حکايت

چهار نفر بودند به نامهایهمه كس، يك كس، هر كس و هيچ كس.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

یك كار مهم وجود داشت كه بايد انجام می شد.

همه كس می دانست كه يك كسی آن را انجام خواهد داد،

هر كسی می توانست آن را انجام دهد،

اما هيچ كس آن را انجام نداد.

يك كسی از اين موضوع عصبانی شد،

به خاطر این كه اين وظيفه همه كس بود.

همه كس فكر می كرد،

يك كسی آن كار را انجام می دهد،

اما هيچ كس نفهميد،

كه هر كسی آن را انجام نخواهد داد .

سرانجام كاری را كه همه كس می توانست انجام دهد،

هيچ كس انجام نداد

و هر كس، يك كس را مقصر می دانست!

/ 3 نظر / 9 بازدید
علی

سلام / نکته مهمی را مطرح کردی. مسئولیت پذیری و پاسخگویی / این مشکل در فرهنگ ما ایرانیها بشدت رایج است و بر خلاف ادعاهايی که در شيعه گری و دينداری داريم ٬ در عمل هيچوقت مثل پیامبر اکرم و اميرالمومنين امور زندگی و کارها را جدی نگرفتیم و همیشه دیگران را مسئول شکستها و تقصیرها میدانیم.

نرگس

سلام دوست عزیز ...دیدم چراغ خانه همسایه تاریکی مرا روشن نمی کند چشم از چراغ دور گرفتم درخود سراغ نور گرفتم ... اگر همه به تواناييهای خودمون ايمان بياريم ومسئوليت کارهامونو بی بهانه بپذيريم خيلی از مشکلات حل ميشه .../ ياعلي