قیدار
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٠ 

من همیشه به تصمیم اول، احترام می گذارم.  تصمیم اولی که به ذهن ت می زند، با همه جان گرفته می­ شود. تصمیم دوم، با عقل، و تصمیم سوم با ترس... از تصمیم اول که رد شدی، باقی ش مزه ای ندارد...

*

زیاد تو زنده گی خطا کرده ام. خیلی بیشتر از تو. برای همین با آدم خطا کار راحت ترم. آدمی که یکبار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئنتر است از آدمی که تا به حال پاش نلغزیده ...

از آدمِ بی خطا میترسم، از آدمِ دو خطا دوری میکنم، اما پای آدمِ تک خطا میایستم...!

*

-همین جوری آدمی زاد باد می کند! هروقت دیدی برده اندت بالا و دارند بادت می کنند، بدان که روزگار از دست آویزان ت کرده است به قناره که پوست ت را بکند.

*

کتاب "قیدار" نوشته رضا امیرخانی از آن کتابهایی است که باید خواند. حکایت جوانمردی و لوطی گری گاراژداری است که مرامش در روزگار ما،  رو به فراموشی است. داستان جذاب این کتاب، مثل دیگر کارهای امیرخانی، خواننده را تا انتها به همراه خود می برد و ضعفهای نوشته را جبران می کند.

پی نوشت:
می گوییم کتاب گران شده! انصافا 9000 تومان برای یک اثر هنری 294 صفحه ای زیاد است وقتی هزینه یک وعده غذا در یک رستوران، بیش از آن است؟ خوب توجیهی پیدا کردیم برای کتاب نخواندن!


کلمات کلیدی: