نوروز ٩٠
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٧ 

بهار که از راه می‌رسد
گاهی با خود می‌اندیشم
کاش همچون نهالی بودیم که به جبر طبیعت شکوفا می‌شدیم
نسیم جانبخش بهار را که درک می‌کردیم
جوانه می‌زدیم و گل می‌دادیم ...
ولی ... نه ...
ما انسانیم و حق انتخاب داریم
این هنر ماست که در فراز و نشیب روزگار
با همه کاستی‌هایش
بیاموزیم که می‌توان زندگی زیباتری ساخت 
به قول قیصر
«سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم
ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم ...»

پی نوشت:
برای همه خوانندگان این وبلاگ آرزو می‌کنم که سال ٩٠ بهتر از تمامی سالهای گذشته عمرشان باشد.


کلمات کلیدی:
 
احساس می‌کنید چند ساله هستید؟
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٦ 

معمولا احساسی که نسبت به گذر زمان داریم، نسبی است. گاهی زمان سریع می‌گذرد و گاهی کند. این مساله در خصوص احساسی که به  سن‌مان داریم نیز صدق می‌کند. در بعضی از مراحل زندگی حس می‌کنیم بزرگتر از سن‌مان هستیم و در بعضی مراحل، جوان‌تر.
من از زمانی که به سن ٢٧ سالگی رسیدم، از نظر خودآگاهی و درکی که از خودم دارم، سنم بالاتر نرفته و الان حدود شش سال است که در سن ٢٧ سالگی مانده‌ام. حتی بعضی اوقات که قرار است در فرمی، گزینه سن را تکمیل کنم، ناخودآگاه می‌خواهم ٢٧ بنویسم.
همیشه این سوال برایم مطرح بود که اگر امکان داشت در یک سن ثابت زندگی کنم، چه سنی را انتخاب می‌کردم.
نمی‌دانم شنیدید یا نه که می‌گویند سن مردان بهشتی ٣٣ سال است.
سن شناسنامه‌ای شما با سن احساسی‌تان یکسان است یا تفاوت دارد؟

پی نوشت:
یادداشت محمد عزیز در قسمت نظرات، برای من تازگی داشت. ممکن است برای شما هم جالب باشد.


کلمات کلیدی: