عمان سامانی
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳٠ 

کیست این پنهان مرا در جان و تن         کز زبان من همى گوید سخن

این که گوید از لب من راز کیست         بنگرید این صاحب آواز کیست

در من این سان خودنمایى می کند          ادعــاى آشـنــایــى مــی کـنـد

کیـسـت ایـن گـویا و شنـوا در تنـم           باورم یـارب نـیـایـد کـایـن مـنـم

.....

آنچه خواندید، ابیات آغازین کتاب گنجینه الاسرار، نوشته عمان سامانی است. عمان در این کتاب از دیدگاه عرفانی و به زیباترین وجه ممکن صحنه عاشورا و حماسه سید الشهدا را به تصویر می کشد.

اگر از شنیدن اشعار مداحانی که به قول دکتر شریعتی «فقط تشنگی حسین و زخم های تنش را به خاطرمان می آورند»، خسته شده اید، کتاب عمان را بخوانید. چند بیت دیگر از آن را در ادامه می آورم:

دیگرم شوری به آب و گل رسید
گاه میدان داری این دل رسید

روی در میدان این دفتر کنم
شرح میدان رفتن شه، سرکنم

چونکه خود را یکه و تنها بدید
خویشتن را دور از آن تن ها بدید

قد برای رفتن از جا، راست کرد
هر تدارک خاطرش می خواست، کرد

پس به چالاکی، به پشت زین نشست
این بگفت و برد سوی تیغ، دست:

ای مشعشع ذوالفقار دل شکاف
مدتی شد تا که ماندی در غلاف

آن قدر در جای خود کردی درنگ
تا گرفت آیینه ی اسلام، زنگ

هان و هان ای جوهر خاکستری
زنگ این آیینه ی می باید بری

من کنم زنگ از تو پاک ای تابناک
کن تو این آیینه را از زنگ پاک

من تو را صیقل دهم از آگهی
تا تو آن آیینه را صیقل دهی

شد چو بیمار از حرارت ناشکیب
مصلحت را، خون ازو ریزد، طبیب

چونکه فاسد گشت خون اندر مزاج
نیشتر باشد به کار اندر، علاج

در مزاج کفر شد، خون بیشتر
سر برآور، ای خدا را نیشتر

...

پی نوشت:
دوستی پرسیده‌‌اند که چگونه می‌توان کتاب گنجینه اسرار را پیدا کرد. نسخه چاپ شده توسط انتشارات ذکر را می‌توانید  اینجا سفارش بدهید. همچنین نسخه چاپ شده توسط انتشارات سینایی، به همراه مقدمه و توضیحات کامل حسین بدرالدین در کتاب فروشی‌های انقلاب موجود است.


کلمات کلیدی:
 
به بهانه فقدان استاد پایور
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٤ 

١. هشت سال پیش بود که سنتور خریدم و چون هنوز پیش استادم نرفته بودم، از فروشنده خواستم متداول‌ترین کتاب آموزش سنتور را معرفی کند. او  کتاب "دستور سنتور" استاد پایور را معرفی کرد. استادم نیز همان کتاب را تدریس کرد و من هم مانند بیشتر هنرجویان، از دریچه نگاه استاد پایور با سنتور آشنا شدم.

در روش استاد پایور، هنرجو ابتدا با تئوری موسیقی و نت‌خوانی آشنا می‌شود، سپس با تمرینهای ساده، انواع وزن‌ها و مضراب‌ها را فرا می گیرد. در مرحله بعد با نواختن قطعاتی ساده ولی شیرین، مهارت مضراب‌نوازی خود را افزایش می‌دهد و بعد از آن به نواختن قطعات ضربی و چهار مضراب می‌پردازد. مرحله آخر این روش، نواختن ردیف استاد ابوالحسن صبا است.

یکی از بزرگترین خدمات استاد پایور، تدوین قطعات ارکستری برای سنتور بود که ایشان توانستند جایگاه سنتور را در گروه‌نوازی موسیقی ایرانی، محکم و ماندگار کنند.

آبان‌ماه 1384 که استاد پایور، به عنوان چهره ماندگار معرفی شدند، این مطلب را نوشتم که خواندن آن و گوش کردن به نمونه آثار استاد خالی از لطف نیست. اگرچه جسم ایشان امروز در بین ما نیست ولی آثارش که خوشبختانه به صورت صوتی و مکتوب در دسترس است، چراغ راه علاقمندان فرهنگ و هنر ایرانی است.

٢. امسال شنیدم که استاد مجید کیانی – چهره ماندگار موسیقی - در نزدیکی ما آموزشگاه دارند. ایشان شاگرد مستقیم نورعلی‌خان برومند بوده‌اند و در حال حاضر به تدریس ردیف میرزا عبد الله به شیوه حبیب سماعی می‌پردازند. چند جلسه پیش ایشان رفتم و ردیف را شروع کردم.

به اعتقاد استاد کیانی سنتور نوازی 4 دیکته دارد. اول، دانستن نتها و توالی آنهاست. دوم، این که هر نت توسط کدام مضراب نواخته شود. سوم، سرعت نواختن موسیقی و فاصله بین نت‌‌ها چقدر باشد. چهارم، شدت ضربه در نواختن هر نت چگونه باشد. در مکتب ایشان، هنرجو ابتدا فایلهای صوتی دستگاه شور را دریافت می‌کند و باید تلاش کند آنچه می‌شنود، بنوازد. در هر جلسه، درس مورد نظر را برای استاد اجرا می‌کند و استاد 4 دیکته او را تصحیح می‌نماید.

استاد کیانی تاکید بسیاری به آموختن موسیقی از طریق ردیف‌نوازی دارند. ایشان با وجود این که ردیف را مکتوب کرده‌اند، ولی اعتقاد دارند موسیقی باید از طریق شنیداری و تکرار، آموزش داده شود و از هنرجو می‌خواهند که سالها ردیف‌نوازی کند تا گوشه‌ها و ظرافتهای موسیقی اصیل ایرانی را به خوبی یاد بگیرد  و در آینده که خواست بداهه‌نوازی کند، موسیقی او ساختار قوی‌تری داشته باشد.

ردیف موسیقی سنتی، خصوصا ردیفهای قدیمی‌تر مانند ردیف میرزا عبدالله، اوج هنر و تکنیک موسیقی ایرانی است، نوازنده آن باید مهارت و دانش بسیاری در موسیقی، خصوصا سنتورنوازی داشته باشد و اصولا این دوره برای کسانی است که مراحل مقدماتی و پیشرفته موسیقی را گذرانده‌اند و در این دوره قرار است مراحل عالی ردیف نوازی را بگذرانند. از آنجایی که هنرآموزان کلاس استاد کیانی اکثرا نوازندگان ماهری هستند و کلاسها هم به صورت عمومی برگزار می‌شود، بهتر دیدم ادامه یادگیری سنتور را از همان سبک استاد پایور ادامه دهم تا بتوانم مهارتم را به حد چنین کلاسی برسانم.

٣. استاد کیانی از آخرین بازماندگان نسلی هستند که سنتورنوازان قدیم را دیده‌اند و از محضر آنان بهره برده‌اند. در سالهایی که موسیقی غربی وارد کشور ما شد و کمانچه کم‌کم جای خود را به ویولون داد، تلاشهای استاد پایور، استاد کیانی و سایر اساتید بود که باعث زنده ماندن سنتور گردید. جالب است بدانید هزینه کلاسهای استاد کیانی، جلسه ای 5 هزار تومان است و این هزینه از کسانی که توانایی پرداخت ندارد، دریافت نمی‌شود.

۴. نمی‌توان در مورد سنتور صحبت کرد و نام استاد مشکاتیان را به میان نیاورد. در کنار استاد پایور که به آموزش علمی سنتور پرداخت و استاد کیانی که به حفظ صحیح گوشه‌ها و ردیفهای موسیقی ایرانی اهتمام ورزید، استاد مشکاتیان هم بداهه‌نوازی را به اوج رساند. ایشان زیبایی‌های موسیقی ردیفی را برگزید، آن را ساخته و پرداخته کرد و به صورت قطعات شیرین و دلنواز به جامعه هنری ارائه نمود. ایشان با هنر والای خود، به نوازندگان و آهنگ‌سازان جوان نشان داد که چگونه می‌توان با حفظ ساختار موسیقی سنتی، خلاقیت را به آن افزود.

۵. نقدی بر فیلم سنتوری نوشته بودم که فرصت انتشار آن، دست نداد. این مطلب بهانه‌ای شد تا بخشی از آن را اینجا بنویسم: «... از ابتدای فیلم سنتوری کاملا مشخص است که این فیلم مجوز پخش نمی‌گیرد و اصلا برای نمایش در سینمای ایران ساخته نشده است. نمی‌دانم چرا مهرجویی کلکسیونی از زشتیها را در این فیلم به نمایش می‌گذارد و تا جایی که توانسته، در نمایش بدی‌ها، کوتاهی نکرده است: اشعار منفی، حرفهای رکیک، اعتیاد در انواع مختلف، خیانت، ضرب و شتم و ...

نکته بعد این که این فیلم به معرفی ساز سنتور به جهانیان می‌پردازد، سازی که سابقه هزار ساله در کشور ما دارد و ساخت آن به فارابی منسوب است. سازی که بخشی از فرهنگ و تمدن کشور ما را به همراه دارد و نوازندگان واقعی آن بدون وضو به ساز دست نمی‌زدند. متاسفانه در فیلم سنتوری، این ساز به دست افراد آلوده افتاده است، برای مطربی از آن استفاده می‌شود و زیر پا لگد مال می‌گردد. ای کاش مهرجویی به جای این که ساز سنتور را کنار این کلکسیون زشتیها نشان دهد، آن را در یک داستان عارفانه یا عاشقانه به نمایش می‌گذاشت...».


کلمات کلیدی:
 
رباعی های رایانه ای
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱ 

این از رباعی‌های من، ببینیم دوستان چه کار می‌کنند، خصوصا  اکبر و  آرنوش و حسین.

دلدارم از آن زمـان که Dellدار شده است
از دسـت Dellش کار دلم زار شده است
مـن دل بـه دلـش دادم و او دل به Dellش
فریاد و فغان که Dell، دل آزار شده است
*
هر چـنـد ز دوری‌ات  شـبـم تاریـک است
Bandwidthم اگرچه اندکی باریـک است
در   دامـــنـــه ی   مــعــاشــرانـت   امـــا
IP  دلــــم  بـــهـــر  تــــو  Static  اســت
*
پرسیـد مـذکـری تو یا Femaleی
ID خـفـن داری و نـازی خـیـلـی!
یک آدرس Yahooبده یا Gmailی
تـا بـفـرسـتـم بـرای تـو Emailی
*
وبلاگ قشنـگ و  باصـفایی داری
سر می‌نزنی، مگر جفایی داری؟
Update شدم، بدو  بیا  منتـظرم
Comment گذار  اگر وفایی داری

پی نوشت:
رباعی‌های اکبر در قسمت نظرات را از دست ندهید.


کلمات کلیدی:
 
چین را بگیریم یا غضنفر را !
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢ 

در یک سال گذشته ده‌ها  پیش فاکتور برای متقاضیان خرید محصولات صنعتی‌مان صادر کردم که قرار بود در طرحهای صنایع زود بازده، آمایش و ... از بانک صنعت و معدن وام بگیرند. در این مدت، هیچ کدام از آنها نتوانستند تسهیلات مورد نظرشان را دریافت نمایند تا این که بالاخره یکی از مشتریان در این هفته تماس گرفت و گفت که مصوبه وامش را گرفته ولی مشکل این است که وامش را از محل اعتبارات ارزی تصویب کرده‌اند و گفته‌اند حتما باید دستگاه را از خارج از کشور وارد کند!
محصولات خارجی هم یا اروپایی هستند که قیمت شان دو تا سه برابر جنس ایرانی است - و گاهی به بهانه تحریم، از ارائه خدمات پس از فروش خود داری می کنند - یا چینی هستند که با یک سوم قیمت، سیستمی بی کیفیت تحویل می‌دهند.
مدیر عامل آن شرکت برای مسوولان توضیح داده که این تجهیزات صنعتی، ده سال نیاز به خدمات فنی مهندسی دارد و بهتر است از یک شرکت داخلی خریداری شود که پاسخ می‌شنود این کار غیر قانونی است. بنده خدا که مستاصل شده بود به ما پیشنهاد کرد که محصول را برایشان تولید کنیم، آن را به عنوان صادرات از کشور خارج کنند، بعد  یک پروفرما از یک شرکت خارجی بگیرند، پلاک دستگاه ما را بردارند، پلاک شرکت خارجی را روی آن بزند و به عنوان محصول خارجی به کشور وارد کنند تا بتوانند از تسهیلات ارزی استفاده نمایند!

پی نوشت:
در این شرایط سخت اقتصادی، با این سیاستهای وزارت صنایع و وزارت بازرگانی، نمی‌دانیم چین را بگیریم یا غضنفر را !


کلمات کلیدی: