينترنت دريافت مي كنند.
واقعا جا دارد تا مسؤولان سياستگذار در امر ارتباطات و اطلاع رساني، يك بازنگري اساسي در افزايش دستيابي شهروندان ايراني به پايگاههاي اطلاع رساني و اصلاح فرهنگ استفاده از آن، انجام دهند.


کلمات کلیدی:
 
ده قانون خفه كردن ابتكار
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٦ 

1-به هر گونه فكر جديدي كه از پايين سازمان مي آيد با سوء ظن نگاه كنيد چون هم جديد است و هم از پايين مي آيد.
2-در مورد كساني كه براي اقدام به تصويب شما نياز دارند، اصرار داشته باشيد كه ابتدا ساير سطوح مديريت را طي كنند و امضاي آنها را جمع آوري نمايند.
3-از بخشها و افراد بخواهيد كه با هم مجادله و از پيشنهادهاي يكديگر انتقاد نمايند.
4-انتقادهاي خود را آزادانه بيان نماييد و از تحسين امتناع كنيد. به كاركنانتان بفهمانيد كه هر لحظه ممكن است اخراج شوند.
5-با مسائل و مشكلات به مثابه نشانه شكست برخورد كنيد.
6-همه چيز را به دقت كنترل كنيد و غالبا هر چيز شمردني را بشمريد.
7-تصميمهاي مربوط به تجديد سازمان يا تغيير سياستها را مخفيانه اتخاذ كنيد و به طرزي غير منتظره به افراد ابلاغ نماييد.
8-اطمينان حاصل كنيد كه توزيع اطلاعات بيش از حد آزادانه نباشد.
9-مسؤوليت تعيين رقم كاهش، اخراج يا انتقال افراد را تحت عناوين مأموريت و مشاركت به مديران رده پايين محوّل كنيد.
10-مهمتر از همه، هيچگاه از ياد نبريد كه شما، مديران عاليرتبه، هر مطلب مهمي را درباره اين حرفه مي دانيد.

(نقل از: كتاب ناخدايان تغيير، نوشته رزابت موس كانتر)


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٦ 

 در بهاران كی شود سرسبز سنگ  
                  
خاك شو تا گل برويد رنگ رنگ

بهار فصل رويش دوباره است. فصل تغيير و تحول است. در بهار، طبيعت رنگ و بوي طراوت و تازگی به خود می گيرد. راستی آيا ما نيز می توانيم در اين بهار دل انگيز، تازه و با طراوت شويم؟ ما نيز می توانيم از خواب زمستانی بيدار شويم، شكوفه بزنيم و ثمر بدهيم؟ اگر تمام طبيعت دگرگون شده، چرا ما كه در لحظه تحويل سال از خداوند دگرگونی را خواسته ايم، نتوانيم؟ راستی اگر در اين زمان تحوّ‌ل و اعتدال طبيعت، ما نتوانيم خود را در جهت رسيدن به اعتدال، متحوّ‌ل كنيم، چقدر زيان كرده ايم؟


کلمات کلیدی: