سينرژی و فوتبال

نمی دانم مسابقه فوتبال بين تيمهای ملی ايران و عمان را ديديد يا خير؟ در حالی كه تيم ما دو بر صفر از رقيب عقب بود، ناگهان دو نفر بازيكنان ما با هم  درگير شدند و يكی به ديگری سيلی زد. چند سوال:
- چرا مسؤولين و رسانه ها بايد يك مسابقه فوتبال را سمبل حيثيت ملی ما قلمداد كنند كه يك بازيكن تا اين حد تحت فشار روانی قرار گيرد.
- چرا بعد از انجام چنين عمل ناشايستی، موضوع به تنبيه و محروميت بازيكنان خاطی محدود می شود و كسی اين مساله را ريشه يابی نمي كند؟
- چرا انتظار مردم از تيمهای ورزشی را بيش از حد بضاعت آنها بالا می برند و قولهای عجيب و غريب می دهند كه هنگام باخت، در بين جوانان ياس و افسردگی حاكم شود؟
- چرا بجای آموزش كار تيمی، هنوز هم استراتژی ما، استفاده از خلاقيتهای فردی بازيكنان است؟
- چرا برای شكستن ركورد يك بازيكن، بايد با سرنوشت يك تيم و يك ملت بازی شود.
بازيهای جام ملتهای اروپا نشان داد كه تيمهای هماهنگ و آشنا با اصول كار تيمی مانند يونان و چك، در حال اوج گرفتن هستند و تيمهایی كه هنوز به ستاره هايی چون زيدان، بكهام و فيگو متكی هستند، بايد برای حذف نشدن از دور رقابت، در استراتژيهای خود بازنگری اساسی انجام دهند. در اين ميان، ما چه مسيری را در پيش گرفته ايم؟

/ 7 نظر / 6 بازدید
بابك(0km)

سلام نظر شما را در سايت مهندس مهدي خواندم. آيا شما فكر مي كنيد كه در يك سازمان واحد منابع انساني وظيفه طرح ريزي اضافه كاري ها را دارد؟ اما به نظر من مديران هر واحد در سازمان مثلا توليد تشخيص مي دهد كه براي رسيدن به سر برنامه توليد نياز به اضافه كاري دارد يا نه؟ منابع انساني تنها بر اين موضوع نظارت مي كند كه اضافه كاري ها طبق برنامه مديران مياني صورت گيرد. و هيچ گونه دخالتي در مقدار و اندازه اضافه كاري ها ندارد. باتشكر

نيما

سلام. ... مشکل که همين نيست! مشککل اينه که اين مشکلات اونقدر ريشه دارن! که نمی دونيم بريم سراغ کدومشون!....

رضا زارعی

سلام از لطفت متشکرم . شعر طناب عشق به من تعلق نداره . متاسفانه نام شاعرش را نمیدونم وگرنه حتما مینوشتم. شعر را هم تنها برای زنده ماندنش نوشتم. پیروز باشید. زارعی

مشکسار(ISO 9001:2000)

سلام، مطمئنا دلایل چنين رفتارهايی را نمی توان تنها متوجه شخص دانست...از يک سيستم مديريتی غلط انتظار بيشتر از اين هم نيست...متاسفيم.

سيدصالح

با سلام و تشکر از مطالب خوب و خواندنی شما با اجازه از يکی از مطالبتان در آخرين نوشته وبلاگم استفاده کردم. با اميد آشنايی بيشتر. ياعليش

صدري زاده - از رودكي تا شهريار

سلام . مشکلات فراوانی داريم اما وقتی ريشه يابی می کنيم پی می بريم که مديريت جزيره ای و ديد جزء نگر و نداشتن تفکر سيستمی و نداشتن ديد کل نگر ريشه اصلی مشکلات ما است . اين وضعيت نيز ريشه در فرهنگ ما دارد . » تو مو می بينی و من پيچش مو » . . . علی دايی و . . . چه تقصيری دارند . آنها مانند بقيه بازيکنان به اردوی تيم ملی دعوت شده اند . شرکت در جام ملتهای آسيا مانند اجرای يک پروژه است که با برنامه ريزی قبلی و تدارکات لازم بايد انجام شود . آيا چنين تفکری وجود دارد ؟ مثل اين است که برای مبارزه با گرانی فروشنده را موظف کنيم برچسب قيمت روی کالا نصب کند : » گيلاس کيلويی ۲۰۰۰ تومان ! » و . . . نتيجه اين می شود که اکثر مردم از خوردن ميوه خوب محروم می شوند !

شهریار هویدا

برای یک دانش آموز که در همه درسهایش نمره بد می آورد خیلی مهم است که لااقل در درس ورزش یک نمره 20 در کارنامه اش داشته باشد تا بتواند در مدرسه که نمونه کوچکی از جامعه بشری است سرش را بلند کند. حساسیت زیادی که در جامعه ما نسبت به نتیجه مسابقات فوتبال در سطح تیم ملی وجود دارد به این خاطر است که جامعه ما سالها است که در جامعه بشری نه تنها خصوصیت مثبتی بروز نداده بلکه دایما تحقیر شده است. بنابراین بدیهی است که وقتی تیم فوتبال ما در یک عرصه بین المللی که بیشتر از دیگر عرصه ها مورد توجه همه یا بخشی از دنیا است حضور می یابد عقده فروخفته از این احساس حقارت به طور ناخودآگاه همه را نسبت به نتیجه بازی حساس میکند و همه میخواهند یک جوری به دنیا بفهمانیم که بابا ما هم هستیم !