سينرژی و فوتبال
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٤ 

نمی دانم مسابقه فوتبال بين تيمهای ملی ايران و عمان را ديديد يا خير؟ در حالی كه تيم ما دو بر صفر از رقيب عقب بود، ناگهان دو نفر بازيكنان ما با هم  درگير شدند و يكی به ديگری سيلی زد. چند سوال:
- چرا مسؤولين و رسانه ها بايد يك مسابقه فوتبال را سمبل حيثيت ملی ما قلمداد كنند كه يك بازيكن تا اين حد تحت فشار روانی قرار گيرد.
- چرا بعد از انجام چنين عمل ناشايستی، موضوع به تنبيه و محروميت بازيكنان خاطی محدود می شود و كسی اين مساله را ريشه يابی نمي كند؟
- چرا انتظار مردم از تيمهای ورزشی را بيش از حد بضاعت آنها بالا می برند و قولهای عجيب و غريب می دهند كه هنگام باخت، در بين جوانان ياس و افسردگی حاكم شود؟
- چرا بجای آموزش كار تيمی، هنوز هم استراتژی ما، استفاده از خلاقيتهای فردی بازيكنان است؟
- چرا برای شكستن ركورد يك بازيكن، بايد با سرنوشت يك تيم و يك ملت بازی شود.
بازيهای جام ملتهای اروپا نشان داد كه تيمهای هماهنگ و آشنا با اصول كار تيمی مانند يونان و چك، در حال اوج گرفتن هستند و تيمهایی كه هنوز به ستاره هايی چون زيدان، بكهام و فيگو متكی هستند، بايد برای حذف نشدن از دور رقابت، در استراتژيهای خود بازنگری اساسی انجام دهند. در اين ميان، ما چه مسيری را در پيش گرفته ايم؟


کلمات کلیدی: