بلانسبت

اگر تا كنون به صورت حرفه ای سواركاری كرده باشيد، می دانيد كه در پنج ثانيه اولی كه سواركار روی زين می نشيند، اسب از حالت نشستن سواركار و نحوه قرار گرفتن پنجه پای او روی كتفهايش متوجه می شود كه او سوار كاری حرفه ای است يا خير و چقدر اعتماد به نفس دارد. در صورتی كه متوجه شود سواركار غير حرفه ای است،‌ به او سواری نمی دهد و از دستورات او سرپيچی می كند و اگر در دست سواركار چوب يا شلاق ببيند، بدون شك او را به زمين خواهد زد. به همین خاطر معمولا برای آموزش سواركاران مبتدی از اسبهای پير و بسيار نجيب استفاده می كنند.
واقعا گاهی نوع ارتباط مديران سازمانها با نيروی انسانی ضعيف تر از ارتباط سواركار و اسب می باشد. بعضی مديران فراموش می كنند كه كاركنانشان قدرت تحليل شخصيت آنها را دارند و سعی می كنند تصويری متفاوت از خود نشان دهند،‌ غافل از اينكه كاركنان آنها به خوبی قادرند نقاط قوت و ضعفشان را شناسايی كنند و ترسهايشان را تشخيص دهند و فقط به خاطر نگرانیِ از منافع خود عكس العمل نشان نمی دهند.

/ 8 نظر / 13 بازدید
فرزاد

وبلاگ قشنگت رو ديدم. خيلی لذت بردم. هيچ ميدونی يه عکس به اندازه ده صفحه متن ميتونه به مخاطبش مطلب برسونه و چقدر گذاشتن عکس توی پرشين بلاگ سخته و ما اين مشکل رو برای شما حلش کرديم اگه ميخوای توی وبلاگت عکس بذاری کافيه رو آدرس URL کليک کنی.

محمد

ميبينم که سوار کار هم هستی >>>> نخوری زمين ؟؟؟؟؟!!!!!!!

رهگذر

سلام. اولا خوشم نيومد! آخه ما زير دست مديرا رو به اسب تشبيه كردي! مديرا مگه كيند كه سوار كار باشند! .... دوما! ما فقير فقا اسب رو فقط تو تلوزيون ديديم! ... سوما! مديرا هم گاهي مثل همون اسبه! ميشن!.... اما به همه اين احوال جالب بود!... ممنون

مشکسار(ISO 9001:2000)

سلام.از پيامها و پيشنهادات شما در وبلاگ ايزو ممنون.راستش دوست دارم سری به نمايشگاه خودرو بزنم،اما متاسفانه ما در شيراز ساکن هستيم و در حال حاضر هيچ ماموريتی هم برای تهران ندارم.شما ببنيد و برای ما هم تعريف کنيد.جلوه های سينرژی را هم آنجا ميشه به راحتی ديد...و مطالب زيادی ميتوانيد بنويسيد...

راه ميان‌بر

1- هورا نفر هفتصد و نودم شدم ! 2- منظورت دقيقا اينه كه بعضي مديرها به اندازه اسب هم حاليشون نيست. درسته؟ خوب مستقيم بگو برادر.

صدري زاده - از رودكي تا شهريار

سلام . در مملکت ما کارمند بودن و مدير خوب بودن هنر بسيار بزرگی است . بعضی وقتها دهها سال از اسب سواری می گيريم اما همديگر را درک نمی کنيم ! در مورد پيامی که روی سايت از رودکی تا شهريار گذاشتيد بايد بگويم که شما خيلی به ما لطف داريد . من به نوشته هايم نثر موزون می گويم چون شاعر نيستم که شعری بسرايم . بعضی وقتها حالی دست می دهد و چيزی می نويسيم . حتی حين رانندگی و يا حتی در خواب . برای همين است که در سايت از رودکی تا شهريار علی رغم درخواستهای مکرر دوستان کمتر از خودم چيزی می نويسم . يا حق

مصطفي غنيان

بسمه تعالي سلام شايد بهتر باشد كه تعريف اعتماد به نفس در رابطه با يك مدير را هم بنويسي تا مطلب كاملتر بشود يا علي مدد

hossein

سلام.وبلاگ مفيدی دارين.اگه موافقين تبادل لينک بديم. من قرار ميدم.