موهای سفید شده در آسیاب
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٧ 

این هفته برای ممیزی ISO 9001:2000 و HACCP یک شرکت تولید کننده آرد به شیراز رفتم و با افرادی آشنا شدم که موهایشان را در آسیاب سفید کرده بودند. در این سفر اطلاعات جالبی به دست آوردم، از جمله:
- آردی که اداره غله کیلویی ۷ تومان به نانوا می‌دهد، برای دولت کیلویی ۲۸۵ تومان تمام می‌شود یعنی در واقع دولت پول کیسه آرد را هم از نانوا نمی‌گیرد. این عدد را در ۱۱میلیون تن مصرف سالانه آرد خبازی ضرب کنید تا میزان یارانه آرد محاسبه گردد. ناگفته نماند بخشی از این آرد، از شرکتهای ماکارونی‌سازی و قنادی‌ها و ... سر در می‌‌آورد. ظاهرا خیلی‌ها دارند از این صنعت، نان می‌خورند!
- قبلا آرد سنگک، سبوس بیشتری نسبت به سایر نانها داشت ولی در حال حاضر از همان آرد سفید کم‌سبوس به سنگکی‌ها می‌دهند، با این توجیه که آرد سفیدتر، تمیزتر است.
- دست‌‌اندرکاران صنف نان، لواش را جزو نانها به حساب نمی‌آورند و آن را عامل مهمی در سوء هاضمه می‌دانند. نانهای فتوکپی و متری که جای خود دارد. سنگک و بربری قابل قبول‌تر هستند.
- خمیر داخل نانهای فانتزی که در معمولا دور ریخته می شود، از بهترین بخشهای نان است.
- پیشنهاد می‌کنم از فرآیند تولید کارخانه‌های صنایع غذایی بازدید نکنید، چون تا مدتی از خوردن آن محصول اکراه خواهید داشت. از ارائه توضیح اضافه‌تر معذورم!

پی نوشت:
کنجکاوی ماموران حفاظت فرودگاه نسبت به آردهای نمونه‌ای که در کیسه‌های سفید رنگ به همراه داشتیم، واقعا خنده دار بود. ظاهرا یکی از روشهای حمل هروئین، جاسازی آن در میان آرد است!


کلمات کلیدی:
 
انیشتن
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٩ 

روزی یک هنرپیشه به انیشتن نامه می‌نویسد که: «اگر من و تو با هم ازدواج می‌کردیم، فرزندانمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو، چه انسانهای شگفتی می‌شدند»!
انیشتن پاسخ می‌دهد: «از لطف شما متشکرم، ولی اگر قیافه فرزندانمان مثل من و هوششان مثل تو می‌شد، چه فاجعه ای به بار می‌آمد»!

پی نوشت:
بعضی از دست نوشته‌های خواندنی انیشتن را مطالعه کنید.


کلمات کلیدی:
 
انستیتو دمینگ
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٢ 

این دایرة‌المعارف ویکیپدیا هم واقعا پدیده جالبی است. داشتم صفحات مربوط به مدیریت کیفیت را در آن سایت مرور می‌کردم که به لینک انستیتو دمینگ برخوردم. این موسسه در سال ۱۹۹۳ برای معرفی دکتر ادوارد دمینگ – پدر علم مدیریت کیفیت – بنیان‌گذاری شده است و یک سازمان غیر انتفاعی است که به ارائه خدمات آموزشی در ارتباط با آموزه‌های دکتر دمینگ، در قالب کنفرانس، سمینار و ... می‌پردازد. در این سایت مطالب ویژه‌ای در مورد دکتر دمینگ قابل مشاهده است، از قبیل: زندگی‌نامه، رزومه‌های دست نوشته خود او، خاطراتش، نت‌های موسیقی نوشته شده توسط او، اطلاعاتی در مورد جایزه دمینگ و ...

پی نوشت: اگر علاقمند به مباحث کیفیت هستید، مطالعه این صفحات خالی از لطف نیست:
Quality , TQMISO 9000  , Six Sigma 


کلمات کلیدی:
 
برگی از تاریخ ادبیات
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٧ 

وثوق‌الدوله در زمان رئيس‌الوزرايی‌اش با تمام معايبی كه داشت، به دليل شاعر بودنش، مشوق شاعران بود. روزی استقبال از غزل معروف خودش را بين شاعران به مسابقه گذاشته و از تمام شاعران خواسته بود كه شركت كنند. جايزه قابل توجهی هم به برنده تعلق می‌گرفت. مطلع غزل اين بود:

ای ‌بر قبيله‌ی دل و دين  تركتازكن
دست طلب به خرمن دلها درازكن

تركتازكن به معنی تركتازكننده است، صفت فاعلی است و تمامی‌ قافيه‌ها همه به همين صورت است.
شاعران زيادی ‌از جمله مرحوم عارف قزوينی، ايرج ميرزا و ملك‌الشعرا بهار در آن مسابقه شركت كرده بودند و در نهايت ايرج‌ميرزا با اين غزل برنده جايزه می‌شود:

آزرده‌ام از آن بت  بسيار  نازكن
پا از گليم خويش فزونتر درازكن

 با آنكه از رخش خط مشكين دميده‌،‌ باز
آن  تُـرك  نـازكـن  نـشـود  تَـركِ  نـازكـن

از چشم بد كنند همه خلق احتراز
من گشته‌ام ز چشم نكو احترازكن

رند شراب‌خوارم و در سينه‌ام دلی است
پـاكيـزه‌تــر  ز  جـامـه‌ی‌ شـيـخ   نمــازكـن

مـن  از  زبان  خويـش  ندارم   شكايتـی
چشم است بيشتر كه بود كشف رازكن

بويی‌ ز بوستان  محبت  نبرده‌اند
سالوس زاهدانِ حقيقت مجازكن

اين حاجيان به حشر عنان در عنان روند
بـا   اشـتـرانِ   طـی  طـريـق  حـجـازكـن

من پروراندمت كه تو با اين بها شدی
طفلی  نديده‌ام چو  تو بر  دايه نازكن

كی آرزوی سلوی‌ و مَن ره دهد به دل
آن  اكتـفـا  به  نان  و  پنيــر و  پيـازكن

آن را كه آز نيست به شاهان نياز نيست
سلطـان  وقـت  خـويش  بـود  ترك  آزكن

نه زور سود داد و نه زاری‌ علاج كرد
آری زر است زر،  گره  از  كار  بازكن

ما را هوای ‌خدمــت  فرمانـروای  ‌ملك
هست از هوای روی  بتان  بی‌نيازكن

فرٌخ وثوق دوله كه از عدل  او نماند
دست طمع  به مال  رعيٌت درازكن

جز تُرك من كه تازه كند مشق تُركتاز
در  عـهـد  او  نـمانـد  دگـر  تُركـتازكن

دشمن به دار كرد، ببين چون كند به دوست
آن  دشمـنـان  خويـش  چنيـن  سـرفـرازكـن

«نقل از كتاب در خلوت شهريار»

پی نوشت:
«من و سلوی»  نام مائده‌ای است که خداوند بر قوم بنی اسرائیل نازل کرد ولی آنها به حضرت موسی (ع) گفتند که «ای موسی،  ما هرگز نمی‌توانیم به یک نوع غذا اکتفا نماییم؛ پس از خداوند بخواه تا از گیاهان زمین و از سبزیجات مانند خیار، سیر، عدس و پیاز برای ما برویاند».


کلمات کلیدی:
 
شهر فرنگ
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۳ 

شهرفرنگ

اولین باری که شهرفرنگ تماشا کردم، زمانی بود که یک شهرفرنگی دوره گرد به کوچه‌مان آمد. همه ما دست از بازی کشیدیم، به خانه‌هایمان رفتیم، پول گرفتیم و به صف ایستادیم.
نوبت من که شد، دستانم را دور یکی از دریچه‌ها گذاشتم و به دقت داخل را نگاه کردم، ولی همه جا تاریک بود.
شهرفرنگی نوار را می‌چرخاند و می‌گفت: «خوب تماشا کن، شهر فرنگه، از همه رنگه، اینی که می‌بینی ... است و ...» و من هرچه بیشتر نگاه می‌کردم کمتر می‌دیدم. نمایش تمام شد و او رفت و من از تعریف بقیه بچه‌ها به این نتیجه رسیدم که اشکال از من بوده که لباس پادشاه را ندیدم!
نمی‌دانید بعد از مدتی چقدر خوشحال شدم وقتی فهمیدم شهرفرنگی یادش رفته بود درپوش دریچه‌ای را که من از آن تماشا می‌کردم، بالا بدهد!

پی نوشت:
بخشی از قطعه «شهر فرنگی» از اولین فیلم مرحوم علی حاتمی با عنوان «حسن کچل» را که توسط «مرتضی احمدی» اجرا شده است، با نرم افزار RealPlayer  بشنوید. ترکیب کلام مرحوم حاتمی با اجرای کوچه بازاری مرتضی احمدی و داستان فولکلور حسن کچل برای چند دقیقه شما را به دوران کودکی می‌برد. راستی ما چطور باید این قبیل میراث فرهنگی‌مان را به نسل بعد منتقل کنیم؟


کلمات کلیدی: