کسب مدرک خوب است یا نه؟
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢٧ 

طبق آمار اعلام شده توسط وزیر کار، متوسط نرخ بیکاری در کشور ۷% و نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهها ۱۴% می‌باشد.
موضوع بالاتر بودن نرخ بیکاری در افراد تحصیل کرده، قابل تامل است، خصوصا در این زمان که دانشگاههای دولتی و خصوصی اقدام به تولید انبوه فارغ‌التحصیل می‌کنند!
شاید اگر متولیان امر آموزش و صنعت کشور، بهای بیشتری به تکنیسین‌ها در محیط کار بدهند، علاقه جوانان به کسب تخصص‌های فنی بالاتر برود و آموزشگاههای کار و دانش و فنی حرفه‌ای رونق بیشتری یابند.


کلمات کلیدی:
 
شهريار و پيام به انشتين (۲)
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢٢ 

انشتن يك سلام ناشناس البته می‌بخشی؛
دوان در سايه روشن‌های يك مهتاب خليايی
نسيم شرق می‌آيد، شكنج طرٌه‌ها افشان
فشرده زير بازو شاخه‌های نرگس و مريم
از آن‌هايی كه در سعديٌه شيراز می‌رويند
ز چين و موج درياها و پيچ و تاب جنگل‌ها
دوان می‌آيد و صبح سحر خواهد به سر كوبيد
در خلوت‌سرای‌قصر سلطان رياضی را.

        دورن كاخ استغنا،‌ فراز تخت انديشه
        سر از زانوی‌ استغراق خود بردار
        به اين مهمان كه بی‌هنگام و ناخوانده است، در بگشا
        اجازت ده كه با دست لطيف خويش بنوازد،
        به نرمی‌چين پيشانیٌ افكار بلندت را
        به آن ابريشم انديشه‌هايت شانه خواهد زد.

                   نبوغ شعر مشرق نيز با آيين درويشی
                   به كف جام شرابی از سبوی حافظ و خيام
                    به دنبال نسيم از در رسيده می‌زند زانو
                   كه بوسد دستِ پير حكمتِ دانای مغرب را.

           انشتن آفرين بر تو؛

خلاء با سرعت نوری كه داری، در نورديدی
زمان در جاودان پی شد، مكان در لامكان طی شد
حيات جاودان كز درك بيرون بود، پيدا شد
بهشت روح علوی هم كه دين می‌گفت، جز اين نيست
تو با هم آشتی ‌دادی ‌جهان و دين و دانش را
انشتن ناز شست تو!
نشان دادی كه جرم و جسم چيزی جز انرژی نيست
اتم تا می‌شكافد جزو جمع عالم بالاست
به چشم موشكافِ اهل عرفان و تصوٌف نيز
جهان ما حباب روی چين آب را ماند
من ِ‌ناخوانده دفتر هم كه طفل مكتب عشقم؛
جهان جسم، موجی از جهان روح می‌دانم
اصالت نيس در مادٌه.

          انشتن، صدهزار احسن وليكن صد هزار افسوس
          حريف از كشف و الهام تو دارد بمب می‌سازد
          انشتن اژدهای جنگ .... !
          جهنم كام  وحشتناك خود را باز خواهد كرد
          دگر پيمانه عمر جهان لبريز خواهد شد
          دگر عشق و محبت از طبيعت قهر خواهد كرد
          چه می‌گويم؟
          مگر مهر و وفا محكوم اضمهلال خواهد بود؟
          «مگر آه سحرخيزان سوی گردون نخواهد شد؟"
          مگر يك مادر از دل "وای‌فرزندم" نخواهد گفت؟

انشتن بغض دارم در گلو دستم به دامانت
نبوغ خود به كام التيام زخم انسان كن
سر اين ناجوانمردان سنگين دل به راه آور
نژاد و كيش و مليت يكی كن ای بزرگ استاد
زمين، يك پايتخت امپراطوریٌ وجدان كن
تفوٌق در جهان قائل مشو جز علم و تقوا را.

              انشتن نامی از ايران ويران هم شنيدستی؟
              حكيما، محترم می‌دار مهد ابن سينا را
              به اين وحشی تمدن گوشزد كن حرمت ما را.


انشتن پا فراتر نِه جهان عقل را طی كن
كنار هم ببين موسا و عسيا و و محمد را
كليد عشق را بردار و حلٌ اين معما كن
وگر شد از زبان علم اين قفل كهن وا كن.

                                              انشتن باز هم بالا
                                              خدا را نيز پيدا كن.


«نقل از كتاب در خلوت شهريار»


کلمات کلیدی:
 
شهريار و پيام به انشتين (۱)
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢٢ 

در خلال سالهای 1320 و 1321خبر كشفيٌات انشتين غوغايی در جهان انداخته بود. كارشناسان معتقد بودند كه اگر متفقين جنگ را تمام كنند، آلمان به وسيله بمب اتمی،‌ مقاومت آنها را درهم خواهد شكست. همه جا صحبت از اين سلاح بسيار وحشت‌آفرين بود. جهان هر لحظه منتظر وقوع حادثه‌ای جهنمی بود. جنگ با پيروزی متفقين به پايان رسيد. خوشبختانه، هيچ يك از طرفين جنگ نتوانستند از بمب اتمی استفاده كنند.
آلبرت انشتين، يهودی بود. در آن سالها، نازی‌ها يهوديان را در كوره‌های آدم‌سوزی می‌سوزاندند. انشتن در سال 1940 ميلادی برابر با 1319 شمسی از آلمان فرار كرد و به آمريكا پناهنده شد. در سال‌های 1325 و 1326 شمسی بار ديگر خطر بمب اتم زبانزد مردم جهان شد. بشريت نگران از پيامدهای اين اسلحه مرگبار، آرامش موقت خود را از دست دادند. اگر يكی از دولت‌های ‌متخاصم از اين اسلحه استفاده بكند، فاتحه دنيا خوانده خواهد شد. هيچ ذی‌روحی‌ روی‌ زمين باقی نخواهد ماند. قرن‌ها طول خواهد كشيد تا حيوانی‌تك سلولی به وجود آيد و قرن‌ها زمان لازم خواهد بود تا زمين به حالت اوليه برگردد.
اين صحبت‌های روزمره مردم جهان بود. در چنين فضايی ‌چه كسی‌قادر بود از اين فاجعه عظيم جلوگيری‌كند. اكثريت مردم دست به دعا بودند. عده‌ای می‌گفتند كه خداوند در قرآن خبر داده است كه كوه‌ها مثل پنبه تافته خواهد شد. آيا اين مردم می‌توانستند افكار و حرف دلشان را به انشتينی‌ كه در محاصره جهان‌خواران بود، برسانند؟ پس چه بايد كرد؟ چگونه می‌توان اين نابغه علم را متوجه اوضاع وخيم و شرايط روحی نامساعد بشر نمود؟
در سال 1326 شمسی جمعی از اساتيد و دانشجويان تهران، دست به دامان شهريار می‌شوند. موضوع را كاملا شرح می‌دهند. نگرانی و وحشت مردم جهان را با او در ميان می‌گذارند و يادآوری می‌كنند كه تنها شهريار؛ نابغه شعر و ادب مشرق زمين می‌تواند انشتين آن نابغه رياضی و فيزيك مغرب زمين را متأثر بكند. خود استاد فرمودند: "آنچنان منقلب شدم كه گويی بمب اتم كره زمين را به كلی نابود كرد و پودر آن در فضای بيكران پخش شد. از جسم خاكی رهيدم. در عالمی اعلا به درگاه خداوند متوسل شدم: خدايا كمكم كن. پروردگارا، قدرتی می‌خواهم كه دل آن سلطان رياضی را نرم كنم. اكنون كه من مأمور اين امر مهم شده‌ام، شرمنده‌ام مگردان".
آری، شهريار ادب شرق، توفق الهی را كسب می‌كند و همان شب، شعر "پيام به انشتين" آفريده می‌شود. اين شعر به قدری‌روان و منسجم و صميمی و مؤثر خلق می‌شود كه گمان نمی‌كنم هيچ سنگدلی را يارای مقاومت در برابرش باشد. بلافاصله اين شعر به زبانهای‌انگليسی، ‌آلمانی، ‌فرانسه و روسی ‌ترجمه می‌گردد. عده‌ای مأمور می‌شوند كه شعر را به انشتين برسانند. از مسؤولين و محافظينش، ‌وقت می‌گيرند.
روز موعود فرا می‌رسد. ترجمه فصيح انگليسی شعر را در اقامتگاه انشتين، برايش می‌خوانند. آن بزرگمرد عالم دانش،‌دوبار از جای‌خود برمی‌خيزد. دو دستش را بر صورتش می‌نهد و می‌فشارد. قطرات اشك بر شيشه عينكش نمايان می‌شود. با چهره‌ای اندوهگين يكباره، ‌با صدايی‌بلند فرياد می‌زند «به دادم برسيد» بعد سكوت می‌كند و صورتش را در ميان دو دستش می‌گيرد و غرق در بحر تفكر می‌گردد. در سكوت غم‌انگيزی ‌فضای‌اقامتگاهش را ترك می‌كند. دقايقی‌بعد، ‌می‌خواهد كه شعر بار ديگر خواند شود. اين بار پس از شنيدن آن به خارج از اتاقش می‌رود و با وضعيتی مغموم در باغ مخصوصش قدم می‌زند. گويا تا آخر عمر هم هميشه غمگين بوده است تا اينكه در سال 1975 ميلادی‌برابر با 1336 شمسی زندگی را بدرود می‌گويد. جنازه‌اش بنابه وصيت خود،‌سوزانده و خاكسترش مدفون می‌گردد.

«نقل از كتاب در خلوت شهريار»


کلمات کلیدی:
 
یک سوال
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٢ 

فرض کنید روز عاشورا است، شما هم در کربلا هستید  و می‌دانید که اگر به جنگ بروید، بدون شک کشته خواهید شد.
با همین شرایط زندگی که الان دارید، آیا به میدان می روید؟


کلمات کلیدی:
 
پس از شهادت
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٠ 

سخنان عمیق دکتر شریعتی در شب یازدهم محرم سال 1350 را با عنوان «پس از شهادت»، بشنوید. بهتر است ابتدا با کلیک راست، آن را در رایانه خود ذخیره نمایید:
 
«... ما از وقتی که سنت شهادت را فراموش کرده‌ایم و به مقبره‌داری شهیدان پرداخته‌ایم، مرگ سیاه را ناچار گردن نهاده‌ایم؛ و از هنگامی که به جای شیعه علی بودن و شیعه حسین بودن و شیعه زینب بودن، یعنی پیرو، زنان و مردان ما عزادار شهیدان شدند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم. چه هوشیارانه دگرگون کرده‌اند پیام حسین را، پیامی که خطاب به همه انسانها است.
این که حسین، پس از این که همه عزیزانش را در خون می‌بیند، و جز دشمن کینه‌توز و غارتگر در برابر خودش نمی‌بیند، فریاد می‌زند «آیا کسی هست که مرا یاری کند؟» مگر نمی‌داند کسی نیست که او را یاری کند؟
این سوال، سوال از تاریخ بشری است و از آینده است و از همه ما است و این سوال انتظار حسین را از عاشقانش بیان می‌کند...
اما این دعوت حسین را که شیعه می‌خواهد و شیعه می‌طلبد، در هر عصری و هر نسلی، ما خاموش کردیم؛ به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین اشک می‌خواهد، ضجه می‌خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار می‌خواهد، نه شاهد شهید حاضر همه جا و همه وقت است که پیرو می‌خواهد. این چنین به ما گفته‌اند و می‌گویند ...»

پی‌نوشت:
دوستانی که این مطلب را قبلا در این وبلاگ دیده‌اند٬ بنده را عفو فرمایند. به مناسبت فرارسیدن ایام شهادت سالار شهیدان٬ مطلب را مجددا اینجا گذاشتم.


کلمات کلیدی:
 
توصیه‌هایی برای ممیزان سیستم مدیریت کیفیت
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٤ 

۱- قبل از ممیزی از لحاظ مدارک خود را مسلح کنید.
۲- به ظاهر خود توجه کنید، نه خیلی آراسته باشید، نه ژولیده.
۳- در شروع ممیزی پس از احوال پرسی کوتاه، در مورد اهداف ممیزی و روش انجام آن، به ممیزی شونده توضیح مختصری بدهید.
۴- اگر ممیزی شونده استرس داشت، با او گپ بزنید تا آرامش خود را باز یابد.
۵- در ساعات متداول کاری ممیزی کنید.
۶- اگر مجبور شدید بدون آمادگی ممیزی کنید، یک سوال باز بپرسید تا فرصت فکر کردن داشته باشید.
۷- در مورد مسائل جاری سازمان از سطح کارشناسی و تکنسینی سوال بپرسید نه مدیریت ارشد سازمان.
۸- در پایان، توضیحی در مورد نتایج ممیزی برای ممیزی‌‌ شونده بدهید و تایید او را روی عدم انطباق‌ها بگیرید.
۹- بهتر است یک عدم انطباق بگیرید و ممیزی شونده قبول کند تا اینکه چند عدم انطباق بگیرید ولی وی هیچ کدام را قبول نکند.
۱۰- در جلسه اختتامیه به نقاط مثبت سازمان اشاره کنید.
۱۱- فراموش نکنید که ممیز باید در سازمان ارزش افزوده ایجاد کند، باعث تغییر نگرش ممیزی‌شونده گردد و اثربخشی سیستم مدیریت کیفیت را بالاتر ببرد.


کلمات کلیدی: