شاد بودن هنر است
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢۸ 

بشکفد بار دگر لاله‌ی رنگین مراد
غنچه‌ی سرخ فرو بسته‌ی دل باز شود
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
روز گاری که به سر آمده آغاز شود

روزگار دگری هست و بهاران دگر
کاشکی آینه‌ای بود درون بین که در او
خویش را می‌دیدم
آنچه پنهان بود از آینه‌ها می‌دیدم

می‌شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن
پیک پیروزی و امید شدن

شاد بودن هنر است
شاد کردن، هنری والاتر

لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی‌جان شب و روز
بی‌خبر از همه خندان باشیم
بی‌غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد

شاد بودن هنر است
گر به شادی تو دل‌های دگر باشد شاد

زندگی صحنه‌ی یکتای، هنرمندی ماست
هر کسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

«ژاله اصفهانی»


کلمات کلیدی:
 
جنگل کارا
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢٠ 

[جنگل کارا

نوجوان که بودم از پاییز خوشم نمی‌آمد، از زرد شدن طبیعت دلم می‌گرفت. شاید یکی از دلایل آن، زود تاریک شدن هوا بود و بمباران شبانه و تلویزیونی که دو شبکه بیشتر نداشت و  خیلی از اوقات به نشان دادن یک پروانه روی گلها و پخش آهنگ می‌پرداخت.
هرچه بزرگتر می‌شوم، یاد می‌گیرم که چگونه از تمام فصلها لذت ببرم، نه فقط بهار سرسبز. انسان با گذر عمر، خود را به این حقیقت که زندگی پاییز و زمستانی هم خواهد داشت، نزدیکتر می‌بیند و به یاد می‌آورد که باید خود را برای پاییز و زمستان آماده کند.
اگر دوست دارید زیبایی پاییز را مشاهده کنید و در تهران زندگی می‌‌‌کنید، می‌توانید سری به "جنگل کارا" بزنید. از میدان درکه حدود ۴۰ دقیقه مسیر "پلنگ چال" را بالا بروید و از کلبه کارا به سمت چپ تغییر مسیر دهید، پس از طی حدود ۴۰ دقیقه به این جنگل کم تردد می‌رسید.
با توجه به درختان نسبتا انبوه این جنگل کوچک، اواسط پاییز گاهی بیش از ده سانتی متر برگهای زرد و نارنجی و قهوه‌ای درختان بر زمین می‌ریزد و هنگام قدم زدن، این برگهای رنگارنگ زیر گامهای شما خش‌خش گوش‌نوازی به راه می‌اندازند.
در مسیر برگشت حتما چند دقیقه‌ای ساز این پیرمرد را هم گوش کنید. او معمولا هر جمعه آنجاست.
اگر بنزینتان زیادی کرده، می‌توانید از زیبایی طبیعت پاییز در این جاده هم لذت ببرید: تهران، جاده لشکرک، اوشان، فشم، میگون، شمشک، دربندسر، دیزین.

پی‌ نوشت:
بخشی از قطعه "پاییز پاییز پاییز" از آلبوم "پاییز طلایی ۱" اثر فریبرز لاچینی را گوش کنید.


کلمات کلیدی:
 
در قطار
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٧ 

می‌دود آسمان
می‌دود ابر
می‌دود دره و می‌دود کوه
می‌دود جنگل سبز انبوه
می‌دود رود
می‌دود نهر
می‌دود دهکده
می‌دود شهر
می‌دود می‌دود دشت و صحرا
می‌دود موج بی‌تاب دریا
می‌دود خون گلرنگ رگ‌ها
می‌دود فکر
می‌دود عمر
می‌دود، می‌دود، می‌دود راه
می‌دود موج و مهواره و ماه
می‌دود زندگی خواه و ناخواه
من چرا گوشه‌ای می‌نشینم؟

ژاله اصفهانی


کلمات کلیدی:
 
چند تجربه از ممیزی سیستم مدیریت کیفیت (۳)
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٥ 

در یادداشت مطلب قبلی، یکی از دوستان امر فرمودند برای خوانندگان وبلاگ که آشنایی با ممیزی سیستم مدیریت کیفیت ندارند، تعریفی کلی در این زمینه ارائه نمایم.
حدود یک سال پیش مطلبی در وبلاگم نوشتم و یک فایل آموزشی سیستم مدیریت کیفیت را که برای تدریس استفاده می‌کنم، در این وبلاگ قرار دادم که اتفاقا از این طریق، دوستانی پیدا کردم که از فایل مذکور استفاده کرده بودند و سوالات تکمیلی خودشان را تلفنی یا از طریق پست الکترونیک پرسیدند.
به عنوان اطلاعات تکمیلی باید عرض کنم که سازمان جهانی استاندارد یا ISO، استانداردهای سری ISO 9000 را برای استقرار سیستم مدیریت کیفیت منتشر کرده است و در آن، الزاماتی را مشخص نموده که سازمانهای علاقمند به دریافت گواهینامه مذکور، باید این الزامات را رعایت کنند.
شرکتهایی به نام CB که مخفف Certification Body است، وظیفه بررسی و اطمینان از تطابق نحوه اجرای فعالیتهای سازمان با الزامات این استاندارد را به عهده دارند که به این فرآیند، ممیزی یا Audit  می‌گویند. در صورت اجرای صحیح الزامات استاندارد، گواهینامه ISO 9000 به سازمان مربوطه اعطا خواهد شد. البته خود سازمان نیز باید به صورت دوره‌ای سیستم مدیریت کیفیت خود را ممیزی داخلی نماید، عدم انطباقها را شناسایی نموده، اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه مناسب جهت رفع آنها به عمل آورد.
اگر مایل هستید بدانید چه مواردی در این ممیزی کنترل می‌شود، فایل فوق را مطالعه فرمائید. این فایل به اندازه کافی ساده طراحی شده که بدون پیش نیاز خاصی بتوان آن را درک کرد.
به هر حال اگر دوستانی علاقمند به کسب اطلاعات بیشتر باشند، می‌توانند با آدرس
m_barghi2@yahoo.com مکاتبه نمایند تا مطالب تکمیلی در اختیار آنها قرار دهم.


کلمات کلیدی:
 
چند تجربه از ممیزی سیستم مدیریت کیفیت (۲)
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٢ 

استاد دوره سرممیزی تعریف می‌کرد که برای ممیزی صدور گواهینامه سیستم مدیریت کیفیت به یک کارگاه تولیدی رفته بودند که در جاده‌ای فرعی واقع شده و شش کیلومتر آخر هم خاکی بود. موقع رفتن به کارخانه، راننده شرکت آنها را به آن مکان برده و قرار بود بعد از اجرای ممیزی آنها را به شهر برگرداند.
اعضای تیم ممیزی حین انجام ممیزی متوجه عدم انطباقهای فراوان در سازمان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند در جلسه اختتامیه اعلام کنند که سازمان را برای دریافت گواهی‌نامه توصیه نمی‌کنند تا مشکلات ذکر شده برطرف گردد.
در جلسه اختتامیه بین تیم ممیزی و مدیران سازمان بحث و جدل برپا می‌شود و نهایتا مدیران سازمان با ناراحتی جلسه را ترک می‌کنند. ممیزان وسایل خود را جمع می‌کنند و بیرون می‌آیند و می‌بینند که در این فاصله همه مدیران، سازمان را ترک کرده‌اند. از نگهبان درخواست آژانس می‌کنند که پاسخ می‌شنوند در این بیابان ماشین رد نمی‌شود، چه برسد به آژانس!
خلاصه آنها مجبور می‌شوند آن شش کیلومتر را در جاده خاکی تا رسیدن به جاده‌ای که بتوانند سوار ماشین شودند،‌ با پای پیاده طی کنند و ناگفته نماند که در بین راه نیز چند سگ به گرمی از آنها استقبال می‌کنند!

پی نوشت:
در فرآیند ممیزی اگر مطمئن نیستند که در صورت عدم تایید سیستم، جان سالم از مهلکه به در می‌برید، بهتر است به مصالحه بیاندیشید!


کلمات کلیدی:
 
چند تجربه از ممیزی سیستم مدیریت کیفیت (۱)
ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٤ 

- در ممیزی سیستم مدیریت کیفیت شرکتی که نماینده مدیریت آن بودم، ممیز هنگام بررسی بند کالیبراسیون در کارگاه، کولیس یک کارگر را به دست گرفت و پرسید: «اگر این کولیس از دست تو به زمین بیافتد چه کار می‌کنی»؟ کارگر که جواب را نمی‌دانست گفت: «کولیس از دستم نمی‌افتد چون همیشه مواظب آن هستم». ممیز بار دیگر پرسید حالا اگر اتفاقی از دستت افتاد چی»؟ کارگر با لحن جدی‌تر و محکم‌تری گفت: «کولیس یا در جعبه است یا روی میز یا در دست من و امکان ندارد اتفاقی به زمین بیافتد». ممیز می‌خواست دوباره سوال خود را به نحو دیگری تکرار کند که کارگر عصبانی شد و چنان با فریاد جمله خود را تکرار کرد که ممیز از ترس جانش، از خیر سوال و اصلا ادامه ممیزی بند 7-6  از استاندارد ISO9001:2000  گذشت!
- از طرف یک شرکت CB در حال ممیزی یک شرکت نساجی بودم. دستورالعمل کار با یکی از دستگاههای ریسندگی را که در کنار آن بود مطالعه کردم و بعد، از اپراتور پرسیدم اگر یکی از نخهای تار پاره شود چه کار می‌کنی؟ شروع به توضیح دادن کرد و من تقریبا یک کلمه از گفته‌هایش را هم متوجه نشدم. فکر کردم به علت سر و صدای بیش از حد دستگاه است. از او خواستم دستگاه را خاموش کند و دوباره توضیح دهد که این بار هم فقط توانستم بعضی از کلمات را حدس بزنم. مدیر تولید که تعجب من را دید گفت: «همه کارکنان خط تولید، ترکمن هستند و فقط می‌توانند به زبان ترکمنی صحبت کنند. فارسی را فقط می‌فهمند و قادر به تکلم به این زبان نیستند». برای اینکه متوجه شوم دستورالعمل را بلد است یا خیر، از او خواستم یک نخ تار را پاره کند و اقدامات لازم را انجام دهد که او این دفعه به صورت عملی دستورالعمل را به درستی اجرا کرد.
- به عنوان مشاور، یک شرکت قطعه‌ساز را ممیزی داخلی می‌کردم که درباره نماینده مدیریت پرسیدم. پاسخ دادند مدیر عامل ما، دو نماینده مدیریت به سازمان معرفی کرده‌است! همانطور که می‌دانید استاندارد در بند 5-5-2  می‌گوید: «مدیریت ارشد سازمان باید یکی از مدیران را صرفنظر از سایر مسوولیتهایش برای امور کیفیت معرفی کند...». جالب است که یکی از نماینده مدیریت‌ها، مدیر طرح و برنامه و موافق نگهداری سیستم و دیگری مدیر تولید و مخالف آن بود. مدیر طرح و برنامه، برنامه ممیزی داخلی و بازنگری مدیریت را به سازمان ابلاغ می‌کرد و نماینده مدیریت دیگر آن را لغو می‌نمود.

پی نوشت:
اگر شیخ اجل علیه‌الرحمه زنده بود می‌گفت: «ده درویش در گلیمی بخسبند و دو نماینده مدیریت در سازمانی نگنجند»!


کلمات کلیدی: