به بهانه فقدان استاد پایور

١. هشت سال پیش بود که سنتور خریدم و چون هنوز پیش استادم نرفته بودم، از فروشنده خواستم متداول‌ترین کتاب آموزش سنتور را معرفی کند. او  کتاب "دستور سنتور" استاد پایور را معرفی کرد. استادم نیز همان کتاب را تدریس کرد و من هم مانند بیشتر هنرجویان، از دریچه نگاه استاد پایور با سنتور آشنا شدم.

در روش استاد پایور، هنرجو ابتدا با تئوری موسیقی و نت‌خوانی آشنا می‌شود، سپس با تمرینهای ساده، انواع وزن‌ها و مضراب‌ها را فرا می گیرد. در مرحله بعد با نواختن قطعاتی ساده ولی شیرین، مهارت مضراب‌نوازی خود را افزایش می‌دهد و بعد از آن به نواختن قطعات ضربی و چهار مضراب می‌پردازد. مرحله آخر این روش، نواختن ردیف استاد ابوالحسن صبا است.

یکی از بزرگترین خدمات استاد پایور، تدوین قطعات ارکستری برای سنتور بود که ایشان توانستند جایگاه سنتور را در گروه‌نوازی موسیقی ایرانی، محکم و ماندگار کنند.

آبان‌ماه 1384 که استاد پایور، به عنوان چهره ماندگار معرفی شدند، این مطلب را نوشتم که خواندن آن و گوش کردن به نمونه آثار استاد خالی از لطف نیست. اگرچه جسم ایشان امروز در بین ما نیست ولی آثارش که خوشبختانه به صورت صوتی و مکتوب در دسترس است، چراغ راه علاقمندان فرهنگ و هنر ایرانی است.

٢. امسال شنیدم که استاد مجید کیانی – چهره ماندگار موسیقی - در نزدیکی ما آموزشگاه دارند. ایشان شاگرد مستقیم نورعلی‌خان برومند بوده‌اند و در حال حاضر به تدریس ردیف میرزا عبد الله به شیوه حبیب سماعی می‌پردازند. چند جلسه پیش ایشان رفتم و ردیف را شروع کردم.

به اعتقاد استاد کیانی سنتور نوازی 4 دیکته دارد. اول، دانستن نتها و توالی آنهاست. دوم، این که هر نت توسط کدام مضراب نواخته شود. سوم، سرعت نواختن موسیقی و فاصله بین نت‌‌ها چقدر باشد. چهارم، شدت ضربه در نواختن هر نت چگونه باشد. در مکتب ایشان، هنرجو ابتدا فایلهای صوتی دستگاه شور را دریافت می‌کند و باید تلاش کند آنچه می‌شنود، بنوازد. در هر جلسه، درس مورد نظر را برای استاد اجرا می‌کند و استاد 4 دیکته او را تصحیح می‌نماید.

استاد کیانی تاکید بسیاری به آموختن موسیقی از طریق ردیف‌نوازی دارند. ایشان با وجود این که ردیف را مکتوب کرده‌اند، ولی اعتقاد دارند موسیقی باید از طریق شنیداری و تکرار، آموزش داده شود و از هنرجو می‌خواهند که سالها ردیف‌نوازی کند تا گوشه‌ها و ظرافتهای موسیقی اصیل ایرانی را به خوبی یاد بگیرد  و در آینده که خواست بداهه‌نوازی کند، موسیقی او ساختار قوی‌تری داشته باشد.

ردیف موسیقی سنتی، خصوصا ردیفهای قدیمی‌تر مانند ردیف میرزا عبدالله، اوج هنر و تکنیک موسیقی ایرانی است، نوازنده آن باید مهارت و دانش بسیاری در موسیقی، خصوصا سنتورنوازی داشته باشد و اصولا این دوره برای کسانی است که مراحل مقدماتی و پیشرفته موسیقی را گذرانده‌اند و در این دوره قرار است مراحل عالی ردیف نوازی را بگذرانند. از آنجایی که هنرآموزان کلاس استاد کیانی اکثرا نوازندگان ماهری هستند و کلاسها هم به صورت عمومی برگزار می‌شود، بهتر دیدم ادامه یادگیری سنتور را از همان سبک استاد پایور ادامه دهم تا بتوانم مهارتم را به حد چنین کلاسی برسانم.

٣. استاد کیانی از آخرین بازماندگان نسلی هستند که سنتورنوازان قدیم را دیده‌اند و از محضر آنان بهره برده‌اند. در سالهایی که موسیقی غربی وارد کشور ما شد و کمانچه کم‌کم جای خود را به ویولون داد، تلاشهای استاد پایور، استاد کیانی و سایر اساتید بود که باعث زنده ماندن سنتور گردید. جالب است بدانید هزینه کلاسهای استاد کیانی، جلسه ای 5 هزار تومان است و این هزینه از کسانی که توانایی پرداخت ندارد، دریافت نمی‌شود.

۴. نمی‌توان در مورد سنتور صحبت کرد و نام استاد مشکاتیان را به میان نیاورد. در کنار استاد پایور که به آموزش علمی سنتور پرداخت و استاد کیانی که به حفظ صحیح گوشه‌ها و ردیفهای موسیقی ایرانی اهتمام ورزید، استاد مشکاتیان هم بداهه‌نوازی را به اوج رساند. ایشان زیبایی‌های موسیقی ردیفی را برگزید، آن را ساخته و پرداخته کرد و به صورت قطعات شیرین و دلنواز به جامعه هنری ارائه نمود. ایشان با هنر والای خود، به نوازندگان و آهنگ‌سازان جوان نشان داد که چگونه می‌توان با حفظ ساختار موسیقی سنتی، خلاقیت را به آن افزود.

۵. نقدی بر فیلم سنتوری نوشته بودم که فرصت انتشار آن، دست نداد. این مطلب بهانه‌ای شد تا بخشی از آن را اینجا بنویسم: «... از ابتدای فیلم سنتوری کاملا مشخص است که این فیلم مجوز پخش نمی‌گیرد و اصلا برای نمایش در سینمای ایران ساخته نشده است. نمی‌دانم چرا مهرجویی کلکسیونی از زشتیها را در این فیلم به نمایش می‌گذارد و تا جایی که توانسته، در نمایش بدی‌ها، کوتاهی نکرده است: اشعار منفی، حرفهای رکیک، اعتیاد در انواع مختلف، خیانت، ضرب و شتم و ...

نکته بعد این که این فیلم به معرفی ساز سنتور به جهانیان می‌پردازد، سازی که سابقه هزار ساله در کشور ما دارد و ساخت آن به فارابی منسوب است. سازی که بخشی از فرهنگ و تمدن کشور ما را به همراه دارد و نوازندگان واقعی آن بدون وضو به ساز دست نمی‌زدند. متاسفانه در فیلم سنتوری، این ساز به دست افراد آلوده افتاده است، برای مطربی از آن استفاده می‌شود و زیر پا لگد مال می‌گردد. ای کاش مهرجویی به جای این که ساز سنتور را کنار این کلکسیون زشتیها نشان دهد، آن را در یک داستان عارفانه یا عاشقانه به نمایش می‌گذاشت...».

/ 5 نظر / 21 بازدید
حجازی

سلام من هم از سنتوری خوشم نیامد . اصلا در قد و قواره مهرجویی نبود . راستی سنتور را خیلی دوست دارم . حتی در دوره جوانی زمانی را به آموختن آن پرداخته ام . ضمنا کامنت قبلی ام غلط زیاد داشت . کامپیوترم خراب بود با لب تاپ دخترم یادداشت گذاشته بودم و جا گذاشتن عینک مطالعه در ماشین هم مزید بر علت بود . ببخشید.

حجازی

سلام بی صبرانه منتظر داستانک هاتون هستم مطمئنم که قشنگ می نویسید

راه میانبر

این توضیحاتی که دادی بسیار مفید بود. راستی اشتباها پیامی که روی وبلاگم گذاشته بودی پاک کردم. اگر حوصله داشتی دوباره بنویس. ممنونم.

آیینه

یک سوال داشتم:شما بدون آشنایی قبلی با نواختن موسیقی از روی کتاب سنتور زدن رو یاد گرفتید؟ راستش خیلی دوست دارم نواختن یک ساز رو یاد بگیرم ولی نمی تونم کلاس برم.می خوام ببینم می شه از پایه با کتاب شروع کرد؟

دانيال

آقاي همه چي دون عزيز استاد بايور با كياني غيرقابل مقايسه هست استاد بايورخيليخيلي قويتر و بهتر رديف نوازي ميكنه و خيلي كارها براي سنتور انجام داده يعني سنتور از اين رو ب اون رو شده من خودم 5سال شاگردي بايور وكياني و اردوان كامكاررو كردم 20ساله ساز ميزنم عقيده بايور خيلي گسترده تراز سنتوربود