علل تغییر زمینه کاری

یکی از دوستان پرسده بودند که چطور شد بعد از چند سال پرداختن به موضوعاتی چون مدیریت کیفیت و مدیریت تولید و ... یک دفعه از مدیریت فروش سر درآوردم. این مطلب را در جواب به این سوال نوشته‌ام:
۱- معمولا کارشناسان فنی در سنین میان سالی به بالا برای کسب و نگهداری فرصتهای شغلی، نسبت به جوان‌ترها مزیت رقابتی خود را از دست می‌دهند؛ چون با تغییرات سریع استاندارهای، نرم‌افزارها و ... بروز ماندن بسیار سخت است. همچنین کارشناسان جوان، با انرژی بیشتر و حقوق مزایای کمتر، آن کار را به نحو بهتری انجام خواهند داد.
۲-  در چند سال گذشته استقبال زیادی از استخدام مهندسین صنایع در صنعت به وجود آمد که در نتیجه بهبودهای صنعتی تا حد امکان انجام شد و استانداردها پیاده سازی گردید. البته در این میان، مهندسین بی‌تجربه و مشاورین سودجو با انجام کارهای غیراثربخش، لطمه بسیاری به اعتبار جامعه مهندسی صنایع زدند. با اینکه اعتقاد دارم در همه سازمانهای خصوصی و دولتی، فرصتهای بهبود فراوان وجود دارد، ولی به این نتیجه رسیده‌ام که در نقش یک کارشناس صنایع یا مدیر واحد سیستم ها و روشها، اختیارات و ضمانت اجرایی لازم برای انجام این اصلاحات وجود ندارد. حضور در یکی از نقشهای مدیریتهای صفی می‌تواند بستر بهتری برای پیاده‌سازی تکنیک‌های مهندسی صنایع باشد تا یک مدیریت ستادی.
۳- به نظر من متدولوژی‌های جدید در صنایع مانند EFQM و Six Sigma حداقل برای صنعت امروز ما کاربردی نیستند و فقط در سازمانهای متوسط و بزرگ که مدیریت آنها دیدی باز دارند، قابل اجرا خواهد بود و به نتیجه رسیدن آنها هم نیاز به همکاری و پذیرش کلیه کارکنان سازمان خواهد داشت.
۴- نکته‌ای که در یک سال و نیم گذشته ذهنم را به خود مشغول کرده بود و چند مطلب هم مستقیم یا غیر مستقیم در مورد آن در وبلاگ نوشتم، تفاوت فرآیندهای تحقق محصول و فرآیندهای پشتیبانی است. فعالیت در فرآیندهای تحقق محصول یک سازمان باعث می‌شود که شما مستقیما در ایجاد ارزش افزوده بر روی محصول یا خدمت نقش داشته باشید و در نتیجه، باعث ارزشمندتر شدن حضور شما در سازمان و افزایش حقوق و مزایا خواهد شد. مثلا اگر شما به عنوان یک تحلیل‌گر سیستم در یک شرکت مهندسی مشاور صنایع فعالیت می‌کنید، دقیقا در چرخه تحقق محصول قرار دارید و به ازای هر ساعت کار شما، برای مشتری فاکتور صادر می‌شود، ولی یک تحلیل‌گر سیستم در یک کارخانه تولیدی، فرآیندی پشتیبانی به عهده دارد و طبیعتا حساسیت حضورش  از اپراتور تولیدی که یک ساعت تاخیرش باعث توقف تولید می‌گردد، کمتر است.
۵- یکی از دو گزینه‌ای که برای دهه چهارم زندگی و دهه دوم کاری‌ام در نظر داشتم، ارائه مشاوره فنی در یکی از شاخه‌های کاربردی مهندسی صنایع، مانند سیستم مدیریت کیفیت بود. در سال گذشته با مشاوره هایی که ارائه دادم، نیاز بازار به مشاورین با تجربه و امین و با دستمزد مناسب را حس کردم، زیرا مهندسین صنایعی که به استخدام سازمان‌ها در می آیند، معمولا دانش و تجربه لازم برای تحول سازمان را ندارند و مشاورین با تجربه هم برای هر ساعت مشاوره، دستمزدی چند ده هزار تومانی مطالبه می‌کنند که از توان بسیاری از سازمانها خارج است. هنوز هم معتقد هستم که این قسمت بازار به مهندسین صنایع با تجربه، نیاز فراوان دارد.
۶- گزینه دوم، حضور در یک فرآیند تحقق محصول در یک شرکت صنعتی بود که طی مشورت با چند مدیر موفق به این نتیجه رسیدم که امروز بحث فروش و رقابت در بازار، دغدغه اصلی بیشتر شرکتهای تولیدی و خدماتی است و هرچه زمان بیشتر می‌گذرد، این موضوع برای شرکتها از حساسیت بیشتری برخوردار خواهد شد، به طوری که از چند مدیر عامل شنیدم که می‌گفتند امروز مهم‌ترین موضوع در شرکتشان، موضوع فروش است. یک مهندس صنایع اگر خمیر مایه و شم فروشندگی را داشته باشد، خود را به دانش و ابزارهای بازاریابی و فروش مسلح کند و تا حد کافی از دانش فنی محصولی که قرار است بفروشد مطلع باشد، خیلی راحت می‌تواند در این زمینه به موفقیت برسد. البته نباید فراموش کرد که خریدار وقتی با فروشنده‌ای میان سال یا جا افتاده مواجه می‌شود، به طور ناخودآگاه احساس آرامش و اطمینان بیشتری به او دست می‌دهد تا اینکه با یک فروشنده جوان مواجه شود. این نکته کلیدی بیانگر این است که اگر شما به عنوان یک فروشنده بتوانید تخصص خود را بالا ببرید، هرچه سنتان افزایش پیدا کند، از مزیت رقابتی بیشتری نسبت به سایرین برخوردار می‌شوید، که دقیقا برعکس کار کارشناسی فنی است.
۷- نکته آخر که به نظر من از همه موارد فوق در تغییر شغلی من موثرتربود، لطف خدا است که بتوانم در مسیر تغییر قرار بگیرم و این ریسک شغلی را انجام دهم. اگرچه خیلی از عواملی که باعث شده شما امروز در جایی باشید، نتیجه برنامه‌ریزی شما است، ولی صدها اتفاق خارج از اختیار شما هم رخ داده که اگر آنها نبودند، معلوم نبود شما بتوانید خود را با شرایط جدید وفق دهید.

پی نوشت:
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
راهـرو گــر صــد هــنــر دارد تـوکـل بـایـدش

/ 9 نظر / 15 بازدید
بورقانی

سلام بزرگوار ! در این ایام ، با تبریک حلول ماه رحمت الهی ملتمس دعای خیر شما هستم ! [گل][گل][گل][گل] دوتا لینک در پیوندهای روزانه وبلاگم گذاشتم برای زیبایی متن قابل استفاده شماست ! حتما" ببینید ! [خداحافظ]

علیرضا مجاهدی

سلام به دنیای حرفه ای فروش و بازاریابی خوش آمدی. فراموش نکن که مهمترین ابزارت کارکنانت هستند. برایت آرزوی ژیشرفتهای چشمگیر در فروش سازمانت دارم راستی کجا هستی؟ از داستانهای کارت هم بایمان بنویس

آیینه

ممنون که نوشتید.من در رابطه با مورد 4 یک بار در وبلاگم نوشته بودم که بیشتر دوستان مخالفت کرده بودند.ولی واقعا این حس ارزشمندی خیلی تو کارایی ام تاثیرگذار بوده.گذشته از اینکه حدودا یک سالی که تو کار ایزو بودم شدیدا احساس سطحی بودن می کردم تو کارهام (احتمالا به خاطر تجربه ناکافی ام بوده.)به هرحال امیدوارم موفق تر از گذشته باشید.

میثم

آقا کلا که حرفتون درسته ولی چه زود پا به سنین میان سالی گذاشتید

راه میانبر

سلام. به قول مرحوم دهخدا مطلب رو یکبار از بالا به پایین یکبار از پایین به بالا و به شکلهای مختلف دیگر خوندم و چیزی نفهمیدم. فکر کنم خیلی از مهندسی صنایع دور شدم!

مهرداد

پرتال دانشجویان مهندسی صنایع دانشگاه فیروزکوه ارئه دهنده بیش از 180 مقاله ، 28 جزوه درسی ، 22 کتاب درسی و جزوات کارشناسی ارشد و ... از شما دعوت به عمل می آورد از وبلاگ ما دیدن فرمائید. www.sanaye-firoozkuh.persianblog.ir ضمنا در صورت تمایل مدیریت سایت تبادل لینک نیز کنیم. با تشکر از حضور با ارزشتان.

امیرعلی

سلام! همانند برادر "راه میانبر!" چیزی دستگیرمان نشد! یحتمل ما هم از مرحله پرتیم! یا علی مدد!

حجازی

سلام دیروز مرتکب خریدن کتاب کافه پیانو شدم . خواندنیست .

آيدين ك

سلام، من هم بر عكس شما از فروش شروع كردم و به جاهاي ديگر رفتم... فكر مي كنم خيلي از مهندسان صنايع مثل آليس در سرزمين عجايب هستند!!