عشق از پی انقلاب رنگین آمد

داشتم یادداشت‌های سال گذشته را مرور می‌کردم که این رباعی‌ها را پیدا کردم. یادم آمد که در زمان نابسامانی‌های بعد از انتخابات، فکر کردم شعر عاشقانه گفتن با این اصطلاحات چگونه می‌شود، نتیجه اش این شد که می‌بینید:

چشـمان تو در فـتـنـه‌گـری اسـتاد است
با تـوطـئـه‌ای کـار به دسـتـم داده است
آشــوب در ایــن خـانـه‌ی دل کــرده به پا
آتش زد و رفت و هستی‌ام بر باد است


تا زلـف سـیـه بـر رخ سـیـمـین آمد
عـشـق از پـی انقـلاب رنـگـیـن آمد
افسوس که کودتاچی ِ عقل سلیم
راهـش بـگـرفـت و بـر سـر دین آمد


بـیــداد کـنـد بـر مــن و دادم ندهد
یک لحظه امان، اشک دمادم ندهد
ای دادســتـان دردمــنـدان مــددی
دیـــــوان  تو داد دل مــبــادم ندهد


پی نوشت:
این نوشته بار سیاسی ندارد، هر گونه تلاش برای برداشت سیاسی ممنوع، حتی شما دوست عزیز!

/ 4 نظر / 24 بازدید
ميثم

احسنت به اين طبع شعر روان

شادمهر

به به ! سلام عليكم مجيد جان. كجا بودي اين همه وقت. ؟ نكند گوگرد پارسی به چین می بردي و کاسه ی چینی به روم. سپس دیبای رومی به هند می بردي و پولاد هندی به حلب. از آنجا هم آبگینه ی حلبی به یمن می بردي و برد یمانی به پارس!! (با اجازه سعدي عليه الرحمه)

آیینه

سلام خیلی خوبه ادم تو اون همه بدی و کثیفی اون زمان این طور مثبت اندیش و خوش طبع باشه. منظورتون از تـوطـعـه توطئه بود دیگه[چشمک]

امیرعلی

احسنت! حیف که دیر دیدم شعرتان را، اگر می گفتم "بچه های بالا" شما را به عنوان چهره ماندگار معرفی می کردیم! ... یا علی مدد!