فرهنگ سازان بی فرهنگ

چند روز پيش حجله ترحيم يك كودك پنج ساله را  در محله يكی از آشنايان مشاهده كردم و با كنجكاوی علت مرگ او را پرسيدم. پاسخ آن بسيار عجيب بود. اين پسر بچه پس از تماشای سريال شبهای برره (حيف سريال، واقعا يك ريال هم نمی ارزد)، يك دانه درشت تسبيح پيدا می كند و همانند نوچوفسكو، آن را كف دست خود می گذارد و با ضربه دست به سمت دهان خود پرتاب می‌كند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

متاسفانه آن دانه تسبيح مستقيما به حلق او می پرد و راه تنفسی اش را مسدود می كند.‌ مادرش با مشاهده كبودی صورت كودك، دست و پايش را گم می كند و وقتی به خود می‌آيد، می بيند كه دردانه اش در آغوشش جان باخته است.

ای عزيزانی كه مسؤول سياست گذاری در صدا و سيما يا به قول خودتان «رسانه ملیو يار دوازدهم تيم ملی» هستيد،‌ به نظر شما چه كسی را بايد مقصر اين حادثه دانست؟

/ 6 نظر / 10 بازدید
گرانمایه

راستش این مجموعه رو اصلا نگاه نمی کنم اما می تونیم به کلیت این موضوع یه طور دیگه هم نگاه کنیم. اینکه در فرهنگ ما مسئله محدودیت ساعتی برای تماشای برنامه های تلویزیونی برای سنین مختلف وجود نداره در حالی که در بیشتر کشورها این نظام هست و از طرف خانواده ها رعایت می شه. نکته دیگه ای که به نظرم بهتره تو قضاوت ها در نظر بگیریم مفهوم آموزش به سبک معکوسه. چیزی شبیه ادب از که آموختی. شاید نشون دادن آدمهایی در سطح اید، آدم رو بیشتر وادار به تفکر کنه تا اینکه وجودات ایده‌آل نایاب سوپرایگو رو بخواهیم به تصویر بکشیم.

آناهيتا

از اين اظهار نظرهاي يكطرفانه تعجب كردم. به اعتقاد من اين سريال از سريال هاي طنز قبلي تلويزيون بسيار پربارتر و جذاب تر است. آينه اي است كه پيش روي ما قرار داده شده تا خود را ببينيم شايد اصلاح شويم. آينه گر نقش تو بنمود راست خود شكن آينه شكستن خطاست در مورد اين كودك بسيار متاسف شدم ولي تربيت اصلي كودك با پدر و مادر و جامعه پيرامون وي است. هر روز چندين فيلم پليسي در سيما به نمايش در مي آيد. آيا تمامي دزدي هاي جامعه ما را مي توان مربوط به نمايش روند دزدي در چنين سريال هايي دانست؟

سينرژی

ضمن تشکر از دوستانی که یادداشت نوشته اند باید یگویم: نمی دانم شما خودتان فرزندی دارید یا نه، ولی اگر پسر چهارساله شما هم به شما می گفت: "چرمنگ"، "میزنم تو مختا"، آن وقت مثل من ایمان می آورید که بخش عظیمی از شخصیت کودکتان توسط عموپورنگ و خاله سارا ونظام دوبرره شکل می گیرد. نکته بعد اینکه بحث آموزش به سبک معکوس وقتی معنی پیدا می کند که شما در یک فضای سالم، یک انسان بد را نشان دهید و با این تناقض، بدی را مشخص کنید نه اینکه محیطی را نشان دهید که همه در راستای بدیها حرکت می کنند و فقط یک وجدان نیمه بیدار در آنجا وجود دارد که همه از او فرار می کنند. ضمنا همانطور که می دانید بخش زیادی از طنز آقای مدیری، طنز تکرار است بدین معنی که تکیه کلامهایی که هنرپیشه ها استفاده می کنند، در دفعات اول شنیدن برای شنونده معمولی است ولی بر اثر تکرار همان اصطلاحات بر سر زبانهای مردم می افتند. این موضوع نشان می دهد که برنامه های نود شبی واقعا بر روی جامعه تاثیر می گذارد. حالا تاثیر نود شب تکرار شبهای برره به چه سمتی است؟ شما این تاثیر را می توانید روی کیانوش بیینید...

سينرژی

ادامه.... انسانی با باطن کودکانه که حالا کم کم دارد رند می شود و بینندگان دوست دارند او هم بتواند با حیله هایش از پس ساکنان برره برآید . پس می بینیم که در این فیلم از بی ادبان، بی ادبی می آموزد نه ادب. نکته آخر اینکه اگر بخواهیم از نظر هنری به موضوع نگاه کنیم، بسیاری از لطایف طنز گونه ای که در این مجموعه نمایش داده می شود، در مجموعه پاروچین شکل گرفته و تکراری است مثل "وایگولزنج" و به نظر من نقطه چین و پاورچین نکته بینانه تر بود و مشکلات بیشتری از جامعه را مطرح می کرد ولی این طنز در محیطی بسته اجرا می شود و این امکان را ندارد که مشکلات جامعه امروز ما را مطرح نماید. به هر حال از اینکه نظرات خود را درج کردید، ممنونم.

ناصر

سلام مجيد خان اين مطلب رو بخون بامزه است. http://hamcheraghi.persianblog.ir/1384_8_hamcheraghi_archive.html#4280344

tanin

سلام ....راستش اتفاق بدی بود متاسف شدم ....این که تقصیر از کیه واقعا نمی دونم باید کی رو مقصر دونست ...مادری که اجازه میده بچش این مزخرفات رو ببینه یا ...مسئولین و ....یا صدا و سیمای فعال و با حال کشور رو!!!! این ازطنزشون ..و اونم از موسیقی !هاشون .......که عوض نوازنده گل و بلبل نشون میدن ....دوست دارم با شما بیشتر آشنا شم .....اندیشه هاتون قشنگه.....واسم آف بذارید ...ممنون میشم