پيامبر رحمت (۲)
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۳٠ 

خداوند می‌فرمايد: «لقد جاء لكم من انفسكم رسول من الله عزيز عليه ما عنتنم حريص عليكم بالمومنين رئوف الرحيم» يعنی «رسولی از ميان شما برای شما آمده است، گران است برای او هرآنچه شما را رنج می‌دهد. سخت به شما دل بسته است و با مومنين رئوف و مهربان است».
پيامبر اگر سه روز مى‏گذشت و دوستش يا برادر دينى‏اش را نمى‏ديد، از او سؤال مى‏كرد، پس اگر به مسافرت رفته بود برايش دعا مى‏كرد و اگر در شهر بود حتما از احوالش تفقد مى‏نمود و به زيارتش مى‏رفت‏ و اگر بيمار بود به عيادتش مى‏شتافت.
اگر سواره بود هرگز نمى‏پذيرفت كه شخصى همراه و همگام او پياده راه رود. از او مى‏خواست كه بر مركبش در كنارش‏ سوار شود و اگر قبول نمى‏كرد يا امكان نداشت، به او مى‏فرمود: «از من جلوتر برو تا من در پس تو آيم و به تو برسم».
حضرت آنقدر مهمان نواز بود و مهمانش را احترام و تقدير مى‏كرد كه هرگاه كسى بر او وارد مى‏شد، حضرت متكا و مسند خود را به او مى‏داد و اگر نمى‏پذيرفت آنقدر اصرار مى‏كرد تا قبول كند.
هر وقت ‏پيامبر مسلمانى را مى‏ديد فورا با او مصافحه مى‏كرد و به او دست‏ مى‏داد و بر اين امر بسيار تاكيد مى‏نمود. در روايت است كه‏هرگاه دو مؤمن به هم مى‏رسند و مصافحه كنند گناهانشان مى‏ريزد، مانند برگ درختان (در فصل خزان).
حضرت ضمن اينكه بسيار هيبت داشت، براى اينكه حاضرين ازديدارش هراس نكنند و ديدارش آنان را نرنجاند، گاهى  شوخى مى‏كرد و لطيفه‏اى در حد ميزان شرعى مى‏گفت كه هيبتش حاضران را  به ‏وحشت نياندازد و جرات سخن گفتن را از آنان سلب نكند. به ويژه‏ اگر مى‏يافت كه يكى از يارانش ناراحت و غمگين است‏با او شوخى‏مى‏كرد تا غمش را بزدايد. و اصلا پيامبر آن گونه با افراد سخن‏ مى‏گفت كه مناسب با  وضعيت علمى و حالت روانى آنان بود.
اگر حضرت مى‏خنديد از تبسم تجاوز نمى‏كرد.
آنقدر حضرت متواضع و فروتن بود كه او را«خاضع الطرف‏» مى‏نامد يعنى به زمين نگاه مى‏كرد و سر را كمتر بالا مى‏برد، اين چنين با وقار و متين... با ادب و فروتن. چنان‏در برابر خالقش خاضع و خاشع بود كه بيشتر سرفرود مى‏آورد و كمتر سر را بلند مى‏كرد.
پيامبر هرگز از ذكر خدا غافل نمى‏شد. او نمى‏نشست و برنمى‏خاست جز با ذكر و ياد خدا. پيامبر در هر آن قرين و همنشين ذكر خدا بود چه بر زبان آورد و چه در دل گويد.
 
 ادامه دارد ...


کلمات کلیدی:
 
پيامبر رحمت (۱)
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢۸ 

او هرگز در واژه‌های ما نمی‌گنجد، بهتر است او را همانطور كه خدايش وصف كرده،‌ توصيف كنيم: «وَ ما اَرسلناكَ الٌا رَحمة لِلعالَمين»٬ «« لَقَدْ كانَ لَكُم في رَسُول اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» يعنی  «در [سيره و سخن] پيامبر خدا براى شما الگوى نيكويى است»٬ «إِنّك لَعَلى خُلُق عَظيم» يعنی «اى پيامبر تو داراى بهترين اخلاق هستى»٬ «وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» یعنی «اگرتندخو و سخت دل می‌بودى مردم از اطرافت پراكنده می‌شدند».
جا دارد در آستانه مبعث پيامبر رحمت، لب فروبنديم و لحظاتی در سيره اين بهترين الگوی انسانها بيانديشيم:
پيامبر به هر كه مى‏رسيد، پيشقدم در سلام كردن بود. هرگز ملاحظه نمى‏كرد كه آن ‏فرد، بزرگ است ‏يا كوچك، دانشمند است ‏يا بى‏سواد، ثروتمند است ‏يا فقير. مى‏فرمود: سلام را نود و نه حسنه است و جوابش را يك حسنه.
پيامبر هرگز بدون جهت ‏سخن نمى‏گفت و اگر سخنى مى‏گفت، ‏بيشتر جنبه موعظه و پند داشت، يا مطلبى را مى‏آموخت و يا به معروف و خيرى امر مى‏كرد و يا از شر و منكرى مردم را باز مى‏داشت.
هر وقت ‏وارد مجلس مى‏شد، هر جا كه جاى خالى بود مى‏نشست.
آرام و آهسته سخن مى‏گفت و هيچ گاه فرياد نمى‏زد و صدا را بلند نمى‏كرد، لذا مجلسش بسيار آرام و باوقار بود.
هرگز سخن كسى را قطع نمى‏كرد و تا شخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مى‏داد و پس از تمام ‏شدن سخنش آرام پاسخش را مى‏گفت. چنان اصحابش را تربيت كرده‏ بود كه هرگاه لب مباركش به سخن وا مى‏شد، تمام حاضران ساكت ‏و  سراپا گوش مى‏شدند.
حضرت در هنگام سخن گفتن، به افراد يكسان نگاه ‏مى‏كرد.
با فقرا و مستمندان  همنشين بود و اگر با ثروتمندان مى‏نشست‏، به خاطر هدايت كردن آنان بود.
هرگاه پيامبر مى‏خواست ‏با مردم‏برخورد كند، در آينه مى‏نگريست و موهاى خود را شانه مى‏زد. نه تنها حضرت لباس‏ تميز و مرتب مى‏پوشيد و محاسن مبارك را شانه مى‏زد، بلكه  پيوسته ‏بوى خوش عطر حضرت از مسافتى دور استشمام مى‏شد.

ادامه دارد ...

پی‌نوشت: مطالب سایت پیامبر اعظم (ص) را مطالعه بفرمایید.


کلمات کلیدی:
 
تعريف كيفيت
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱٩ 

دوستانی كه با مقوله سيستمهای مديريت كيفيت، خصوصا با استاندارد ISO 9001:2000 آشنايی دارند می‌دانند كه تعاريف بسيار زياد و معمولا غامضی‌ از كيفيت ارائه شده است.
کمیته فنی ۱۷۶ ایزو (سازمان جهانی استاندارد)، مبانی‌ و واژگان سيستم مديريت كيفيت را در اكتبر سال 2005 بازنگری كرده و آن را با ویرایش ISO 9000:2005 منتشر نموده است.
در اين استاندارد، ‌كلمه كيفيت به ساده‌ترين و زيباترين وجه تعريف شده است:
كيفيت يعنی ما به قولهايمان عمل می‌كنيم.


کلمات کلیدی:
 
ضمير جمع درباره پروردگار
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱٠ 

تا كنون دقت كرده‌ايد كه در بعضی از آيات قرآن خداوند از خود با ضمير جمع و در بعضی آيات با ضمير مفرد ياد می‌كند؟ مفسرين معتقدند ضمير جمع علاوه بر اين‌كه نشان دهنده قدرت و عظمت است، از ماموران خداوند نيز ياد می‌نمايد، مانند: «انا انزلناه فی ليله القدر» يا «انا فتحنا لك فتحا مبينا» ولی در جاهایی كه موضوع پرستش پروردگار مطرح می‌شود، ضمير مفرد به كار رفته است، مانند: «اِننٌی انا الله لا اله الا انا فَاعبُدنی».


کلمات کلیدی:
 
هنر شرقی
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱ 

يكی از تفاوتهای‌ آثار هنری شرقی و غربی، در نوع فراق و وصال است. هر چه كه در تاريخ هنر ايران به عقب‌تر برمی‌گرديم، فراق را بيشتر از وصال مشاهده می‌كنيم كه اوج آن در ليلی و مجنون است. غم عاشق در فراق یار و اميد او به وصال است كه اين آثار را زيبا و دلنواز می‌كند.
به قول يكی‌ از محققين، اين سبك آثار هنری در غرب كمتر به چشم می‌خورد و تنها اثر تاريخی‌ آنها در اين سبك، رومئو و ژوليت است كه بسيار به آن علاقه دارند و بر اساس آن، فيلم و داستان و آثار فراوانی خلق كرده‌اند.
اين نوع نگرش در شعر و موسيقی ايرانی هم به زيبايی به چشم می‌خورد. اگرچه اكثر آثار جدید موسيقی ايرانی - چه اين طرف و چه آن طرف آب - به شدت سطحی و به معنی‌ واقعی كلمه مبتذل شده اند، ولی در آثار و تصنيف‌های قديمی‌تر، اين نوع فراق و اميد به وصال را به خوبی می‌توان مشاهده كرد و گوش كردن به اين آثار طبع انسان را كوك می‌كند. دو نمونه از اين آثار در زير آمده است كه علاقمندان به موسيقی‌ اصيل ايرانی‌ می‌توانند به آن گوش دهند. بهتر است ابتدا با كليك راست، فايل را در رايانه خود ذخيره نماييد:
منتظرت بودم ، شد نغمه‌خوان مرغ سحر


کلمات کلیدی: