لا یمسٌهُ الٌا المطهٌرون
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٩ 

بزرگی می‌فرمود آیه «لا یمسٌهُ الٌا المطهٌرون» دو تعبیر دارد. تعبیر فقهی آن، این است که نباید بدون طهارت به قرآن دست زد، اما تعبیر عرفانی آن به این معنی است که فقط افرادی که باطنی پاک دارند، می‌توانند از قرآن بهره ببرند.
تا حالا دقت کرده‌اید که ما تا وقتی پرهیزگار نباشیم، توفیق خواندن قرآن را پیدا نمی‌کنیم. گاهی هفته‌ها و ماهها می گذرد بدون اینکه سری به این کتاب بزنیم. اگر هم در حالت ناپرهیزگاری به مطالعه قرآن بپردازیم، فقط کلمات را می‌خوانیم و چیزی از آن نمی‌فهمیم.
خداوند در ابتدای سوره بقره می‌فرماید: «این کتابی است که هیچ شکی در آن نیست و هدایت‌کننده پرهیزگاران است: آنان که به غیب ایمان دارند و نماز می‌گزارند و از آنچه روزیشان داده‌ایم، انفاق می‌‌کنند؛ و آنان که به آنچه بر تو و پیامبران پیش از تو نازل شده است، ایمان می‌آورند و به آخرت یقین دارند ...»
خداوندا، توفیق تلاوت و درک قرآن را به ما عنایت فرما.


کلمات کلیدی:
 
حرفی با دوستان وبلاگ‌نویس
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٧ 

از خداوند توفیق خواسته بودم که در این ماه مبارک درباره سیره و فرمایشات حضرت علی علیه‌السلام بنویسم که به لطف خدا، توفیق، رفیق راه شد و ذکری از آن حضرت، هرچند نه در شأن ایشان، به میان آمد.
برای تهیه مطالب، جستجوهایی در اینترنت انجام دادم و متوجه شدم که چقدر مطالب طبقه‌بندی شده در این زمینه کم است و تا چه حد در خصوص شناختن و شناساندن بزرگان دین و فرهنگمان کوتاهی شده است یا بهتر بگویم، کوتاهی کرده‌ایم.
اهمیت این موضوع زمانی مشخص می‌شود که به یاد بیاوریم اگر کسی بخواهد مطالبی غیراخلاقی را جستجو کند، به راحتی می‌تواند با جستجوی یک کلمه در موتورهای جستجو و چند کلیک٬ به منابع وسیعی از اطلاعات دست یابد و حداکثر لازم است زحمت استفاده از فیلترشکن را به خود بدهد.
با توجه به اینکه طبق آمارهای نادقیق، تعداد وبلاگهای فارسی‌زبان به مراتب بسیار بیشتر از سایتهای فارسی است، وبلاگها به بستر مناسبی برای جذب کاربران فارسی‌زبان اینترنت تبدیل شده‌اند و آنچه لازم است، نیت و همت ما وبلاگ‌نویسان است که بتوانیم به توسعه خوبیها و زیبایی‌ها در این فضای مجازی بپردازیم و هر کدام از ما به قدر وسع و به فراخور تخصص و دانشمان، مطالب علمی، فرهنگی٬هنری و ... در اینترنت انتشار دهیم تا الگویی مناسب برای استفاده از اینترنت - که جوانان کاربران عمده آن هستند - تعریف نماییم. ان شاء الله.


کلمات کلیدی:
 
حکمتهایی از مولی علی علیه‌السلام
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٤ 

ناتوانترين مردم كسى است كه در دوستيابى ناتوان است و از  او ناتوانتر آنكه دوستان خود را از دست بدهد.
با مردم آنگونه معاشرت كنيد كه اگر مرديد، بر شما اشك ريزند و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوى شما آيند.
اگر بر دشمنت دست يافتى، بخشيدن او را شكرانه پيروزى قرار ده.
ترس با نااميدى و شرم با محروميت همراه است و فرصتها چون ابرها می‌گذرند، پس فرصتهاى نيك را غنيمت شماريد.
اى فرزند آدم! زمانى كه خدا را می‌بينى كه انواع نعمتها را به تو می‌رساند، در حالى كه معصيت كارى، بترس.
گناهى كه تو را پشيمان كند بهتر از كار نيكى است كه تو را به خودپسندى وا دارد.
زبان عاقل در پشت قلب اوست و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد. (يعنی عاقل زبانش را بدون مشورت و فكر و سنجش رها نمی‌سازد، اما احمق هر چه بر زبانش آيد، می‌گويد).
اى فرزند آدم! اندوه روز نيامده را بر اِمروزت ميفزا، زيرا اگر روزِ نرسيده، از عمر تو باشد، خدا روزى تو را خواهد رساند.
هر ظرفى با ريختن چيزى در آن پر می‌شود جز ظرف دانش كه هرچه در آن جاى دهى، وسعتش بيشتر می‌‌شود.
دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نيز سه دسته‌اند؛ اما دوستانت: دوست تو و دوستِ دوست تو  و دشمنِ دشمن تو است؛ و اما دشمنانت: دشمن تو ، و دشمن دوست تو ، و دوست دشمن تو.
اى فرزند آدم! خودت وصى مال خويش باش، امروز به گونه‌اى عمل كن كه دوست دارى پس از مرگت عمل كنند.
هرگاه تهيدست شديد، با صدقه دادن، با خدا تجارت كنيد.
حق خدا بر شما اينكه از نعمتهاى الهى در گناهان يارى نگيريد.
آبروى تو چون يخى جامد است كه در خواست، آن را قطره قطره  آب می‌كند، پس بنگر كه آن را نزد چه كسى فرو می‌ريزی.
سخت‌ترين گناه، آن كه گناهكار آن را كوچك بشمارد.
شايسته نيست به سخنى كه از دهان كسى خارج شد، گمان بد ببرى، چرا كه براى آن برداشت نيكويى می‌توان داشت.
بخشنده باش اما زياده روى نكن، در زندگى حسابگر باش اما سختگير مباش.
بزرگترين عيب آنكه چيزى را در خود دارى، بر ديگران عيب بشماری.
هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند، آن را ترك كنيد.
كسى كه كردارش او را به جايى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جايى نخواهد رساند.
گروهى خدا را به اميد بخشش پرستش كردند، كه اين پرستش بازرگانان است و گروهى او را از روى ترس عبادت كردند كه اين عبادت بردگان است و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى پرستيدند و اين پرستش آزادگان است.
در سر راه صفّين، دهقانان شهر انبار تا امام را ديدند پياده شده و پيشاپيش آن حضرت می‌دويدند. فرمود چرا چنين مى‌كنيد؟ گفتند عادتى است كه پادشاهان خود را احترام مى‌كرديم. فرمود به خدا سوگند كه اميران شما از اين كار سودى نبردند و شما در دنيا با آن خود را به زحمت می‌ا‌فكنيد و در آخرت دچار رنج و زحمت می‌گرديد، و چه زيانبار است رنجى كه عذاب در پى آن باشد و چه سودمند است آسايشى كه با آن، امان از آتش جهنم باشد.


کلمات کلیدی:
 
قطره‌ای از دريای معرفت علی عليه‌السلام
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٢ 

در محضر امیرالمومنین علیه‌السلام، کسی جمله «استغفرالله» را به زبان آورد. آن حضرت فرمودند:
«آیا می دانی استغفار چیست؟ استغفار، مرتبه بلندپایگان است. این کلمه شش معنا دارد:
نخست آنکه آدمی از کار و کرده خود، پشیمان شده باشد.
دوم آنکه مصمم شود که دیگر به کردار بد گذشته خود باز نگردد.
سوم آنکه حقوقی که از مردم بر ذمٌه دارد، ادا کند و پاک و صافی به ملاقات حق تعالی رود و عهده‌اش از بار حقوق دیگران فارغ و آسوده باشد.
چهارم آنکه واجباتی که عمل نکرده و تباه و ضایع ساخته، به نحو شایسته به انجام رساند.
پنجم آنکه فربهی تن خود را که به نامشروع حاصل گردیده، به آتش اندوه، آب کند تا آنگاه که پوستی و استخوانی بیش از او به جای نماند و پس از آن، گوشت تازه از راه حلال و مشروع بر آن بروید.
ششم آنکه به جبران حلاوت و لذتی که از ارتکاب معاصی احساس کرده، تلخی و مرارت طاعت را در ذائقه خود بچکاند.
در چنین وضعی، آدمی شایسته آمرزش می‌گردد و بجاست که کلمه استغفار را بر زبان آورد».
*
مردی از حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام دعوت کرد که به خانه او تشریف فرما شود، امام فرمود: «دعوت تو را می‌پذیرم به شرطی که سه موضوع را تعهد کنی: یکی آن که چیزی از خارج خانه برای پذیرایی من فراهم نیاوری. دیگر آن که به ماحضر اکتفا کنی و خود را به تکلٌف نیفکنی و سوم آن که در این رهگذر، به عیال خود سختی و ستم روا نداری». عرضه داشت یا امیرالمومنین رعایت هر سه موضوع را تعهد می کنم و حضرت آنگاه دعوتش را قبول کرد.
*
امیرالمومنین می‌فرمود: «هیچ کس نباید در صدر مجلس بنشیند مگر آنکه در وی این سه خصلت باشد: اول آن که هر مشکلی بپرسند، بتواند پاسخ دهد. دوم آن که در آن هنگام که دیگران از سخن گفتن عاجز شوند، بتواند به گفتار بپردازد. سوم آن که نظر مشورتی و رأی او موجب صلاح و سعادت قوم وی باشد».
*
از امیرالمومنین منقول است: «سه چیز است که موجب کمال مسلمان می‌گردد: یکی تدبٌر و تفقٌه در دین و دیگر اندازه نگهداشتن در امر معیشت و سوم، صبر و بردباری در مشکلات و بلیٌات».
ایشان می فرمود: «صبر بر دو گونه است: نخستین، صبر در برابر ناگواری و مصیبت ها که صبری نیکو و زیباست و از آن نیکوتر، صبر در خوشتن داری از محرٌمات خداوند است».
*
روزی امیرالمومنین علیه‌السلام با لباسی وصله‌دار در جمع حاضر شدند. کسی آن حضرت را در این کار سرزنش کرد. امام فرمودند: «قلب با پوشیدن این جامه به فروتنی و خشوع می‌افتد و در عین حال مومنان نیز به من تاسی خواهند کرد».
در روایت آمده است که آن حضرت فرمودند: «به خداوند سوگند که اگر بخواهد، چنان سختی و ریاضتی بر نفس خود تحمیل خواهم کرد که اگر از خوراک به گرده نانی و از نان خورش به نمکی دست یابد، شادمان و قانع گردد».
در نهج البلاغه آمده است: «بدانید که امام و پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه کهنه و کم ارزش اکتفا کرده است و زحمت گرسنگی را به دو قرص نان فرو نشانده است. سال می‌گذرد که خوراکی از گوشت نمی‌چشد مگر به همان مقدار که استحباب خوردن گوشت قربانی اقتضا می‌کند. لیک می‌دانم که شما را به این راه و روش و به این ریاضت و زهد، توانایی نیست، اما متوقعم که مرا در این طریقه، تنها نگذارید و با ورع و پارسایی و مجاهده و پرهیز خود، یار و همگام من شوید.
چنان است که می‌شنوم یکی از شما می‌گفت که اگر خوراک پسر ابی‌طالب این است، به ناچار، ضعف و ناتوانی در مبارزه با هماوردان و تهمتنان بر او چیره خواهد گشت؛ ولی به خدا سوگند که من، در از خیبر به قدرت بازو و به قوت حاصل از خوراک، برنگرفتم که نیرویی ملکوتی و روحی که از نور پروردگار رخشان بود، مرا در این کار تأیید نمود».


کلمات کلیدی:
 
اوصاف پرهیزگاران در کلام علی علیه‌السلام (۴)
ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٢ 

... [پرهیزگار] نسبت به کسی که دشمنی دارد٬ ظلم نمی‌کند و به خاطر دوستی با کسی مرتکب گناه نمی‌شود. پيش از آنکه شاهد و گواهی بر ضدش اقامه شود، خود به حق اعتراف می‌کند. آنچه را به او سپرده‌اند ضايع نمی‌کند و آنچه را به او تذکر داده‌اند به فراموشی نمی‌سپارد. مردم را با نامهای زشت نمی‌خواند. به همسايه‌ها زيان نمی‌رساند. مصيبت زده را شماتت نمی‌کند. در محيط باطل وارد نمی‌گردد و از دائره حق بيرون نمی‌رود.
اگر سکوت کند، سکوتش وی را مغموم نمی‌سازد و اگر بخندد، صدايش به قهقهه بلند نمی‌شود و اگر به او ستمی [از دوستان] شود، صبر می‌کند تا خدا انتقام وی را بگيرد. خود را در سختی قرار می‌دهد اما مردم از دستش در آسايشند. خود را بخاطر آخرت به زحمت می‌اندازد و مردم را در راحتی قرار می‌دهد. کناره‌گيری او از کسانی که دوری می‌کند، از روی زهد و به خاطر پاک ماندن است و معاشرتش با آنان که نزديکی دارد، توام با مهربانی و نرمش است. دور شدنش از روی تکبر و خودبرتربينی نيست و نزديک شدنش بخاطر مکر و خدعه نخواهد بود.
راوی می‌گويد: هنگامی که سخن به اينجا رسيد، ناگهان همٌام ناله‌ای از جان برکشيد که روحش همراه آن از کالبدش خارج شد. اميرمؤمنان علیه‌السلام فرمود: آه، من از اين پيشامد می‌ترسيدم. سپس فرمود: مواعظ و پند و اندرزهای رسا به آنان که اهل موعظه‌اند چنين می‌کند.
کسی عرض کرد: پس شما چطور ای اميرمؤمنان؟ [يعنی توصيف پرهيزگاران با همٌام چنين کرد، پس خود شما چطور؟]  امام علیه السلام فرمود: وای بر تو، هر اجلی وقت معينی دارد که از آن نمی گذرد و سبب مشخصی که از آن تجاوز نمی کند. آرام باش، ديگر چنين سخن مگوی، اين حرفی بود که شيطان بر زبانت نهاد.


کلمات کلیدی:
 
اوصاف پرهیزگاران در کلام علی علیه‌السلام (۳)
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٧ 

... [پرهيزگار]  اعمال نيک را انجام می‌دهد اما باز هم ترسان است. روز را شام می‌سازد و همٌٌش سپاسگزاری است. شب را به روز می‌آورد و تمام فکرش ياد خدا است. می‌خوابد اما ترسان است و برمی‌خيزد شادمان است؛ ترس او از غفلت و شادمانی او به خاطر فضل و رحمتی است که به او رسيده است.
هرگاه نفس او در انجام وظائفی که خوش ندارد، سرکشی کند، او هم [نفس خود را] از آنچه دوست دارد، محروم می‌سازد. روشنی چشمش در چيزی است که زوال در آن راه ندارد و بی‌علاقگی و زهدش در چيزی است که باقی نمی‌ماند. علم و حلم را به هم آميخته و گفتار را با کردار هماهنگ ساخته است.
آرزويش را نزديک می‌بينی، لغزشش را کم، قلبش را خاشع، نفسش را قانع، خوراکش را اندک، امورش را آسان، دينش را محفوظ، شهوتش را مرده و خشمش را فروخورده. همگان به خيرش اميدوار و از شرٌش در امانند. اگر در ميان غافلان باشد، جزو ذاکران محسوب می‌گردد و اگر در ميان ذاکران باشد، جزو غافلان محسوب نمی‌شود.
ستمکار [پشيمان] را می‌بخشد و به آنکه محرومش ساخته، عطا می‌کند. با آنکس که پيوندش را قطع کرده، می‌پيوندد. از گفتار زشت و ناسزا بر کنار است. گفته‌هايش نرم، بديهايش پنهان و نيکيهايش آشکار است. نيکی‌هايش رو کرده و شرٌش رخ برتافته است. در شدائد و مشکلات خونسرد و آرام، در برابر ناگواريها، شکيبا و بردبار و در موقع نعمت و راحتی سپاسگزار است.

ادامه دارد ...


کلمات کلیدی:
 
اوصاف پرهیزگاران در کلام علی علیه‌السلام (۲)
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٤ 

... [پرهيزگاران] در شب همواره بر پا ايستاده‌اند٬ قرآن را شمرده و با تدبٌر تلاوت می‌کنند، با آن جان خويش را محزون می‌سازند و داروی درد خود را از آن‌می‌گيرند. هرگاه به آيه‌ای برسند که در آن تشويق باشد، با علاقه فراوان به آن روی آورند و روح و جانشان با شوق بسيار در آن خيره شود و آن را همواره نصب‌العين خود می‌سازند و هر گاه به آيه‌ای برخورد کنند که در آن بيم باشد، گوشهای دل خويشتن را برای شنيدن آن باز می‌کنند و صدای ناله و به هم خوردن زبانه‌های آتش با آن وضع مهيبش در درون گوششان طنين‌انداز است.
آنها در پيشگاه خدا به رکوع می‌روند و جبين و دست و پا به هنگام سجده بر خاک می‌سايند و از او آزادی خويش را از آتش جهنم درخواست می‌کنند؛ و اما در روز دانشمندانی بردبار و نيکوکارانی با تقوا هستند. ترس و خوف بدنهای آنها را همچون چوبه تيری لاغر ساخته،  چنانکه ناظران آنها را بيمار می‌پندارند اما هيچ بيماری در وجودشان نيست. بی‌خبران می‌پندارند آنها ديوانه‌اند در حالی که انديشه‌های بس بزرگ آنان را به اين وضع در آورده است.
از اعمال اندک خويش خشنود نيستند و اعمال فراوان خود را زياد نمی‌بينند. آنان خويش را متهم می‌سازند و از کردار خود خوفناکند. هر گاه يکی از آنها ستوده شود، از آنچه درباره‌اش گفته شده در هراس می‌افتد و می‌گويد: من از ديگران نسبت به خود آگاه‌ترم و پروردگارم به اعمالم از من آگاه‌تر است. [می‌گويد] بار پروردگارا ما را در مورد گناهانی که به ما نسبت می‌دهند مؤاخذه مفرما و نسبت به نيکی‌هایی که درباره ما گمان می‌برند، ما را از آن برتر قرارده و گناهانی را که نمی‌دانند بيامرز.
از نشانه های آنان اين است: در دين نيرومند، نرمخو و دورانديش هستند. با ايمانی مملو از يقين، حريص در کسب دانش و دارای علم، توام با حلم و ميانه رو در حال غنا می‌باشند. در عبادت خاشع، در عين تهيدستی آراسته، در شدائد بردبار، طالب حلال، در راه هدايت با نشاط و از طمع دور هستند.

ادامه دارد...


کلمات کلیدی:
 
اوصاف پرهیزگاران در کلام علی علیه‌السلام (۱)
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۳ 

نقل شده است يکی از اصحاب امير مؤمنان علیه‌السلام به نام همٌام که مردی عابد و پرهيزگار بود به آنحضرت عرض کرد: ای امير مؤمنان٬ پرهيزگاران را برايم آن چنان توصيف کن که گويا آنان را با چشم می‌نگرم؛ اما امام علیه‌السلام در پاسخش درنگ فرمود؛ آنگاه فرمود: «ای همام از خدا بترس و نيکی کن که خداوند با کسانی است که تقوا پيشه کنند و با کسانی است که نيکوکارند» ولی همام به اين مقدار قانع نشد [و در اين باره اصرار ورزيد] تا اينکه امام تصميم گرفت صفات متقين را مشروحا برايش بازگو کند.
پس از آن خدای را ستايش و ثنا نمود و بر پيامبرش درود فرستاد، سپس فرمود: اما بعد، خداوند سبحان مخلوق را آفريد در حالی که از اطاعتشان بی نياز و از معصيت آنان ايمن بود، زيرا نه نافرمانی گناهکاران به او زيان می‌رساند و نه اطاعت مطيعان به او نفعی می‌بخشد. روزی و معيشت آنان را بينشان تقسيم کرد و هر کدام را در دنيا به جای خويش قرار داد.
اما پرهيزگاران در دنيا دارای اين صفات برجسته‌اند: گفتارشان راست، پوشش آنان ميانه‌روی [ساده] و راه رفتنشان تواضع و فروتنی است. چشمان خويش را از آنچه خداوند بر آنها تحريم نموده پوشيده‌اند و گوشهای خود را وقف شنيدن علم و دانش سودمند ساخته‌اند. در بلا و آسايش حالشان يکسان است [تحولات آنها را دگرگون نميسازد] و اگر نبود اجل و سرآمد معينٌی که خداوند برای آنها مقرر داشت، روحهای آنان حتی يک چشم بر هم زدن از شوق پاداش و از ترس کيفر در جسمشان قرار نمی‌گرفت.
خالق و آفريدگار در روح و جانشان بزرگ جلوه کرده [به همين جهت] غير خداوند در نظرشان کوچک است. آنها به کسی می‌مانند که بهشت را با چشم ديده و در آن متنعٌم است و همچون کسی هستند که آتش دوزخ را مشاهده کرده و در آن معذٌب است. قلبهاشان پر از اندوه٬ [انسان ها] از شرشان در امان، بدن‌هاشان لاغر و نيازمندی‌هاشان اندک و ارواحشان عفيف و پاک است.
برای مدتی کوتاه در اين جهان صبر و استقامت ورزيدند و راحتی بس طولانی بدست آوردند، تجارتی است پر سود که پروردگارشان برايشان فراهم ساخته؛ دنيا [با جلوه‌گری‌هايش] خواست آنها را بفريبد ولی آنها فريبش را نخوردند و آنرا نخواستند. دنيا آنها را اسير خود ساخت ولی آنها با فداکاری٬ خويشتن را آزاد ساختند.

ادامه دارد...


کلمات کلیدی:
 
کلاماتی از حضرت علی علیه‌السلام
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱ 

روزی حضرت علی علیه‌السلام کسی را مشاهده کردند که سرگرم نماز است. به وی فرمودند: «آیا از تأویل نماز با خبری»؟ عرضه داشت که مگر نماز به جز آنکه عبادت خداوند است، تأویلی دارد؟
امام فرموند: « ... و تأویل نخستین سجده آنکه در قلب خود خطور دهی که خداوندا، مرا از این خاک آفریده ای و در سر برداشتن از سجده در دل خود گویی که پروردگارا، مرا از این خاک بیرون کشیده ای و در سجده دوم گویی مرا در این خاک باز خواهی گرداند و در سر برداشتن از دومین سجده گویی که خداوندا، تو مرا دوباره از این خاک بیرون خواهی کشید ...».
*
از امیرالمومین علیه‌السلام در معنی آیه شریفه «و رتٌل القران ترتیلا» روایت شده است که فرمودند: «مقصود از این آیه آن است که قرآن را با بیانی آشکار تلاوت کن و آن را همانند شعر و نثر ندان. از قرآن برای کوبیدن دلهای سخت بهره بگیر و مباد که کسی در تلاوت قرآن، تنها در اندیشه تمام کردن سوره ای باشد».
*
حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: «هر زمان تو را به خداوند حاجتی باشد، در آغاز دعای خود، برای رسول خدا، صلوات و رحمت مسألت کن و پس از آن حاجت بخواه که خداوند کریمتر و بخشاینده تر از آن است که یک دعا و خواهش را اجابت فرماید و حاجت دیگر را روا نکند».


کلمات کلیدی:
 
معارفی از زبان امیرالمومنین علیه‌السلام (۳)
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٧ 

ای کمیل٬ خداوند متعال جز در امور واجب از تو مواخذه نخواهد فرمود٬ اما آنچه از اعمال مستحب و نوافل در این جهان انجام می‌دهیم، به خاطر هراس بزرگ و آن خطر عظیمی است که در قیامت رو در روی خود خواهیم یافت.
ای کمیل، گناهان تو بیش از حسناتت، غفلتت بیش از توجه‌ات و نعمتهای خدا بر تو، بیش از همه اعمال تو است. ای کمیل، تو هیچگاه از نعمت و عافیت و مرحمت حق تعالی خالی نمی‌مانی، پس ترتیبی ده که به هر حال از حمد و ثناء و تسبیح و تقدیس و شکر و ذکر حضرتش خالی نمانی.
ای کمیل، مهم آن نیست که نماز بگزاری و روزه بداری و تصدٌق کنی، بلکه مهم آن است که نمازت را با قلبی پرهیزکار بجای آوری و عملت نزد خداوند مورد رضایت و خشوعت تمام و کوششت مداوم باشد.
ای کمیل، ما ثقل اصغریم و قرآن ثقل اکبر است. ثقل اکبر، گواه ثقل اصغر و ثقل اصغر، شاهد ثقل اکبر است. هر یک از این دو، ملازم دیگری است و از هم جدا نمی شوند تا آن که بر خداوند متعال، وارد شوند و او بین این دو ثقل و بین بندگان خود، حکم کند.
ای کمیل، برخی، حظ و بهره خود را از حظوظ این جهان ناپایدار اختیار کرده اند، لیکن تو هشیار باش و از جهانی دیگر که باقی و جاوید است، حظ و بهره خویش را برگیر.
ای کمیل، همه را رو به سوی آخرت است، در این میان آنچه باید به آن رغبت داشت، ثواب خداوند عزوجل و درجات رفیع بهشت است که آن را جز پرهیزکاران، میراث نخواند برد.
ای کمیل، اینک اگر مایلی برخیز.


کلمات کلیدی:
 
معارفی از زبان امیرالمومنین علیه‌السلام (۲)
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٦ 

ای کمیل خلق و خوی خویش را نیکو گردان و با همنشین خود، گشاده رو باش و خدمتگزاران خود را به خشم از خویش مران.
ای کمیل، حسن خلق مرد با ایمان به تواضع اوست و آرایش و جمالش در عفت و خویشتن داری است، شرف وی در دانش و بینش و معرفت او است و عزتش در ترک گفتگوهای بی مورد است. از مجادله در سخن، بپرهیز که نادانان را در جهل خود، استوارتر می‌سازد و به اخوت و برادری نیز زیان می‌رساند.
ای کمیل، در هر حال حق گو باش و با پرهیزگاران محبت و دوستی کن و از فاسقان و تباهکاران بگریز و از مردمان منافق و دو رو کناره گیر و با خیانت پیشگان مجالست مکن.
ای کمیل، هرگز حلقه بر در ستمکاران مکوب و با آنان میامیز، مبادا که آنان را بزرگ شماری و یا آن که در مجلسی از مجالس ایشان شرکت جویی که موجب خشم خداوند بر تو شود.
ای کمیل، محبوب‌ترین بندگیها و اطاعتها نزد پروردگار، بعد از اعتقاد و اقرار به توحید و اعتراف به ولایت اولیاء خدا (ع)، بردباری و عفت و خویشتن داری و شکیبایی است.
ای کمیل، درویشی و فقر و گرفتاری خود را به دیگران باز مگو و با مناعت طبع و پرده‌پوشی بر ناداری و گرفتاری خود صابر و شکیبا باش.
ای کمیل، باکی نیست که راز خود را به برادر خود بازگشایی لیکن بنگر برادر تو کیست؟ برادر تو کسی است که به هنگام گرفتاری تو را به خواری وانگذارد و تو را با گرفتاریهایت رها نکند تا آن که از وضع و حالت، او را آگاه کنی تا اگر دسترس دارد، مشکل تو را حل نماید.
ای کمیل، مومنان یکدیگر را همچون آیینه اند که در وضع همه به دقت می‌اندیشند و در رفع فقر و گرفتاری یکدیگر می‌کوشند و در اصلاح حال هم اقدام می‌کنند.
ای کمیل، بدان که ما نسبت به هیچ یک از بندگان خدا به ترک اداء امانت مجاز نیستیم. سوگند می‌خورم که حضرت رسول گرامی (ص) ساعتی پیش از رحلت خود سه بار به من فرمود: ای ابوالحسن، امانت را خواه بزرگ و گران باشد یا به کم ارزشی نخ و سوزن به صاحبش چه نیکو باشد یا بدکار، بازگردان.

ادامه دارد ...


کلمات کلیدی:
 
معارفی از زبان امیرالمومنین علیه‌السلام (۱)
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۳ 

ماه رمضان ماه رستگاری مولای متقیان حضرت علی علیه‌السلام است. از خداوند توفیق خواسته‌ام که در این ماه، به ذکر سیره و فرمایشات آن حضرت بپردازم و امیدوارم که بتوانیم  با روش زندگی ایشان بیشتر آشنا شویم و تلاش نماییم به حد وسعمان، آنها را در زندگی خودمان به کار گیریم. ان شاء الله.

کمیل می گوید روزی امیر‌المومنین (ع) مرا فرمود:
ای کمیل بن زیاد، هر روز را با نام خداوند عزٌوجل و ذکر «بسم الله ارحمن الرحیم و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» آغاز کن و بر خدا توکل کن و ما را به نام، بر زبان آور و صلوات بفرست و از شرور و بلایا به خداوند پناه بر.
ای کمیل، به هنگام خوردن، نام خدای را بر زبان آور، نامی که با آن هیچ چیز، زیان نرساند و شفاء هر درد و گرفتاری است و هرگز نسبت به مردمان، از مال خود، بخل مورز که روزی هیچکس به دست تو نهاده نشده است، اما با این کار، ثواب فراوان برای خود خواهی اندوخت.
ای کمیل، چون به طعام خوردن پرداختی، مدت آن را دراز کن تا آن که هم سفره تو نیز از آن سیر شود و روزی خود خورد.
ای کمیل، چون دست از غذا کشیدی، خدای را سپاس گزار و به صدای رسا به ستایش حق پرداز تا دیگران نیز به تو تأسی کنند و اجر و پاداشت افزون گردد.
از کمیل، معده خویش از خوراک، سنگین مساز و جای آب و نفس در اندرون، باقی بگذار.
ای کمیل، آنچه بر سفره داری، تمام مخور که رسول خدا (ص) چنین نمی کرد.
ای کمیل، پیش از آن که سیر شوی، دست از طعام بازگیر که این کار، غذا را در کام تو گواراتر خواهد ساخت.
ای کمیل، سلامت بدن در کم خوردن و کم نوشیدن است و برکت مال در پرداخت زکات و مواسات با مردم با ایمان و پیوستگی با نزدیکان است و بدان که مومنین نزدیکان تواند.
ای کمیل، عطای خویش را نسبت به خویشاوندان مومن خود، بیش از دیگر مومنان قرار ده و با آنان، مهربانی افزونتر کن و توجه خویش به ایشان زیاده گردان و بر مسکینان و نیازمندان ببخش.
ای کمیل، هیچ خواهنده ای را از در خویش محروم منما ولو به آن که پاره‌ای خرما یا خوشه‌ای انگور به وی ببخشی.
ای کمیل، صدقه نزد خداوند متعال، نمو می‌کند و بر آن افزوده می شود.

ادامه دارد ...


کلمات کلیدی:
 
سه تصوٌر از خودمان
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱ 
ما معمولا نسبت به شخصیتمان به طور همزمان سه تصوٌر زیر را داریم:
1- تصوٌری که خودمان نسبت به خودمان داریم.
2- تصوٌری که فکر می‌کنیم دیگران نسبت به ما دارند.
3- تصوٌری که دوست داریم دیگران نسبت به ما داشته باشند.
هر چقدر این سه تصوٌر با هم منطبق‌تر باشد، زندگی ما آرام‌تر و آسوده‌تر خواهد بود ولی اگر بخواهیم تصوٌری متفاوت از واقعیت درونی‌مان از خود نشان دهیم، چالش‌های درونی‌مان افزایش پیدا خواهد کرد و زندگی ناآرام‌تری خواهیم داشت.

کلمات کلیدی: