من جرّب المجرب، حلــّـت به الندامه
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٤ 

تصورش هم وحشتناک است؛ فرض کن خدای ناکرده در چند لحظه کوتاه همه داشته ات را از دست بدهی، خودت هم زیر آوار خانه ای که قرار بوده سرپناهت شود، گرفتار شوی و چشم انتظار بمانی تا امدادگران از راه برسند و زخمهایت را مرهم گذارند.
وحشتناکتر، کمک خواستن عزیزانت هست و دست و پا بسته بودن تو و ...
بقیه اش را نمی گویم، همین قدر کافی است ولی پیشگیری از این اتفاق، راه حلی قطعی دارد. کشورهای زلزله خیز با آمار سالانه چند زمین لرزه بالای هفت و حتی هشت ریشتری، دیگر ترس از زلزله را کنار گذاشته اند؛  ساختمانهای مقاوم سازی شده آنها، جانپناهی مناسب برایشان است.
بحث من تکراری نیست، می خواهم مطلب جدیدی بگویم. مطلبی که کمتر کسی به آن توجه می کند و کسانی که باید بر آن نظارت داشته باشند، هنوز عمق فاجعه را نمی دانند. چند سالی است از نزدیک در صنعت فولاد فعالیت می کنم و با صنعتگران تولید کننده بیلت فولاد و میلگرد ساختمانی ارتباط دارم. متاسفانه به دلیل عدم نظارت بازرسین استاندارد، گروهی از تولید کنندگان بیلت فولاد و میلگرد ساختمانی، بدون رعایت دقیق آنالیز آلیاژی اقدام به تولید این محصول می کنند و یا این که همانطور که قبلا گفتم، کم فروشی را در دستور کار خود قرار داده اند.
نتیجه این می شود که با وجود محاسبات دقیق مهندس طراح ساختمان، چون استحکام میلگرد به کار رفته در ساخت بنا از استاندارد پایین تر است، استحکام لازم در بنا ایجاد نمی شود و متاسفانه این مساله خود را تا رخداد یک زلزله نشان نمی دهد. بدون شک، تولید بعضی محصولات نیاز به مسوولیت و تعهد اجتماعی دارد و کم کاری دستگاه نظارتی می تواند فجایع سنگینی را به جامعه تحمیل کند.


کلمات کلیدی: