| انسان یا بالنده است یا نالنده! |
| ساعت ٩:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥ |
|
مرحوم مجتبی کاشانی میگفت: «انسان یا بالنده است یا نالنده». هر چقدر تجربهام در زندگی بیشتر میشود، اعتقاد عمیقتری به این جمله پیدا می کنم. به نظر من بالندگی و نالندگی انسانها، بیشتر از اینکه به سرشت و آفرینش آنها بستگی داشته باشد، به محیط و آموزش آنها بستگی دارد. اطرافیان ما بیشترین تاثیر را در مثبت یا منفی بودن نگرشمان دارند. خانواده، رسانهها، همکاران و مهمتر از همه، دوستانمان باعث افزایش، کاهش یا تغییر بار احساسی و عاطفی ما هستند. وجود یک فرد یا جمع نالنده میتواند حس نالندگی را در ما تشدید کند و شنیدن نالههای دیگران و داشتن کسی برای ناله کردن، مشوقی است برای افزایش نالندگی و برعکس. اگر میخواهید فردی بالنده شوید، اول از همه دوستان نالنده خود را ترک کنید و بالندگان را به دوستی برگزینید. اگر احساس میکنید که در شغلتان موثر نیستید، کارتان را عوض کنید و مسوولیتی را به عهده بگیرید که کمی از توان امروز شما بیشتر است، این امر باعث رشد شخصیت فردی و اجتماعی شما میشود و به بالندگی شما میافزاید. اگر در برخورد با نالندگان، با آنها همراهی نکنید، کم کم به این نتیجه میرسند که نالههایشان را جای دیگری خرج کنند. با بالنده شدن، طبق قانون جذب، به مرور زمان بالندگان را به سمت خود جذب خواهید کرد.
پی نوشت: - تغییر پلاکهای شهر تهران موضوعی است که اگر با پست سر و کار داشته باشید، میدانید چه اتفاقی افتاده است. از یکی از دوستان مطلع در شهرداری پرسیدم که این چه کاری است، به شوخی گفت که این پیمانکار سفارش شدهی تولید پلاک هم باید نان بخورد. گفتم حالا که کارش تمام شده میتوانید با یک ژست مردم مداری بگویید که در پی اعتراضات مردمی دوباره قرار است پلاکها مانند قبل شود. به این ترتیب به پیمانکارتان هم یک بار دیگر لقمه ای نان میرسد! - هر کاری کردم که در این یادداشت ننالم نشد، شما به بالندگی خودتان ببخشید!
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| لینکستان |


