نیم نگاهی به تربیت فرزند

کتابی را مدرسه مهدی در زمینه تربیت فرزند به والدین امانت داده تا مطالعه کنند. به نظر نویسنده کتاب، تربیت فرزند شامل این زمینه‌ها می‌شود:

-  ورزیده ساختن جسم فرزند، تنظیم خواب و خوراک، تنظیم وقت تحصیل و تفریح و بازی
- ارائه دانستنی‌هایی که هوش و استدال را تقویت کند از قبیل جدول‌ها و معماها
- تمرین حافظه، تصور، تداعی معنی
- تعلیم طرز ادای کلمات، سخنوری و سخنرانی
- آموزش آداب معاشرت، گفتگو، آداب مهمانی
- آموزش اخلاق و صفات انسانی از قبیل عدالت، شجاعت، امانت‌داری
- شناساندن مشاغل به فرزند، نوع کار، درآمد و اثرشان در جامعه و زندگی افراد
- آشنایی با پول، اندوختن، خرید و فروش، طرز تهیه نیازمندیها و چگونگی مصرف
- تقویت عواطف خانوادگی، درک نظام خانواده، فهم صحیح خویشاوندی و حقوق آنها
- آشنایی با قوانین محیط زیست
- عادت دادن فرزند به سحرخیزی و کار کردن (بدون فشار، بلکه با میل و رغبت)

البته این مباحث جزئیات فراوان دارد که واقعا نگاه من را به نقش والدین در تربیت فرزندان عمیق‌تر کرد. کلام اصلی کتاب این است که کردار و گفتار شما است که فرزندانتان را می‌سازد. در بخشی از کتاب می‌گوید:

«به طور محسوس این مساله را می‌توانیم تجربه کنیم که
                            پدران خوب ولی غیر عالم، فرزندان خوبی دارند
                            پدران متدین و عالم، غالبا فرزندان خوبی ندارند
علت آن است که در گروه اول «وجود پدر» حرف می‌زند و درس می‌دهد و در گروه دوم غالبا «زبان پدر» تعلیم می‌نماید و همیشه «وجود والدین» برای فرزند گویایی و سازندگی دارد، نه حرفشان.»

پی نوشت:
اصطلاح متداول «وَلدُ العَالِم نِصفُ العالم» به این معنی است که فرزند یک عالم، از لحاظ مجاورت و وراثت، نصفی از علم را خود به خود دارا می‌شود ولی نصف دیگر را باید با کوشش و رنج خودش کسب کند. فکر می‌کنم این موضوع را هم باید در کنار پاراگراف آخر مد نظر قرار داد.

/ 8 نظر / 22 بازدید
ميثم

اولا اينکه مدرسه چنین کتابی رو به اولیا داره جای تعجب و تقدیر داره! اما اینکه گفتید پدران متدین و عالم اغلب فرزندان خوبی ندارند چون توسط "زبان پدر" تعلیم می بینند، این نکته به نظر من میرسه: پدران متدین، اغلب فرزندان خوبی ندارند چون تدینشان ظاهری است و آن دسته دوم (عالمان) شاید در حوزه ای از علم صاحبنظر باشند اما در خصوص تربیت فرزند دانشی ندارند و یا اینکه دل مشغولی علمی آنها مانع از رسیدن به فرزند شده.

محمد

سلام. كاش نام كتاب را هم بنويسيد تا ديگران هم آن را بخوانند. سپاسگزارم.

شادمهر

واقعاً بچه ها از قويترين دستگاههاي كپي برداري و الگو برداري نيز قويترند! آنقدر جزئيات رفتار و كردار و گفتار ما والدين را زير نظر دارند كه گاهي اوقات من تعجب مي كنم كه چطور همه چيز را با كاملترين جزئيات الگوبرداري مي كنند.! ولي به پارادوكسي خوبي اشاره كردي،‌چطور است كه فرزندان بسياري از خانواده هاي حاجي و ظاهرالصلاح، ناخلف بار مي آيند. در نوجواني يادم است كه هرگاه كسي از مردم محل حاجي ميشد همه مي گفتند ببينيد عاقبت بچه هاش چي ميشه. اگه حجش واقعي و مقبول و حلال باشه كه فبها و گرنه بچه هاش ناخلف ميشن و جالب اينكه اين اصل براي خيلي ها در دور برمان اتفاق مي افتد!

گودرزي

به نظر كتاب جالبي مي‌آد. من هم موافقم كه بايدبچه‌ها رو چند بعدي بزرگكرد. كودكان درست مثل يه نهالند كه اگر فقط يك شاخه اونها رشد كنه ممكنه نتونند در برابر بادها و مشكلات مقاومت كنند ولي اگر تمامي شاخ و برگ آنها به صورت متناسب رشد كنند بسيار نيرومند و ماندگار خواهند بود.

آیینه

ممنون.خیلی به اینگونه اطلاعات نیاز دارم..مثلا واقعا نمی دونم چه جوری می شه خواب و خوراک مانترا رو تنظیم کنم..در برابر غذا خوردن خیلی مقاومت می کنه.

راه میانبر

من هم دیده ام که پدر خوب ولو بیسواد معمولا فرزند خوبی داره. من دانش آموز زیاد داشته ام و عموما بچه های قشر زحمتکش باادب تر از بچه های دکتر و مهندس ها بوده اند. این هم پرسشی جدی است که چرا بچه های افراد تحصیلکرده اینطوری ممکنه بشن؟

حجازی

سلام من هم موافقم که والدین خوب ولی غیر عالم، غالبا فرزندان خوبی دارند اما والدین عالم، غالبا فرزندان خوبی ندارند البته در کنار این دلایلی که در کتاب آمده / دلایل دیگری هم وجود دارد که جای بحث و تحقیق دارد . من به ان گونه موارد زیاد برحورده ام

هادی

الفبای تعلیم و تربیت 30- یعنی هر کجا که تربیت کودکان به زور و تهدید و تطمیع کشیده می شود انحراف آغاز شده است. این حداقل و اساس و مقدمه ای بر تربیت است. و این بدان معناست که اگر کسی تربیت کردن نمی داند بهتر است هیچ کاری نکند تا لااقل موجب گمراهی نشود. 31- کسی که نمی تواند نیکی را انتقال دهد اگر دست به زور زند ایجاد ریا می کند که همان شرارت پنهان است که بدترین بدیهاست و شدیدترین گمراهی را پدید می آورد. 32- اختیار و آزاد نهادن کودکان بهمراه نظارت و مراقبت خود حداقل تربیت است زیرا کودک را بخود وا می نهد و کودک جبراً به فطرت خود رجوع می کند و لذا تحت تربیت الهی قرار می گیرد. 33- اگر کودکان را مجبور به شرارت و دروغ نسازیم و بخود رهایشان کنیم تحت ولایت الهی تربیت می شوند . و این ریشه ای ترین تربیت است که خداوند رب العالمین است . و اینست که اکثر کودکان یتیم از جمله بهترین تربیت یافتگان هستند. از کتاب " سیر و سلوک عرفانی - الفبای تعلیم و تربیت" استاد علی اکبر خانجانی با والدین ای عاق کنند گان فرزندان خویش دیر یا زود . چه چیز را عاق می کنید ؟ مگر نه اینکه میوۀ وجودتان را ؟ این بسیار خوب است که