بزرگترين اعجاز خداوند

اولين كلمه ای كه جبرئيل به پيامبر گفت اين بود: "بخوان" و در اين لحظه، معجزه بزرگ رخ داد و قرآن بر قلب پيامبر امّی اسلام نازل شد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در تاريخ آمده كه مشركين بارها از پيامبر برای اسلام آوردن تقاضای معجزه كردند ولی خواسته آنها برآورده نشد و برخلاف پيامبران پيشين كه معجزات زيادی داشتند،‌اعجاز پيامبر خاتم، يك كتاب بود.

كتابی كه قرنهای متمادی را پشت سر گذاشته و امروز بدون تحريف دست ما رسيده است. كتابی كه بدون واسطه سخنان خالقمان را به ما منتقل می نمايد. حال ما چقدر توان صرف خواندن، درك و اجرای تعاليم اين كتاب می كنيم؟

/ 4 نظر / 23 بازدید
علي

سلام دوست هنرمند وبا ذوق / مدتي بود دسترسي نداشتم به آدرست . اين وبلاگ را دوست دارم چون بسيار با روحيه ام مطابقت ميكند. متنوع / مفيد / علمي و پويا و خبر از شخصيت بزرگ و هنرمند نويسنده اش ميدهد . / درباره نوشتهات بايد بگويم متاسفانه به اين اعجاز و مبدع آن ظلم ميكنم و هيچوقت نتوانستم از اين گنجينه بطور شايسته بهره برداري كنم. انشالله موفق باشي

حسين

فقط چند سوال: قرآن برای چه کسانی نازل شده؟برای همه مردم یا عده ای خاص؟ آيا قرآن را هر کسی (مردم)می تواند بخواند و هر برداشتی بنمايد؟(شخصا) اگر خواندن این کتاب اینقدر فنی است که عده ای خاص باید تفسیر آنرا ارایه نمایند پس چرا همه باید بخوانند؟ و ....

علي

حسين آقاي عزيز ٬ اجازه ميدي من جواب سوالهاي قشنگتو بدم؟ قرآن براي ناس يعني همه مردم نازل شده و هر كسي / هر كسي / ميتونه اونو بخونه و برداشت كنه . براي عده خاصي نيست . اما مثل هر كتاب ديگه ممكنه براي عده اي سوال پيش بياد و مواردي براشون مبهم باشه . اونجاست كه يه يكسري از توضيحات و تقسيم بندي هايي كه براي آيات قران گفته شده / محكم و متشابه / نياز هست . گفته شده آيات محكم به تفسير نياز داره و آيات متشابه به تاويل نياز داره . تاويل يعني اينكه معاني ديگري از آيه برداشت ميشه و نبايدردر لفظ گير كرد. تفسير هم موقعي بكار مياد كه بخاطر تغيير زمان و مفاهيم خاص در زبان عربي و مفاهيم الهي نياز به توضيح داشته باشه . اين كتاب براي عموم هست ولي تو بهتر ميدوني كه فهم و آگاهي حتي مردم يك عصر باهم متفاوته چه برسه به اينكه ار زمانهاي متفاوت سطح آگاهي ها فرق داره . از اعجاز قرآن اينه كه برداشت انسانها از مفاهيم قرآن با تغيير زمانه تغيير ميكنه ... تقسير در اينجاها به كمك مياد . اميدوارم روشن شده باشه ...به اميد ديدار

سينرژي

حسين جان، پاسخ به سؤالهای شما قطعا از توان من خارج است ولی آنچه كه به عقل ناقص من می رسد اين كه است كه:‌ در ابتدای قرآن می خوانيم «ذلك الكتاب لا ريب فيه هدی للمتقين الذين يومنون بلغيب و يقيمون الصلاه و مما رزقناهم ينفقون...» اين نكته برای خود من هم بسيار جالب است كه خداوند می فرمايد قرآن فقط متقين را هدايت مي كند و همانجا بعضی از صفات متقين را هم ذكر مي نمايد. چرا بجای كلمه متقين،‌كلماتی نظير ناس، مسلمين، مومنين يا بسياری كلمات ديگر به كار نرفته است؟ شايد سرٌ آن در اين باشد كه برای هدايت شدن توسط قرآن، ‌تنها اسلام و ايمان كافی نيست. تا به حال دقت كرده ای كه معمولا ما تا زمانی‌كه پرهيزكار نباشيم، لياقت خواندن قرآن را پيدا نمی كنيم؟ خودمان خوب می‌دانيم كه گاها سال تا سال قرآن را از روی طاقچه برنمی داريم يا اگر آن را می خوانيم،‌خواندن آن،‌حال ما را دگرگون نمی كند. به هر حال هر انسانی‌ با مطالعه اين كتاب قطعا بهره ای‌به قدر ظرفيت خود از آن خواهد برد و شايد راه عشق در رسيدن به حضرت دوست، بسيار سريعتر از مسير غرق شدن در فلسفه بافی‌ و هرمنوتيك و ... باشد. عاقل به تأمل ز پی پل می گشت ... ديوانه پا برهنه از جوی گذشت