نقش وسایل نقلیه در احساس طی شدن مراحل زندگی!

استاد زبان چند سال پیشم تماس گرفت و بعد از حال احوال، گفت: «امروز یک اتفاق جالب برایم افتاد که یاد تو افتادم». وقتی با کنجکاوی از ماجرا پرسیدم گفت: «یک روز در کلاس پرسیدم برای اولین بار چه زمانی بود که احساس کردید بزرگ شده اید، خاطرت هست چه پاسخی دادی؟»
گفتم نه خاطرم نیست. گفت جواب دادی: «روزی که با پدرم سوار تاکسی شدیم و برای اولین بار موقع پیاده شدن، پدرم کرایه دو نفر را حساب کرد».
پرسیدم ماجرای شما چی بود؟ گفت: «امروز، وقتی سوار اتوبوس شدم، یک پسر جوان بلند شد تا جای خود را به من بدهد»

/ 8 نظر / 40 بازدید
شادمهر

اگر ايشان همان استاد طهماسبي هستند كه سلام ما را هم به ايشان برسانيد.

آیینه

خیلی جالب بود. احتمالا برای اولین بار از خالی شدن صندلی حس خوبی نداشته اند.

میتینگ انلاین

من هم شروع اجتماعی شدنم به همین وسایل نقلیه بر می گردد که مادرم مرا به مدرسه ای دورتر می فرستاد که خودم با دو کورس تاکسی بروم و اجتماعی بار بیایم.

علیرضا مجاهدی

سلام دوست عزیز مدتهاست که نه به وبلاگ خودم و نه به وبلاگ دوستانی چون شما به واسطه فیلتر بودن فید خوان گوگلم دسترسی نداشتم. تا اینکه امروز با سعی و خطا وبلاگتان را یافتم و چقدر از خواندن مطالبتان خوشحال شدم. سعی میکنم هر طوری که هست در سال 92 دوباره در وبلاگم بنویسم و با ابازر جدید وبلاگهایتان را بخوانم و استفاده کنم. برایتان سال پر خیر و رربرکتی را آرزو میکنم. همراه با شادی و سلامتی

از سرزمینهای دور

سلام و تبریک فراوان. امیدوارم سالی پر برکت پیش رویتان باشد. این روزها بشدت احساس می کنم عمر داره زود می گذره!! حسی که تا دو سه سال پیش برام نامفهوم بود...

angin

چه جالبببببببببببببب[رویا]