چینی نازک تنهایی سهراب اینجاست
ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۸ 

آرامگاه سهراب سپهری

 

مشهد اردهال - حوالی نیاسر کاشان - علاوه بر جاذبه‌های طبیعی، میزبان دو انسان بزرگ است؛ یکی سلطان علی فرزند امام محمد باقر (ع) و دیگری سهراب سپهری. بافت سنتی و معنوی آن محل به حدی زیباست که انسان را سر شوق می‌آورد. بر سر آرامگاه سهراب که رسیدم، جوّ گیر شدم و گفتم:

 نرم و آهسته بیایید که مهتاب اینجاست‌
خانه‌ی دوست همین‌جا و خودش خواب اینجاست

پا مکوبید مبادا که ترک بردارد‌
چینی نازک تنهایی سهراب اینجاست

آن گلستانه که بوی علفش می‌سازد
ذوق را دربه‌در و سرکش و بی‌تاب اینجاست

بیشه و چشمه و آبادی و ییلاقی که
گفت از دیدنشان شعر تــَر و ناب اینجاست

کوچه باغی که بوَد سبزتر از خواب خدا
چشم باران زده و شسته و سیراب اینجاست

مرگ پایان کبوتر نبوَد، باور کن
شاعر پنجره و آینه و آب اینجاست


کلمات کلیدی:
 
باد بهاری
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٧ 

حضرت رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: «اغتنموا برد الربیع فانه یعمل بابدانکم کما یعمل باشجارکم و اجتنبوا برد الخریف فانه یعمل بابدانکم کما یعمل باشجارکم»

مولوی می سراید:

گفــت پیغـمـبـر ز سـرمـاى بـهـار       تـن مـپـوشـانیـد  یـاران  زیـنـهـار
ز آن که با جـان شما آن مى‏کنـد       کـآن بـهـاران بـا درختان مـى‏کند
لـیــک بـگـریــزیــد  از سـرد خـزان      کآن کنـد  کاو کـرد بـا بـاغ و رزان‏
.....


خواجه شیراز می گوید:

ز کـوی  یـار  مـی آیـد  نـسـیـم  بـاد  نـوروزی
از این باد ار مـدد خواهـی چـراغ دل برافروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلـزار آی کز بلبل غـزل گفتـن بیـاموزی
سخن در پرده می گویم، چو گل از غنچه بیرون آی
که بیــش از پـنـج روزی نیـسـت حکـم میر نوروزی

پی نوشت:
تماشای دشت زیبای لاله‌های واژگون را از دست ندهید. ریواس‌های ترش و خوشمزه در دامنه آبشار سنگان، چشم به راه شما نشسته‌اند. عطر گلهای محمدی فقط چند روزی گلستانهای قمصر و نیاسر را معطر می کند ... 


کلمات کلیدی:
 
روز معلم
ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٦ 

یکی از سرگرمی‌های مشترک من و مهدی، شعر است. او علاقه زیادی به شعر دارد و من هم گاهی که انرژی و حوصله‌اش باشد، سعی می‌کنم موضوعاتی که به آن علاقمند است را به نظم در بیاورم. در این بین، نکات اخلاقی و تربیتی را هم به زبان شعر و به طور غیر‌ مستقیم به او می‌گویم. برای نمونه:

مهدیِ ما که هستش خوب و تمیز و باهوش
مسواکِ قبل خواب رو نمی‌کنه فراموش
از شنبه تا پنج شنبه درس می‌خونه حسابی
جمعه ها پارک و استخر، کوه و چلوکبابی

جمله‌های قشنگی می‌گه تو جمله‌سازی
زرنگ و پرتلاشه تو فارسی و ریاضی
مسأله‌های سخت رو حل می‌کنه همیشه
شاگرد ممتاز شده، بهتر از این نمیشه

وقتای زنگ تفریح که آقای رشیدی
پخش می‌کنه براشون آهنگ شاد کردی
بچه‌های مدرسه با شادی و همهمه
دست به دست هم می‌دن، کردی می‌رقصن همه

خانم صفاریان معلم کلاسه
معلمی که کارش شایسته‌ی سپاسه
به بچه‌ها درس‌ها رو، یاد می‌ده اون چه ساده
از زحمتای اونه که مهدی با سواده

بند آخر شعر را برای این که ماجرای نمره بیست را از دل خانم معلم در بیاورم گفته بودم ولی چون مهدی خیلی تاکید دارد که از او و کارهایش جلوی دیگران تعریف نکنیم، شعر را برای معلمش نبرد.
روز معلم بهانه‌ای شد که معلمش این شعر را ببیند. در این هفته به هر دانش آموز کارتی دادند که مطلبی برای معلم خود بنویسد. به مهدی گفتم شعر بالا را بنویس که قبول نکرد و فقط راضی شد بند آخر را بنویسد. تصویر دست نوشته مهدی را می‌توانید در اینجا ببینید. البته به خاطر جدا بودن این بخش از کل شعر، کمی آن را تغییر دادم.

پی نوشت:
- دوست داشتم فرصت می‌شد تا روز معلم را به همه معلمانم تبریک می‌گفتم. ای کاش فرصتی بشود تا این روز را حضورا به آقای دکتر ماکویی و آقای دکتر معینی تبریک بگویم. معلم عزیزم آقای ش.ه. که این وبلاگ را می‌خواند می‌داند که چقدر دوستش دارم. پیشنهاد می‌کنم در فرصت باقی مانده تا روز معلم، از معلمان خود تقدیر کنید.
- یک خواننده به خوانندگان وبلاگم اضافه شده است. تا شروع به تایپ می‌کنم، می‌آید و بلند بلند کلمات را می‌خواند و آنقدر سوال می‌کند که یا بی خیال نوشتن شوم، یا از پروژه نخود سیاه استفاده کنم! این مطلب را دور از چشم مهدی نوشتم چون اگر می‌دید، قطعا نمی‌گذاشت آن را اینجا بگذارم. یک موضوع دیگر به موضوعاتی که در موردشان نمی‌نویسم، اضافه شد. امان از این روزگار!


کلمات کلیدی: