کارآفرین دیوانه ایرانی!

یک بازرگان متمول افغانی که با کشورهای ایران، امارات، تاجیکستان و ... واردات و صادارت داشت، با شریکشان که یک مهندس مشهدی است برای مذاکره خرید تجهیزات راه اندازی یک خط ریخته گری به شرکت آمده بودند. مهندس مشهدی که سی سال است شریک تجاری آنها است می گفت که تمدن در محل زندگی آنها در مزار شریف، کمی بهتر از چیزی است که در فیلم یوسف پیامبر - کنعان - می بینید. هیچ صنعت و کشاورزی وجود ندارد و مردم به سختی روزگار می گذرانند.
چقدر آن سرمایه دار افغانی برای کشورش ارزشمند است. با اینکه خودش از تمکن مالی خوبی برخوردار است و اکثر ماههای سال در کشورهای همسایه به سر می برد، می خواهد همه مشکلات و ریسک های سرمایه گذاری و تولید را تحمل کند تا اینکه برای قوم و قبیله اش شغل و منبع درآمد ایجاد کند.
روز بعد، یک کارآفرین اصفهانی به دفتر آمد. 45 میلیارد تومان سرمایه داشت و می خواست با آن و بدون استفاده از وام بانکی، کارخانه ریخته گری و نورد راه اندازی نماید. در بین جلسه از مشکلاتش می گفت. اینکه در جامعه به خاطر سرمایه ای که دارد، به او به چشم یک زالوی اقتصادی نگاه می کنند. برای دریافت مجوز به هر سازمانی که می رود، چون می بینند پول دارد بلافاصله به صورت مستقیم و غیر مستقیم تقاضای رشوه می دهند. می گفت در کشور چین وقتی می بینند کسی توانایی مدیریت یک کارخانه و صادرات را دارد، به او کارخانه می دهند، از پرداخت هزینه های انرژی معاف می کنند و حتی حقوق کارگر را هم دولت می دهد که تولید انجام شود ولی اینجا فقط باید حدود نیمی از سرمایه اش را برای دریافت زمین و مجوزهای لازم در شهرک صنعتی بدهد.
از اینجای بحث به طور ناخودآگاه هر چند ثانیه یک بار سرم را به علامت تایید تکان می دادم و می گفتم: بله… بله. داشتم فکر می کردم که ارزش این کارآفرینان برای کشور چقدر است؟ در این شرایط اقتصادی کشور نباید تسهیلات ویژه به این قبیل کارآفرینان داد؟ در این اقتصاد ناسالم که با دلالی و واسطه گری، سرمایه داران سودهای کلان به جیب می زنند، آیا نباید دست این کارآفرینان که می خواهند سرمایه خود را در صنعت به خطر بیاندازند، بوسید؟
همانطور داشتم بله... بله می گفتم که به خودم آمدم. دیدم دارد تعریف می کند که دوستانش چطور وامهای بنگاههای زود بازده را دریافت کرده اند و با آن دارند در دبی و کانادا برج سازی می کنند. می گفت من واقعا دیوانه هستم که با این شرایط پول خودم را می خواهم اینجا سرمایه گذاری کنم. من هم غرق در افکارم داشتم سرم را تکان می دادم و می گفتم: بله... بله.

/ 7 نظر / 20 بازدید
بهار

اتفاقی با وبلاگ شما برخورد کردم دیدن دل مشغولی های متفاوتی از آن سان که ذهن خودم هرگز بااونا درگیر نبوده برام جالب بود در فرصت گشتی در وبلاگتان خواهم زد و دنیای دیگر را ورق خواهم زد

اميرعلي

آقا ببخشيدها! رفقاي اين بنده خداي اصفهاني خيلي بي عقل بوده اند! وام زودبازده را برداشته اند برده اند كانادا و دوبي برج سازي؟!!!! مگر تهران را ازشان گرفته بودند. برج سازي هم نمي خواست. همين كه بخرند و بفروشند 100% سود داشت كه هيچ جاي دنيا خوابش را هم نمي بينند. .... مشاوره بدهيد به اينها! يا علي مدد!

مقالات صدری زاده

سلام . بله . . . بله . . . به همین دلیل است که سرمایه های هموطنان ایرانی به کشورهای دیگر می رود و باعث رونق اقتصادی و تجاری کشورهایی غیر از مملکت خودمان می شود . اصولا سرمایه جایی می رود که امنیت سرمایه گذتری در دراز مدت تضمین شود و به احزاب و تغییر دولت وابسته نباشد . مغزها هم می روند و . . .

شادمهر

نمونه بسیار عالی و ممتاز این کارآفرینان موفق ایرانی جناب آقای مهندس حسین ثابت است که به تازگی شناختمش. همان صاحب مجموعه هتلهای کیش (هتل داریوش) و... در این وانفسای سیاست و اقتصاد و اخلاق واقعا هرکسی خیری به این مملکت و مردم برساند خدا خیرش دهاد.

آیینه

متاسفانه تعبیر سرمایه دار به زالو بعد از انقلاب و با هدف حذف طبقات اقتصادی !به وجود آمد که دیگه هیچ جوری نشد این فرهنگ رو درست کنن.

حجازی

در مورد مطلب کارآفزین / عقل من بیشتر از 500 هزار تومان قد نمی دهد . ولی این آقا این مبلغ را از کجا آورده ؟ حالا از هر کجا که اورده / دستش درد نکنه که می خواد کارخانه ای راه اندازی کنه که حداقل منفعتش اینه که عده ای بیکار شاغل می شن ! در مورد کافه پیانو باید بگم : وقتی به بازار کتاب سر می زنید می بینید پر است از کتابهای متعددی که تازه نوشته شده که با بی اعتنایی منتقدین روبرو می شن . وکمتر کتابی مثل کافه پیانو مورد بی مهری ویا لطف روشنفکران قزار می گیره که خود اون کم لطفیه نشانگر توفیق کتابه. اگه سن شما قد بده زمانی که فیلم هامون اکران شد نقدهای زیادی بر اون نوشتند . اما این نقدها باعث نشد که هامون بر تارک سینمای ایران ندرخشد . البته کافه پیانو را من خیلی دوست نداشتم ولی معتقدم که نویسنده اش جسارت زیادی داشت . سبکش هم جالب بود

محمد

در اقتصادی که بدون کار و فقط با خرید زمین سرمایه ات سال به سال دوبل می شود کارآفرینی دیوانگی نیست ... است.[ناراحت]