"سود سوزآور" يا "سوز سودآور"

 

يكی از ملاكهای كوتاه مدت موفقيت مديران در سازمانهای صنعتی و اقتصادي، سودآوری است و بخصوص در كشور ما به خاطر عدم نگرش بلند مدت، مديران بر حسب سودآوری ارزيابی ميشوند؛ اما مطالعه سازمانهای موفق و مديران برنده دنيا نشان می دهد كه آنان شيوه ديگری يعنی "سوز سودآور" را برای كاميابی خود برگزيده اند.

"سوز سودآور" يعنی سرمايه گذاری بر روی اموری كه ثمره آن در بلند مدت به بار خواهد نشست.

"سوز سودآور" يعنی آموزش انسان، يعنی پرورش انسان، يعنی تأكيد همزمان بر قلب و مغز و دل و فكر و انگيزه و انديشه انسان، يعنی توسعه انسان.

"سوز سودآور" يعنی تأكيد بر كيفيت بجای كميت، يعنی جلوگيری از دوباره كاريها،‌ اتلاف امكانات و انرژيها، يعنی توجه به نيازهای فرامرتبه انسان از قبيل عشق و منزلت و خودشكوفايي.

مديران برنده، مديرانی هستند كه بجای تأكيد بر "سود سوزآور" در پی راه و روش مديريتی نوين مبتنی بر "سوز سودآور" هستند. مديرانی كه راهبرند، می پرورند و در انديشه قهرمان شدن همكارانشان هستند و قهرمانی خود را در قهرمانی آنان می جويند. (نقل از سمينار مديران فيلسوف و سازمانهای موفق/مهندس كاشاني)

/ 9 نظر / 34 بازدید
سيد فتح الله صدري زاده - مقالات

سلام . مطلب جالبی بود . از پيام خوب شما نيز در صفحه ی اصلی استفاده کردم و به شما لينک دادم تا دوستان مطالب شما را بخوانند و بهره ببرند . يا حق

صادق

سلام. مطالب کوتاه و فشنگی را انتخاب می کنيد. دست شما درد نکنه. اما در مورد واردات خودرو بايد عرض کنم: البته که موافقم اما بشرطها و شروطها. واردات خودرو سبب می شود که بازار خودرو در داخل رقابتی شده و شاهد کاهش قيمت و افزايش کيفيت باشيم. اما از طرفی واردات خودرو نبايد باعث نابودی صنايع داخلی ما شود. چرا که اشتغالزايی صنعت خودرو همانطور که می دانيد بالاست و موتور محرک بسياری از صنايع ديگر نظير الکترونيک، مکانيک، مواد، صنايع و ....است. بنابراين سياست درست بنظرم بايد سياست خوف و رجا باشد يعنی نه آنکه خودروسازان خود را بي رقيب ببينند و فکر کنند هر چه توليد کنند فروش می رود و نه آنکه چنان واردات خودرو آزاد شود که کارخانه های خودروسازی و بسياری از قطعه سازان ورشکست شوند....خلاصه اين قصه سر دراز دارد و من سعی کردم مختصر و مفيد عرض کنم. موفق باشيد.

سوفي

از پيام زيباتون هم ممنون!لذت بردم.

سوفي

سلام.جالب بود هر چند نه مدير هستم و نه در جايی که هستم مديريت درست و حسابی اجرا ميشه!!!!همهء اسيبهايی هم که ارگان ما درگيرش هست از همين سوئ مديريته!

شهريار

عزيزم ، اين نوشته ات هم مانند نوشته های قبلی جالب است اما باز هم مثل نوشته های قبلی ، به ريشه مشکلات حتی اشاره هم نميکند. بيان اين مطالب به این صورت و در این سطح از اوايل دوران سازندگی در روزنامه های دولتی آن زمان شروع شد و چون به ريشه های مشکلات ، اشاره ای نمی شد به عنوان سوپاپ اطمينان ، خيلی به درد ازمابهتران ميخورد. اما تا آمد يک سوال اساسی و ريشه ای مطرح شود که چرا آن آقا که فرق سود و سوز را نمی داند باید مدیر باشد بگير و ببندها و توقيف ها و اتهام های آنچنانی مثل طوفان آغاز شد و سالها است که شاهدش هستيم. کاش ميتوانستم بفهمم که هدفت از اين عقب گرد چيست ؟

سينرژی

شهريار بزرگوار، سلام، حتما می دانيد از اينکه مطالبم را مطالعه می کنيد چقدر خوشحال هستم و نوشتن نظرات با ارزشتان تا چه حد من را به ادامه نوشتن تشويق می کند. اميدوارم تأخير در پاسخ دادن به نوشته تان حمل بر کوتاهی از طرف من نشود، زيرا نياز به فرصتی برای تهيه پاسخی شايسته دارم. به ياری خداوند مطلب بعدی را در خصوص سوال شما خواهم نوشت. ارادتمند شما، مجيد

روح تازه

با سلام.تاکيد بر کميت بجای کيفيت.گمان کنم اين شعار چينيها باشد البته شاید به زبان به این مسئله اقرار نکنند .شعاری در اعماق وجود به آن اعتقاد دارند. در مورد کارگروهی همانطور که گفتید 2+2بیشتراز 4میشود.اما به عقیده ی بنده نسبت به موسیقی سنتی مقداری کم لطفی کردید.موسیقی سنتی ما هم اکنون نیز یک سر وگردن بالاتر از موسیقی پاپ است. خوب فعلا خدا نگهدار

حوا

خلاصه و مفيد مي نويسيد. مي تونم بدونم آيا علم و صنعتي هستيد و صنايع يا نه ؟موفق باشيد.

سينرژی

جواب هر دو سوال قبل مثبت می باشد.