از تخت جمشيد تا برج ميلاد

اين كلمات چه شباهتی با هم دارند: برج ميلاد، فرودگاه بين المللی امام خمينی، آزادراه تهران – شمال ....
هر وقت از تونل كندوان می گذرم يا پل ورسك را مشاهده می كنم، برايم اين سوال پيش می آيد كه چگونه اين بناها دهها سال پيش با اين ظرافت و كيفيت ساخته شده ولی امروز با تمام  پيشرفتهای علمی، در اجرای پروژه های متوسط با مشكل مواجه هستيم؟ اگر كمی عقب تر برگرديم، شاهکارهايی مانند تخت جمشيد، قلعه الموت يا مسجد شيخ لطف الله را مشاهده می کنيم كه ضعف فعلی ما را نمايانتر می سازد.
واقعا اگر امروز بخواهيم  بنای تخت جمشيد را همانطور كه نياكان ما قرنها پيش ساختند، از نو بسازيم،  فكر می كنيد اين پروژه چند سال طول می كشد؟ چقدر از زمانبندی به تاخير می افتد؟ چند برابر تخمين اوليه برای آن هزينه می شود؟ با چه كيفيتی تحويل می گردد؟ و نهايتا چند پرونده فساد مالی از آن بيرون می آيد؟

/ 9 نظر / 9 بازدید
Jalal

حرفهای جالبی است! فکر میکنم بناهای تاریخی که به آنها اشاره کرده اید در زمان خود یا مورد نیاز بوده اند و یا به تناسب زمان خود ؛ مثلا تخت جمشید برای تمدن آن روز ایران که ابرقدرتی بوده معقول به نظر می رسد و با این کار ندارم که شاهان آن را برای چه می خواسته اند! ولی با دیدن سنگینتر و مرتفعتر شدن برج میلاد که از تورنتو و کوالالامپور کپی - پیست شده است، و در کنار آن مردم علاف در ترافیک فوق سنگین که نظاره گر آن هستند، تجسم می کنم یک فرد لاغر و مردنی میخواهد در وزنه برداری رکورد سنگین وزن المپیک بزند!

صدري زاده - مقالات

سلام . مطلب جالبی است . جلال هم درست می گويد . من دو بار بالای برج در حال ساخت ميلاد رفته ام و تهران را از بالا نگريسته ام . جز دود و آلودگی چيزی نمی توان ديد . منظره جالبی هم قابل ديدن نيست . بدتر از فرودگاه بين المللی امام (ره) انرژی اتمی بوشهر است که فونداسيون آن ۷ سال قبل از پيروزی انقلاب اجرا شده است . وقتی که به بهره برداری برسد . . . من در چندين مطلب روی اين مهم تاکيد کردم که سازه ها را عشق می سازد . عشقی که بود و حالا نيست . چون شما می دانيد که از نظر تکنولوژی و علم و امکانات وضع ما خيلی بهتر از نياکانمان است اما خانه هايمان با کوچکترين تکانی روی سرمان آوار می شود !

mahdi

واقعا که آدم وقتی پشت سرشو نيگا ميکنه حسرت ميخوره. مهندس جان بلاگ رو آپديت کردم. خوشحال ميشم يه سری بزنيد.

مشکسار

سلام و عرض ادب.مطلب جالب و در خور تاملی بود...اما ترجيح می دهم پا تو کفش مهندس صدری زاده نکنم چون حق مطلب را ادا کرده اند سازه ای از عشق... مهندس متاسفانه مدتی نمی توانم به روز کنم و حتی به دوستان خوبم سر بزنم سعی می کنم ظرف دو هفته آينده با مطالب بهتر و قالب جديد در خدمت دوستان خوبم باشم...موفق باشيد و پيروز

س.ر.حسيني

سلام متشكرم براي بازديد وهمچنين از اظهار لطف شما. اما براي نوشته جالب شما نظر حقير اين است:ضعف مديريت , سو‌ مديريت و عدم توانايي در برنامه ريزي صحيح و اجراي آن. موفق باشيد.

محمد

شما در جایی (در بلاگ مهندس مهدی) نوشته بودید که چون پیمانکاران ناب نیستند نمی‏توان تولید ناب را پیاده ‏‏کرد. من عملا جایی تولید ناب را ندیده‏ام اما لااقل در کتاب‏ها خوانده‏ام که تویوتا وقتی حرکت ناب شدن را آغاز ‏‏کرد، تنها و یگانه بود. بیش از 20 سال طول کشید که تاایچی اوهنو اصول سیستم تولید ناب را پی‏ریزی کند. ‏‏امروز این مسیر مسلما کوتاه‏تر است. (چون لزومی ندارد چرخ را از اول اختراع کنیم.) //‏ در این برنامه، ارتقای پیمانکاران یک ضرورت است. تویوتا، پورشه و ... خودشان دست به کار می‏شوند تا ‏‏عملیات ناب‏سازی پیمان‏کاران را بهبود دهند. ‏//‏ این‏که شما نوشته‏اید چون ... نمی‏توان ناب بود، من احتراما آن را این‏گونه تصحیح می‏‏کنم : تا نخواهیم ناب شویم، ‏ناب نمی‏شویم. (اسم شما خیلی آشنا است. احتمالا ‏IUST‏ ؟!)‏

مردي شبيه باران

سلام. برا من هم هميشه اين سئوال بوده و هست . این مسائل دلايل متعددی داره که جمع بندی کردن اونها به يک تفکر عميق ُنظام مند و... نياز داره.

حسین

سلام از اینکه با وبلاگ جالب شما آشنا شدم خیلی خیلی خوشحالم وبلاگم آپدیت شده خوشحال میشم که تشریف بیارین.منتظرتم. امشب از آسمان دیده تو/روی شعرم ستاره میبارد/در زمستان دشت کاغدها/پنجه هایم جرقه می کارد/شعر دیوانه تب آلودم/شرمگین از شیار خواهش ها/پیکرش را دوباره میسوزد/عطش جاودان آتش ها/ آری آغاز دوست داشتن است/گرچه پایان راه ناپیداست/ من به پایان دگر نیندیشم/که همین دوست داشتن زیباست.

bamzi

سلام حاله شما عزيز من به شما لينک دادم اميدوارم که شما هم رسم رفاقت رو به جا بياريد