هفت خط
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٧ 

در نمایشگاهی که هفته گذشته برگزار شد، دوباره همان آقای طلاساز به غرفه آمد، هم صحبت شدیم و دو نکته جالب از او آموختم. اولین نکته، اصطلاح "اَنگ زدن" بود. در روش سنتی کنترل عیار طلا  یا "رِی گیری"، طلا را به آرامی روی سنگ سیاه رنگی به نام سنگ لیدی یا "سنگ محک" می کشند تا رد آن بماند سپس روی آن قطره ای "تیزاب سلطانی" که ترکیب اسید کلریدریک و اسید نیتریک است، می ریزند و تغییر رنگ آن را با نمونه های عیارهای مختلف روی سنگهای مبنا مشاهده می کنند و در نهایت طلا را مهر می کنند و به آن "اَنگ" می زنند که ظاهرا اصطلاح "اَنگ زدن" از این جا ایجاد شده است.

نکته جالب دوم این که هر یک کیلو گرم طلای هجده عیار از هفتصد و پنجاه گرم طلا و دویست و پنجاه گرم فلزات دیگر از جمله نقره و مس تشکیل شده است. در فرآیند "رِی گیری"، اگر این نسبت به اندازه یک گرم تغییر داشته باشد، یعنی یک گرم طلا کمتر و یک گرم فلزات دیگر بیشتر باشد، می گویند "طلا، یک خط است" و این عدد همین طور افزایش می یابد تا به "طلای هفت خط" می رسیم که دیگر قابل قبول نیست و باید ذوب شده، به آن طلای خالص افزوده شود تا عیار پیدا کند.

معروف است که اصطلاح "هفت خط" مربوط به آیین شرابخواری دوران هخامنشی است که جام شراب با هفت خط، درجه بندی شده و برای هر خط هم نامی گذاشته بودند و هر فرد مجاز بود تا حدی بنوشد که در محضر پادشاه بدمستی نکند و به فردی که لاجرعه پیمانه کامل را سر می کشیده، "هفت خط" می گفتند، ولی من فکر می کنم این اصطلاح با توجه به تقلبی بودن طلای هفت خط، از صنعت طلاسازی، وام گرفته شده و مفهوم طلای هفت خط، به کاربرد متداول این اصطلاح - متقلب بودن - نزدیکتر است تا قصه هفت خط مربوط به آیین هخامنشی. بررسی بیشتر آن، باشد با اساتید زبان شناسی.


کلمات کلیدی: