نیایش نوروزی
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢۸ 

 ای آفریدگار بی‌همتا، در آستانه سال نو ما را یاری کن تا همان گونه که خانه‌هایمان را برای پذیرایی از مهمانان زیبا می‌کنیم، خانه دلمان را هم از ناپاکی‌ها تهی کنیم و به منش شایسته بیاراییم.
ای پروردگار یکتا، حال که با وزش نسیم جانبخش بهاری، درختان را از خواب زمستانی بیدار می‌کنی، جان و تن ما را نیز با نسیمی جان‌افزا زنده کن.
ای پوزش‌پذیر، پشیمانی ما را به خاطر پندار و گفتار و کردار ناشایستمان بپذیر و از رفتارهای نسنجیده و گفته‌های نابخردانه‌مان که ناخوشنودی تو را به همراه داشته، درگذر.
ای هستی‌بخش مهربان، به ما بیاموز که از بیهودگی بپرهیزیم و همواره آن گونه باشیم که تو می‌پسندی.
ای جهان‌آفرین، به فرخندگی این روز نو، این نوروز، ما را توان ده تا همچون نیاکانمان، نیک‌سیرت، راستگو و درستکار باشیم.
ای یزدان پاک، ستایش شایسته توست، تو را می‌پرستیم و از تو می‌خواهیم که سختی‌های زندگی را بر ما آسان سازی.  

پی نوشت:
هدیه نوروزی من به آنان که دلشان برای زنده نگهداشتن زبان شیرین پارسی می‌تپد.


کلمات کلیدی:
 
دعا
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۱ 

یکی از آشنایان باید به اتاق عمل می‌رفت و به علت بالا بودن فشار خون،‌ پزشکان رضایت گرفتند که ممکن است زنده نماند. او از این عمل زنده ماند ولی به مرور بینای‍ی یک چشمش را از دست داد. دخترش می‌گفت: «روز عمل من نذر کردم و گفتم که خدایا، یک چشمش را بگیر ولی خودش را نگیر».
خانمی در همسایگی یکی از اقوام، سه پسر داشت و دختردار نمی‌شد، هر کجا می‌نشست، می‌گفت: «خدایا یک دختر به من بده،‌ کر باشه، کور باشه،‌ اشکال نداره، فقط دختر باشه». متاسفانه آنها صاحب دختری‌ شدند که معلول جسمی و ذهنی است.
نمی‌خواهم بگویم که خدا منتظر است ببیند ما چه می‌گوئیم و به آن را عمل کند،‌ ولی مگر از خزانه خدا کم می‌شود که بهترین‌ها را از او بخواهیم؟ خدا به ظرف ما و گنجایش آن نگاه می‌کند. چهارچرخه و چهاردیواری خواستن بهتر است یا خودرو خوب و خانه وسیع و فرزند سالم و صالح؟ 

پی نوشت:خداوندا عاقبت همه ما را ختم به خیر بفرما!


کلمات کلیدی:
 
خرید عید
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱ 

چند سال پیش بین همکاران شرکت مسابقه‌ای برگزار شد و قرار شد برای برنده، ‌یک کادوی ۵۰۰۰ تومانی بخریم. در مسیر بازگشت به منزل از یک لباس فروشی، یک پیراهن مردانه قیمت کردم که ۵۲۰۰ تومان بود و فروشنده گفت:«حداکثر می‌‌توانم ۲۰۰ تومان تخفیف بدهم چون خودم تولید کننده آن می‌‌باشم و بیشتر برایم سود ندارد».
چند قدم جلوتر همان پیراهن را پشت ویترین مغازه‌ای دیگر دیدم که فروشنده گفت قیمت آن ۱۲۰۰۰ تومان می‌‌باشد! خواستم بیرون بیایم که گفت: «چند می‌خواهی»؟ گفتم حداکثر می‌‌توانم ۵۰۰۰ تومان برای این هدیه هزینه کنم. گفت:‌«۸۰۰۰تومان ببر». دوباره که قصد من برای بیرون‌ آمدن را دید،‌ لباس را در کیسه‌ای قرار داد و گفت: «باشه،‌ همان ۵۰۰۰ تومان خودت»!
اگر قرار بود همان لباس را برای خودم بخرم،‌ شاید اگر حداکثر ۲۰۰۰ تومان تخفیف می‌‌گرفتم،‌ کلی هم خوشحال می‌‌شدم. 

پی ‌نوشت:
کسبه محترم، ‌در این شب عیدی با سود غیرمتعارف، قسم دروغ، تقلب و ... روزی خود را حرام نکنید.


کلمات کلیدی: