سال نو شما پربركت باد
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢۸ 

كلمه "بركت" از آن كلمه هايی است كه دارد در زبان فارسی كم مصرف می شود. نياكان ما بجای حسابگری، بجای دو دو تا چهار تا كردن و بجای پرداختن به كميت زندگی، از خداوند برای خود و ديگران طلب بركت می كردند تا كيفيت زندگی را افزايش دهند.

آرزوی مبارك بودن سال نو نيز از همين ريشه مي باشد و طلب بركت در سال جديد برای ديگران است. من نيز از خداوند می خواهم تا در سال جديد به عمر، مال و علم شما بركت دهد. اميدوارم راههای خير همواره به روی شما گشوده باشد، بادها پشتيبانتان باشند، آفتاب چهره شما را گرم كند و دلتان به وسعت درياها، به سبزی جنگلها و به استواری كوهها باشد.


کلمات کلیدی:
 
آب حوضيه
ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٤ 

تا چند سال پيش٬ اسفندماه که می شد٬ کار و کاسبی آب حوضيها سکه بود. مردانی نسبتا مسن با پاچه های بالا زده که يک پارو روی دوش خود داشتند و از دو سر آن٬ دو حلب خالی هفده کيلويی روغن آويزان می کردند و در آنها ابزار شستشو قرار می دادند.

اين مردان شريف برای کسب روزی حلال در کوچه ها می گشتند و فرياد می زدند:«آب حوضيه٬ فرش می شوريم ...» و جوانها هم آنها را دست می انداختند و در ادامه می گفتند: «آپانديس عمل می کنيم٬ پيرزن خفه می کنيم ...».

امسال من حتی يک آب حوضی هم نديدم و البته طبيعی است٬ چون در آپارتمانهای چهل پنجاه متری که ديگه حوض پيدا نميشه!!! ولی ممکن است از ما بهتران که در منزلشان استخر و سونا و جکوزی دارند٬ هنوز هم نيازمند آب حوضيها باشند.


کلمات کلیدی:
 
اندكی در خود نگر تا كيستی
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢۳ 

در دنياي فراصنعتي و عصر ارتباطات، سيل خروشان اطلاعات به قدري حواس انسان را تحت تأثير قرار داده كه اين اشرف مخلوقات مجال لحظه اي انديشيدن در مورد فلسفه وجودي خود را پيدا نمي كند.
راديو، تلويزيون، اينترنت، سينما، روزنامه و ... با تمام مزايايشان، مغز انسان را تا حد انفجار از داده هاي مختلف پرنموده اند، به طوري كه اصلي ترين سؤال زندگي، كه همان "دليل آمدن و محل رفتن" است را فراموش كرده است. چه زيبا مي گويد كه:
اندكي در خود نگر تا كيستي
از كجايي،‌ در چه جايي، چيستي
جمع هستي را بزن بر نيستي
از حسابت تا خبردارت كنم


کلمات کلیدی:
 
پيامي به مردم 50000 سال آينده
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱٩ 

کلمات کلیدی:
 
اجی مجی لاترجی
ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱٦ 

عبارت "اجي مجي لاترجي" را تقريبا تمام كودكان بلد هستند و به سادگي مي پذيرند كه يك فرشته مهربان يا يك پيرمرد با كلاه و شنل بلند با گفتن اين كلمات، هر كار غيرممكن را ممكن سازند، ولي هنگامي كه همين كودكان "آدم بزرگ" می شوند و خود را در محدوديتهاي زندگي محصور مي بينند، اثر اين عبارت را فراموش مي كنند.
واقعا اگر روزي آن فرشته مهربان نزد من و تو بيايد و بگويد كه مي تواني يك آرزوي قابل برآورده شدن داشته باشي، خواسته ما چه خواهد بود؟


کلمات کلیدی: