از تخت جمشيد تا برج ميلاد
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢٧ 

اين كلمات چه شباهتی با هم دارند: برج ميلاد، فرودگاه بين المللی امام خمينی، آزادراه تهران – شمال ....
هر وقت از تونل كندوان می گذرم يا پل ورسك را مشاهده می كنم، برايم اين سوال پيش می آيد كه چگونه اين بناها دهها سال پيش با اين ظرافت و كيفيت ساخته شده ولی امروز با تمام  پيشرفتهای علمی، در اجرای پروژه های متوسط با مشكل مواجه هستيم؟ اگر كمی عقب تر برگرديم، شاهکارهايی مانند تخت جمشيد، قلعه الموت يا مسجد شيخ لطف الله را مشاهده می کنيم كه ضعف فعلی ما را نمايانتر می سازد.
واقعا اگر امروز بخواهيم  بنای تخت جمشيد را همانطور كه نياكان ما قرنها پيش ساختند، از نو بسازيم،  فكر می كنيد اين پروژه چند سال طول می كشد؟ چقدر از زمانبندی به تاخير می افتد؟ چند برابر تخمين اوليه برای آن هزينه می شود؟ با چه كيفيتی تحويل می گردد؟ و نهايتا چند پرونده فساد مالی از آن بيرون می آيد؟


کلمات کلیدی:
 
کيمياگر ۲
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢۱ 

عزيزان و دوستان مهربان ايرانی ام
سلام،
خبردار شدم كه كتابی با نام كيمياگر2  توسط ناشری در ايران منتشر شده است. همين جا اعلام می كنم كه من هرگز كتابی با نام كيمياگر2 ننوشته ام و قصد هم ندارم بنويسم....ضمن آنكه وزارت ارشاد علی رغم هشدار قبلی من اجازه انتشار كتابی با عنوان جعلی از من را داده است.
از دولت آقای خاتمی چنين انتظاری نداشتم. اميدوارم وزارت فرهنگ ايران، با جمع آوری و توقيف اين كتاب، ثابت كند كه علی رغم خبرسازی ها، اجازه سوء استفاده از نام نويسندگان مشهور را به ناشران سودجو نخواهد داد. هرچند مطمئنم كه خوانندگان من فهيم تر از آنند كه در دام چنين شيادی هايی بيافتند.
متأسفانه وزارت فرهنگ به قرارهای قبلی اش با من نيز چندان پايبند نبوده است. نه در مورد قولی كه برای حفظ حق نشر آثارم برای يك ناشر به من دادند، نه در مورد جايزه ادبی كه قرار بود مشتركا با همكاری من و ناشرم و وزارت فرهنگ اهدا شود و نه در مورد حفظ سلامت آثارم در ايران. اميدوارم اين بار دست كم مانع انتقال اثری كه از آن من نيست با نام من به خوانندگان من شود.

                                                               پائولو كوئيلو
(نقل از روزنامه همشهری – دوازدهم مردادماه 1383)


کلمات کلیدی:
 
به بهانه روز مادر
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/۱٥ 

كودكی كه آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسيد: «می‌گويند فردا شما مرا به زمين می‌فرستيد، اما من به اين كوچكی و بدون هيچ كمكی چگونه می‌توانم برای زندگی به آنجا بروم؟» خداوند پاسخ داد: « از ميان تعداد بسياری از فرشتگان، من يكی را برای تو در نظر گرفته‌ام. او از تو نگهداری خواهد كرد.»
اما كودك هنوز مطمئن نبود كه می خواهد برود يا نه: «اما اينجا در بهشت، من هيچ كار جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها برای شادی من كافی هستند.» خداوند لبخند زد: «فرشته تو برايت آواز می‌خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی كرد و شاد خواهی بود.»
كودك ادامه داد: «من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گويند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟» خداوند او را نوازش كرد و گفت: «فرشته تو، زيباترين و شيرين ‌ترين واژه‌هايی را كه ممكن است بشنوی، در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوری به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كنی.»
كودك با ناراحتی گفت: «وقتی می‌خواهم با شما صحبت كنم، چه كنم؟» اما خدا برای اين سئوال هم پاسخی داشت: «فرشته‌ات، دستهايت را دركنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد می‌دهد كه چگونه دعاكنی.»
كودك سرش رابرگرداند وپرسيد: «شنيده‌ام كه در زمين انسانهای بدی هم زندگی می‌كنند. چه كسی از من محافظت خواهد كرد؟» خداوند پاسخ داد: «فرشته‌ات از تو محافظت خواهد كرد، حتی اگر به قيمت جانش تمام شود.»
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايی از زمين شنيده می‌شد. كودك می‌دانست كه بايد به زودی سفرش را آغاز كند. او به آرامی يك سئوال ديگر از خداوند پرسيد: «خدايا! اگر من بايد همين حالا بروم لطفاً نام فرشته‌ام را به من بگوييد.» خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد: «نام فرشته‌ات اهميتی ندارد. به راحتی می توانی او را مادر صدا كنی.»


کلمات کلیدی:
 
بيوريتمولوژی
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٧ 

تا به حال دقت كرده ايد كه بعضی روزها اصلا حوصله هيچ چيز را نداريد و هر كاری كه انجام می دهید، خراب می شود ولی بعضی روزها احساس شادی عجيبی داريد و در همه امور زندگی موفق می شويد؟
بيوريتمولوژی، روشی برای بررسی ريتم حيات انسانها بر مبنای تاريخ تولد آنهاست. براساس اصول بيوريتم ، زندگي هرانسان از لحظه تولد تا لحظه مرگ مرتبا سه سيكل سينوسی 23 روزه  جسمی، 28 روزه احساسی و 33 روزه  فكری را طی می كند كه نصف دوره زمانی هركدام از اين سيكلها "مثبت" و نيم ديگر آن "منفی" می باشد. مثبت بودن اين سه سيكل به ترتيب باعث توانمندی جسمی، روحيه مناسب و دقت در كار و پايين بودن‌ آنها به ترتيب باعث خستگی جسمی، بی حوصلگی و كاهش تمركز فكری می گردد.
نتايج مطالعات گسترده در خصوص سوانح شغلی نشان می دهد كه بخش عمده خطاهای نيروی انسانی، در زمان مناسب نبودن بيوريتمهايشان رخ داده كه امروزه بعضی سازمانها برنامه كاری افرادی كه  شغلهای حساس مانند خلبانی يا جراحی دارند را بر اساس بيوريتمشان تهيه می كنند. ناگفته نماند كه اين تئوری هنوز به صورت علمی اثبات نشده است و خيلی ها آن را هم رديف با طالع بينی به حساب می آورند.
اين برنامه را يكی از دوستانم طراحی كرده كه با آن می توانيد بيوريتم خود را رسم كنيد. اين سايت هم به صورت رايگان بيوريتم شما را رسم می كند. مطالعه اين مقاله فارسی نيز خالی از لطف نيست.


کلمات کلیدی:
 
سينرژی و فوتبال
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٤ 

نمی دانم مسابقه فوتبال بين تيمهای ملی ايران و عمان را ديديد يا خير؟ در حالی كه تيم ما دو بر صفر از رقيب عقب بود، ناگهان دو نفر بازيكنان ما با هم  درگير شدند و يكی به ديگری سيلی زد. چند سوال:
- چرا مسؤولين و رسانه ها بايد يك مسابقه فوتبال را سمبل حيثيت ملی ما قلمداد كنند كه يك بازيكن تا اين حد تحت فشار روانی قرار گيرد.
- چرا بعد از انجام چنين عمل ناشايستی، موضوع به تنبيه و محروميت بازيكنان خاطی محدود می شود و كسی اين مساله را ريشه يابی نمي كند؟
- چرا انتظار مردم از تيمهای ورزشی را بيش از حد بضاعت آنها بالا می برند و قولهای عجيب و غريب می دهند كه هنگام باخت، در بين جوانان ياس و افسردگی حاكم شود؟
- چرا بجای آموزش كار تيمی، هنوز هم استراتژی ما، استفاده از خلاقيتهای فردی بازيكنان است؟
- چرا برای شكستن ركورد يك بازيكن، بايد با سرنوشت يك تيم و يك ملت بازی شود.
بازيهای جام ملتهای اروپا نشان داد كه تيمهای هماهنگ و آشنا با اصول كار تيمی مانند يونان و چك، در حال اوج گرفتن هستند و تيمهایی كه هنوز به ستاره هايی چون زيدان، بكهام و فيگو متكی هستند، بايد برای حذف نشدن از دور رقابت، در استراتژيهای خود بازنگری اساسی انجام دهند. در اين ميان، ما چه مسيری را در پيش گرفته ايم؟


کلمات کلیدی: