زلف آشفته
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٩/٢۳ 

چند سال پيش با تعدادی از دوستان صنايعی در شركتی که مشکلات سازمانی فراوانی داشت٬ مشغول به كار شديم. با توجه به حجم بالای كارها، به ناچار چند كارآموز مهندسی صنايع را هم به كار گرفتيم و تعدادمان به طور قابل توجهی افزايش يافت.

پس از چند ماه تلاش، توانستيم بخشی از مشكلات را حل كنيم و در جلسه ای به بررسی علمكردمان پرداختيم. يكی از دوستان گفت: «ظاهرا مشكلات دارد كم كم بر طرف می شود و احتمالا كار ما هم سبك تر خواهد شد».

دوست خوش ذوقی در پاسخ گفت: «زلف آشفته او موجب جمعيت ماست ... چون چنين است پس آشفته ترش بايد كرد».


کلمات کلیدی: