نمایشگاه متالورژی تبریز (٢)

١- همه کارکنان شرکت نسبت به کیفیت دستگاههای ارسالی به نمایشگاه حساسیت زیادی داشتند و قبل از ارسال، تمامی تست‌ها روی سیستم انجام شده بود تا در نمایشگاه مشکلی به وجود نیاید. وقتی دستگاه‌ها در سالن نمایشگاه پیاده شد، تکنیسین برق سالن از پست اصلی سالن، برق سه فاز غرفه را وصل کرد و مدیر خدمات پس از فروش هم سیستم را به برق متصل کرد. دستگاه را که روشن کرد، دود از برد اصلی کنترل سیستم بلند شد و چند المان سوخت.
مدیر خدمات که به عیب‌یابی تلفنی مشهور است و اگر یکی از مشتریان زنگ بزند و عیب دستگاه را بیان کند، دقیقا به او می‌گوید که از مثلا از فلان برد، فیوز شماره 12 سوخته، آن را عوض کن، هر کاری که کرد عیب را نیافت. تلفنی از همکاران واحد R&D کمک گرفت و پس از کلی همفکری به این نتیجه رسیدند که اشکال باید از غیر استاندارد بودن برق ورودی سیستم باشد. بررسی که کردیم دیدیم تکنیسین برق سالن که می‌خواسته به ما برق سه فاز بدهد، سر سه رشته سیم سمت تابلو را به هم تابانده و آن را به یک فاز وصل کرده است، به این خیال که دارد به ما برق سه فاز می‌دهد!
٢- راستی چرا می‌گویند ترک‌ها چایی خور حرفه‌ای هستند؟ برای پذیرایی در غرفه به یک میزان چای کیسه ای و نسکافه (کافی میکس) گرفته بودیم. نسکافه‌ها تمام شد ولی یک چهارم چایی هم مصرف نشد!
٣- یکی از همکاران قصد خرید یک تابلو فرش داشت که بهانه‌ای شد تا ساعاتی را در بازار فرش فروشان بگذرانیم. شاید برایتان جالب باشد اگر بشنوید قیمت فرشهای دست بافت معمولی، از ده میلیون تومان به بالاست.
نکته دیگر این که تقریبا در تمام حجره‌ها، تابلو فرشهای عکسهای نیمه برهنه – البته نیمه که چه عرض کنم! –  زنان و دختران هندی و آمریکایی وجود داشت و جمال آنجلینا جولی و همقطارانش در بازار فرش تبریز بیشتر از طرح های لچک ترنج و افشان ختائی و .... بر روی تابلو فرش‌ها به چشم می‌خورد. تاسف برانگیزتر این که استادان فرشباف که قبلا بدون وضو پشت دار قالی نمی‌نشستند، حالا نقش جمجمه و صلیب شکسته گروههای شیطان‌پرستی را بر روی فرش دستباف ایرانی حک می‌کنند!
۴- بازار طلا فروشان به علت سه درصد مالیات در اعتصاب بود. یکی از تولید کنندگان بزرگ تابلو فرش که چند کارگاه و ١٢٠٠ کارگر داشت می‌گفت حدود سه میلیارد تومان سرمایه در این کار خوابانده‌ام که یک میلیارد آن سرمایه در گردش است و قسم می‌خورد که از این یک ملیارد تومان برایش ماهی پنچ میلیون تومان هم سود نمی‌ماند. می‌گفت اگر بخواهند مالیات را جدی کنند، سرمایه‌اش را آزاد می‌کند و به تجارت می‌پردازد.
۵- جای همه شهریار دوستان در مقبرةالشعرا خالی بود. یک مجموعه سی‌دی شامل فیلمها و صدای استاد شهریار از کتاب فروشی آنجا خریدم که بخشی از آن برای خودم هم تازگی داشت. یکی از آنها مراسم تجلیل از استاد در سال ١٣۶٣، در هشتاد سالگی استاد بود که ایشان با دلی پر درد، شعری با نام «تجلیل تحمیلی» می‌خوانند:

از ما چه جای جلوه که تجلیل می‌کنند
تا با کدام تجزیه، تحلیل می‌کنند
نقصی مگر مجادله‌های گذشته داشت
که اکنونش از مجامله تکمیل می‌کنند
یک روز پیل، مورچه کردند زیر پای
امروز نیز مورچه را پیل می‌کنند
هابیل را چه کار که چشم ندامتی
مامور دیدبانی قابیل می‌کنند
سودای او به صبر دهد سود جاودان
سوداگران عاجله تعجیل می‌کنند
گر درس دین به مکتب دنیای ما نبود
وای محصلین که چه تحصیل می‌کنند
از کهنه‌ام تحول هشتاد سالگی است
تا سال نو چه تحفه که تحویل می‌کنند
بفکن کلنگ قهر و بیا آشتی کنیم
اصلاح بال باغچه با بیل می‌کنند
بگذار حجره، گاه بیا جلسه شهریار
آدینه درس و مدرسه تعطیل می‌کنند

پی نوشت:
- بیت چهارم اشاره به دو چشمی است که خداوند برای عذاب قابیل، به طور مداوم در مقابل او قرار داده بود.
- منظور از عاجله، دنیا است.

/ 8 نظر / 20 بازدید
امیرعلی

عجب! ... یا چیزی که در مورد تابلوفرشها گفتید، تاسف خوردم و به یاد فیلم کمال الملک (علی حاتمی) افتادم: جایی که مظفرالدین شاه از کمال الملک می خواهد که برای التذاذ!!! بیشتر، در اتاق خوابش تصاویر xxx نقاشی کنید و داد و بیداد کمال الملک بلند می شود و از این کار به شدت احتراز می کند! .... چقدر عوض شده ایم! یا علی مدد!

امیرعلی

عجب! ... یا چیزی که در مورد تابلوفرشها گفتید، تاسف خوردم و به یاد فیلم کمال الملک (علی حاتمی) افتادم: جایی که مظفرالدین شاه از کمال الملک می خواهد که برای التذاذ!!! بیشتر، در اتاق خوابش تصاویر xxx نقاشی کنید و داد و بیداد کمال الملک بلند می شود و از این کار به شدت احتراز می کند! .... چقدر عوض شده ایم! یا علی مدد!

آیینه

خب حتما نسل کنونی جمال آنجلینا جولی را بر لچک پوشان ترجیح می دن..همش تقصیر اون ها هم نیست..تقاضا عرضه را ایجاب کرده.

م

"سلام به بلاگر محترم به منظور معرفی هر چه بهتر مهندسی صنایع و توانایی های این رشته، اقدام به برگزاری یک مسابقه برای تعریف این رشته کرده ام. از شما دوست عزیز خواهشمند است که در صورت امکان متن مربوط به یادداشت ۱۷۲ وبلاگ من را در وبلاگ خود قرار داده تا سایر علاقمندان جهت شرکت در این مسابقه مطلع گردند. منتظر ارسال متن پیشنهادی شما هستم. با تشکر "

فرمایشات ملوکانه

سفر به سلامت درویش! سفر چین و ماچین و.... این شعر به یادمان خطور کرد‘ ربطی دارد؟ "آن شنیدستی که در اقصای غور -- بارسالاری بیفتاد از ستور گفت چشم تنگ دنیادوست را -- یا قناعت پرکند یا خاک گور"

امیرعلی

چرا به روز نمی کنید؟؟؟؟ ... تبریز ماندگار شدید؟!!! نه خبردی قارداش؟؟!!!

امیرعلی

سلام! شما جدی جدی شاعریدها! .... خیلی لذت بردم از این بداهت طبع شما! یا علی مدد!