انسان یا بالنده است یا نالنده!

مرحوم مجتبی کاشانی می‌گفت: «انسان یا بالنده است یا نالنده». هر چقدر تجربه‌ام در زندگی بیشتر می‌شود، اعتقاد عمیق‌تری به این جمله پیدا می کنم. به نظر من بالندگی و نالندگی انسانها، بیشتر از اینکه به  سرشت و آفرینش آنها بستگی داشته باشد، به محیط و آموزش آنها بستگی دارد.

اطرافیان ما بیشترین تاثیر را در مثبت یا منفی بودن نگرش‌مان دارند. خانواده، رسانه‌ها، همکاران و مهمتر از همه، دوستانمان باعث افزایش، کاهش یا تغییر بار احساسی و عاطفی ما هستند. وجود یک فرد یا جمع نالنده می‌تواند حس نالندگی را در ما تشدید کند و شنیدن ناله‌های دیگران و داشتن کسی برای ناله کردن، مشوقی است برای افزایش نالندگی و برعکس.

اگر می‌خواهید فردی بالنده شوید، اول از همه دوستان نالنده خود را ترک کنید و بالندگان را به دوستی برگزینید. اگر احساس می‌کنید که در شغلتان موثر نیستید، کارتان را عوض کنید و مسوولیتی را به عهده بگیرید که کمی از توان امروز شما بیشتر است، این امر باعث رشد شخصیت فردی و اجتماعی شما می‌شود و به بالندگی شما می‌افزاید.

اگر در برخورد با نالندگان، با آنها همراهی نکنید، کم کم به این نتیجه می‌رسند که ناله‌هایشان را جای دیگری خرج کنند. با بالنده شدن، طبق قانون جذب، به مرور زمان بالندگان را به سمت خود جذب خواهید کرد.

 

پی نوشت:

-  تغییر پلاکهای شهر تهران موضوعی است که اگر با پست سر و کار داشته باشید، می‌دانید چه اتفاقی افتاده است. از یکی از دوستان مطلع در شهرداری پرسیدم که  این چه کاری است، به شوخی گفت که این پیمانکار سفارش شده‌ی تولید پلاک هم باید نان بخورد. گفتم حالا که کارش تمام شده می‌توانید با یک ژست مردم مداری بگویید که در پی اعتراضات مردمی دوباره قرار است پلاکها مانند قبل شود. به این ترتیب به پیمانکارتان هم یک بار دیگر لقمه ای نان می‌رسد!

- هر کاری کردم که در این یادداشت ننالم نشد، شما به بالندگی خودتان ببخشید!

/ 13 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حجازی

سلام . یادش گرامی استاد کاشانی که هم اهل علم بود و هم اهل دل و صاحب هوش هیجانی فراوان . از نزدیک می شناختمش . حتی این اواخر که بیمار بود از نشر افکار بلندش دریغ نکرد . اما خودمانیم نالندگی بعضی به بالندگی دیگران می انجامد

محمد

البته هر ناله ای هم بد نیست. شاید غرغر اسمش رو بذارید بهتر باشه.

راه میانبر

مجیدجان شرمنده مجبور شدم به دلیل ذکر فامیل، یادداشت رو پاک کنم. لطفا یک جوری درستش کن!

محمد تقی

سلام بعد از مدت‌های دوباره به اینجا آمدم و از دیدن نام مجتبا کاشانی در همان خط اول شاد شدم و انرژی گرفتم و بعدش هم از خواندن مطلب زیبای شما... شاد باشید و بالنده[چشمک]

دشتی

با سلام در علم روانشناسی داریم که اگر چیزی پیش چشم شما باشد و شما بگوید که نمیدانم کجاست این فرمان نه ای که به مغز صادر کرده اید باعث می شود شما آن چیز را نبینید البته یادمان نرود که ما از صبح تا شب مشغول دیدن نالندگان در همه جا هستیم شادباشید

آیینه

ای کاش درباره تفاوت ناله و اعتراض هم می نوشتید. خیلی از کسانی که می شناسم از شدت "سیب زمینی " بودن اهل ناله نیستند. این مساله پلاک هم ناله نبود یک اعتراض منطقی و به جا بود.و در جواب امیر علی باید بگم یاد داستان دکتر جعفری درباره کارگرای شهرداری و مخابرات و چاله کندن افتادم.این که نمی شه توی یک کار مرتبط یک سازمان بره جلو و یکی اندر خم یک کوچه.

آیینه

اصلاحیه: خیلی از کسانی که می شناسم از شدت "سیب زمینی " بودن اهل اعتراض نیستند

آیینه

از خواندن اشعارتان در وبلاگ "راه ميانبر" كلي كيف كردم. گاهي از اينكه دربرابر خوش ذوقاني چون شماها قلم بدست مي گيرم شرمنده مي شم.[خجالت]

علی ی

سلام مجید نازنین . دلم برایت تنگ شده . مواظب خودت باش . با ما در رتباط باش عزیز . بهترینش فکر میکنم همان ایمیل باشد . راستی راجع به آن ایمیل و صحت و سقمش ...نمب دانم والا . یکی اط دوستان فرستاد . منم م برای چند نفر از جمله شما فرستادم . فعلا که بوی پول نمی آید!! متن قشنگی نوشتی . سعی کنیم برای دیگران نیز نالنده نباشیم . مرسی عزیز

سوفی

بّه نظر من ادم باید اونقد ربالنده باشه که بتونه لا اقل 50 درصد اون نالنده ها رو تبدیل به بالنده کنه!