دور برگردان
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٢٩ 

تهرانی هايی كه روزانه ساعتهايی از عمر گرانمايه خود را در ترافيك تهران از دست می دهند، خوب می دانند كه طرح دوربرگردانها چه تأثير عميقی بر روانتر شدن ترافيك و باز شدن گره كور آن داشته است. واقعا شايد بتوان اين طرح را بزرگترين دستاورد شهرداری تهران دانست.

اميدوارم كه رئيس جمهور محترم با ادامه همان روند اجرا شده در شهرداری تهران، دستور دهند در هر وزارتخانه و سازمان دولتی نيز چند دور برگردان احداث گردد، شايد اندكی از صف مراجعه كنندگانشان كاسته شود!


کلمات کلیدی:
 
Pen Friend
ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٢٥ 

حدود دوازده سال پيش توسط يكی از دوستان با يك شركت دوست يابی مكاتبه ای در كشور ايرلند آشنا شدم و برايشان نامه ای فرستادم كه چطور می توانم از خدمات آنها استفاده كنم. يك ماه بعد نامه ای آمد كه در آن شماره حسابشان را اعلام كرده بودند و گفته بودند كه در ازای واريز مبلغی نه چندان زياد، آدرس هفت عضو را به من می دهند و همچنين آدرس من به برای هفت نفر ديگر می فرستند.

برايشان نامه نوشتم كه امكان واريز كردن پول به بانك يا فرستادن پول توسط نامه را ندارم و آيا می توانم معادل مبلغ را برايشان تمبر يا چيزی شبيه آن بفرستم. يك ماه بعد پاسخ آمد كه خير.

بالاخره با هر سختی كه بود از طريق دوستان،‌ آدرس دو دانش آموز آلمانی و استراليايی را پيدا كردم و برايشان نامه فرستادم و حدود يك ماه بعد جوابهای آنها را دريافت كردم و از اين ارتباطهای يكماه يكبار احساس شادی بسيار می‌كردم.

الان گاهی موقع كار با اينترنت و ارتباط online با دوستانم به اين فكر می كنم كه ده دوازده سال بعد، وسايل ارتباط جمعی و نوع ارتباط عمومی و فردی به چه شكل خواهد بود. واقعا پيش بينی آن سخت است!


کلمات کلیدی:
 
ظرافتهای شعر زيبای پارسی (۲)
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٢۳ 

 

هر مصرع را از انتها به ابتدا بخوانيد:

 

شو همره بلبل به لب هر مهوش

شكر به ترازوی وزارت بركش

 

 *

 

شعر را از بالا به پايين بخوانيد:

 

از چهره ... افروخته  ...   گل را ...        مشكن

افروخته ... رخ مرو تو  ... ديگر  ...        به چمن

گل را    ... ديگر  ...       خجل مكن ... ای مه من

مشكن  ... به چمن ...   ای مه من ... قدر سمن


کلمات کلیدی:
 
ظرافتهای شعر زيبای پارسی (۱)
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٩ 

ای دلبر ما مباش بی دل بر ما

يك دل بر ما به كه دو صد دلبر ما

نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما

يا دل بر ما فرست يا دلبر ما

*

سی بار بگفتمت كه سی بار مرا

از باغ وصالت دو سه سيب آر مرا

سی بار برفتی و نياوردی سيب

ای وعده خلاف كرده سی بار مرا

*

ای دلبر من دو زلف بر يك سو زن

برهر دو طرف مزن تو بر يك سو زن

گر آتش عشق تو فتد يك سوزن

يك سو همه مرد سوزد و يك سو زن

*

ای دلبر عيسی نفس ترسايی

خواهم كه به پيش بنده بی ترس آيی

گه اشك زچشمان ترم خشك كنی

گه بر لب خشك من لب تر سايی

*

دادم به نگار نامه با دورنگار

شرح دل زار كردم از دور نگار

هرچند شده دور نگار از بر من

گردم دو هزار بار بر دور نگار

 

*

قيامت قامت و قامت قيامت

قيامت كرده ای ای سرو قامت

مؤذن گر ببيند قامتت را

به قد قامت بماند تا قيامت

*

مرجان لب لعل تو مرجان مرا قوت

ياقوت نهم نام لب لعل تو يا قوت

قربان وفاتم به وفاتم گذری كن

تا بوت همی بشنوم از رخنه تابوت

*

در اين درگه كه گه گه كَه كُه و كُه كَه شود ناگه

مشو غره به امروزت كه از فردا نه ای آگه


کلمات کلیدی:
 
گمشده ای به نام بركت
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٥ 

تا چند سال پيش مردم بيشتر دنبال بركت بودند تا پول و همه دغدغه شان اين بود كه چطور به زندگی خود بركت دهند ولی امروز اکثر مردم به دنبال پول هستند و اگرچه حجم پول در دستان مردم بسيار زياد است ولی بركت در زندگی ها كمرنگ شده است.

پدران ما به جای يافتن راههايی برای سريع پولدار شدن – نظير گلد كوئست، الماس و .... – به دنبال راههای بودند كه بركت زندگی شان را افزايش دهند. مثلا قديمی ها يكی از راههای افزايش بركت را سحرخيزی می دانستند و كاسب ها ساعت شش صبح آب و جارو كرده در مغازه منتظر روزی بودند ولی امروزه ساعت نه صبح بازار به سختی باز می شود. در بعضی اصناف مثل كامپيوتر از ساعت ده و نيم زودتر، بازار باز نمی شود.

اگرچه ظاهر زندگی های ما از قديم بسيار زيباتر و راحت تر شده اما آرامش و آسايش در زندگی ها كمتر شده است.


کلمات کلیدی:
 
برنامه ريزی عصبی - ‌كلامی (قسمت آخر)
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٢ 

مؤسسه نسل نوانديش تقريبا هر دو ماه يك بار يك دوره آموزشی ده روزه با نام "NLP و موفقيت" برگزار می كند كه مدرس اين دوره، آقای‌ مجتبی حورايی است.

سرفصلهای اين دوره عبارتند از: ارتباط با خود، ارتباط مؤثر با ديگران،‌ هدف يابی، مقدمه ای بر روانشناسی تغيير، اصول علمی تلقين به نفس، انرژی ذهنی/تخيل هدايت شده، دستيابی به خواسته ها، قصد آفرينش الهی،‌ كارما، قانونمندی طبيعت.

حضور در اين كلاس به همه كسانی كه می خواهند از توان خود استفاده بهتری كنند، توصيه می‌شود.

برای شركت در اين دوره می توانيد با شماره تلفن 9-66952547 در تهران تماس بگيريد. ضمنا اين دوره در مشهد نيز برگزار می گردد.


کلمات کلیدی:
 
برنامه ريزی عصبی - ‌كلامی (۵)
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٠ 

«برنامه ريزی عصبی - كلامی» ترجمهNeuro – Linguistic Programming يا به اختصار (NLP) است. اين علم به چگونگی تأثير كلام و افكار بر سيستم عصبی ما می پردازد.


كسانی كه می توانند به نتايج درخشان دست يابند،‌اين كار را از طريق برقراری ارتباط خاصی با سيستم عصبی خود به انجام می رسانند.  NLP چهارچوبی علمی برای هدايت ذهن در اختيار ما می گذارد و به ما می آموزد كه روحيات و رفتارهای خود و يا روحيات و رفتارهای ديگران را به مسير صحيح هدايت كنيم. به طور خلاصه اين علم به ما می آموزد كه چگونه مغز و ذهن خود را اداره كنيم تا به بهترين وجه به نتايج دلخواه خود برسيم.


يكی از اصول NLP می گويد كه همه ما دارای‌ سلسله اعصاب مشابهی هستيم، بنابر اين در جهان هر كس قادر باشد هر كاری را انجام دهد،‌ شما نيز می توانيد، مشروط به اين كه مغز و اعصاب خود را دقيقا مانند او اداره نماييد. اين عمليات در اصطلاح "مدلسازی" ناميده می شود.


اگر كسی هست كه صبحها به راحتی و به سرعت بيدار می شود، پس شما هم می توانيد. اگر كسی را می شناسيد كه می‌تواند رابطه كامل با فرزند خود برقرار كند،‌ پس شما هم می‌توانيد.


بديهی است بعضی‌كارها مشكل تر و پيچيده تر است و لذا ممكن است مدلسازی آن كارها به زمان بيشتری نياز داشته باشد.


ادامه دارد...


کلمات کلیدی:
 
برنامه ريزی عصبی‌كلامی (۴)
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٧ 

آنتونی رابينز در كتاب "بسوی كاميابی" می نويسد:

"مل فيشر" هفده سال تمام مشغول تجسس قعر دريا به منظور رسيدن به گنج بود. سرانجام شمش هايی از طلا و نقره به ارزش چهارصد ميليون دلار يافت. از يكی‌از همكاران او پرسيدند كه چگونه اين گروه پس از اين همه مدت دلسرد نشد و به كار ادامه داد. او جواب داد كه مل می توانست در هر كسی‌ انگيزه و شوق به وجود آورد. او هر روز به خود و ديگران می گفت: امروز، روز نتيجه است و در پايان روز می گفت: فردا روز نتيجه است. اما فقط گفتن كافی نبود‌، بلكه كلمات را به گونه ای مناسب به كار می برد و لحن صدايش، با تصويری كه در ذهن داشت و با احساساتش هماهنگ می نمود. هر روز به خود روحيه می داد كه بتواند به عمليات ادامه دهد و سرانجام به پيروزی رسيد.

به گفته امرسون «هر عملی،‌ زاييده فكری است». اگر ارتباطی را كه با خود برقرار می كنيم تحت كنترل قرار دهيم و در خصوص خواسته های‌خود پيامهای مثبت به سيستم عصبی خود بفرستيم،‌ می توانيم هميشه نتايج مثبت و درخشان به دست آوريم، هرچند رسيدن به موفقيت، دشوار يا غيرممكن به نظر برسد.

ادامه دارد...


کلمات کلیدی:
 
برنامه ريزی عصبی‌كلامی (۳)
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٤ 

آنتونی رابينز در كتاب "بسوی كاميابی" می نويسد:

كارل والندا سالها با موفقيتی كم نظير، پروازهای مختلف هوايی را انجام داده بود و يك بار هم به عدم موفقيت فكر نكرده بود. فكر سقوط حتی در مخيله او نمی گنجيد.

چند سال پيش، مكررا به همسرش يادآور شد كه خود را در حال سقوط هواپيما ديده است. پس از آن مرتبا منظره سقوط در نظرش مجسم می شد. سه ماه پس از اولين باری كه اين موضوع را به همسرش گفت،‌ هواپيمايش سقوط كرد و جان خود را از دست داد.

بعضی ها ممكن است اين را يك اخطار غيبی بدانند. يك نقطه نظر هم اين است كه بگوييم وی به طور مداوم يك تصوير يا پيام منفی را به سيستم عصبی خود منتقل می كرد و در نتيجه روحيه ای پيدا كرد كه موجب سقوط وی گرديد. او با اين پيام، راهی تازه به مغز خود نشان داد و سرانجام،‌ مغز وی آن راه را رفت.

ادامه دارد...


يک شرکت صنعتی قصد استخدام يک مهندس صنايع آقا، آشنا به سيستمهای مديريت کيفيت را دارد که فارغ التحصيل بوده و مشکل نظام وظيفه هم نداشته باشد. علاقمندان می توانند رزومه خود را به اين آدرس ارسال نمايند

کلمات کلیدی:
 
برنامه ريزی عصبی‌كلامی (۲)
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱ 

 فرض كنيد يك تخته چوب به پهنای ۲۰ سانتی متر را در ارتفاع نيم متری قرار دهند و از شما بخواهند كه از آن عبور كنيد. ضمير خودآگاه و ضمير ناخودآگاه شما به طور مشترك می گويند كه شما می‌توانيد طول اين تخته را به راحتی طی كنيد.

حالا اگر همين تخته را در ارتفاع چهار متری قرار دهند و بخواهند كه از روی آن بگذريد، ممكن است به خودتان بگوييد من از روی همين تخته گذشته ام و بار ديگر هم می توانم از روی آن عبور كنم، ولی ضمير ناخودآگاهتان می‌گويد كه اين كار خطرناك است و ممكن است باعث افتادن و صدمه ديدنتان شود، ‌لذا هنگامی ‌كه اولين گام را روی تخته می‌گذاريد،‌ گامهايتان می لرزد،‌ سرتان گيج می‌رود و از ادامه حركت عاجز می شويد.

هرگاه بين ضمير خودآگاه و ضمير ناخودآگاه تضادی ايجاد شود،‌ ضمير ناخودآگاه پيروز خواهد بود. تفاوت شما و يك بندباز كه به راحتی روی يك طناب راه می رود اين است كه تصوير ذهنی‌ او از راه رفتن روی طناب در ارتفاع مثبت است و تصوير ذهنی شما منفی است.

ادامه دارد...


کلمات کلیدی: