پاسخ به سوال يک دوست

يكي از دوستان بسيار عزيز در خصوص مطلب "سود سوزآور يا سوز سودآور" نوشته اند كه:

"اين نوشته ات هم مانند نوشته های قبلی جالب است اما باز هم مثل نوشته های قبلی، به ريشه مشکلات حتی اشاره هم نميکند. بيان اين مطالب به این صورت و در این سطح از اوايل دوران سازندگی در روزنامه های دولتی آن زمان شروع شد و چون به ريشه های مشکلات اشاره ای نمی شد به عنوان سوپاپ اطمينان، خيلی به درد ازما بهتران ميخورد، اما تا آمد يک سوال اساسی و ريشه ای مطرح شود که چرا آن آقا که فرق سود و سوز را نمی داند باید مدیر باشد، بگير و ببندها و توقيف ها و اتهام های آنچنانی مثل طوفان آغاز شد و سالها است كه شاهدش هستيم. كاش ميتوانستم بفهمم كه هدفت از اين عقب گرد چيست".

 در پاسخ به سؤال ايشان چند نكته ذيل قابل ذكر است:

- يك دانشمند برجسته علم هواشناسي مي گويد: «پروانه اي كه در پكن بال ميزند بر تغييرات جوي نيويورك تأثير ميگذارد». شايد در اين مثال قدري اغراق شده باشد، ولي بيانگر مفهومي است به نام "نگرش سيستمي". ديدگاه غير سيستمي اعتقاد دارد «دشمن جايي آن بيرون است» ولي نگرش سيستمي، دليل صحيح عمل نكردن سيستم را در تك تك اجزای آن و در نوع تعامل بين آنها مي جويد. ما نيز در جامعه - يكي از پيچيده ترين انواع سيستم - عادت داريم تمام مشكلات را به گردن مسؤولين يا دشمنان بيروني بياندازيم، غافل از اينكه بايد به بازنگري افكار و اعمال خود بپردازيم.

- من در يادداشتهايم قصد ندارم مانند صحبتهاي مردم در تاكسي يا صف نانوايي به اهانت يا افشاگري در خصوص مسؤولين بپردازم ولي انتقادهاي بسياري به ديدگاهها و عملكردشان دارم كه در چند مطلب گذشته به طور مستقيم يا غير مستقيم به مواردي از آنها اشاره داشته ام.

- مطالب نوشته شده در يادداشتها، حاوي نكاتي است كه به نوعي فكر و ذهنم را به خود مشغول كرده و هدفم از طرح آنها، ايجاد سؤال در ذهن خوانند است. اصلا هم علاقمند نيستم مانند برنامه هاي تلويزيوني در انتهاي موضوع نتيجه گيري اخلاقي نمايم بلكه مي خواهم مخاطب در تحليل موضوع آزاد باشد. همچنين معتقدم يافتن ريشه معضلات جامعه ما - كه متاسفانه كم هم نيستند - نياز به مطالعات عميقي در حوزه هاي تاريخ، جامعه شناسي، روان شناسي و ... دارد كه از بضاعت بنده خارج است.

در نهايت بايد بگويم كه مشتاق به تبادل نظر در خصوص يافتن ريشه هاي بروز اين مشكلات هستم و قطعا از نظرات شما دوستان نكته هاي بسياري خواهم آموخت. ضمنا هر گونه انتقادي را با جان و دل پذيرا خواهم شد حتي اگر از نوع مشت محكم بر دهان ياوه گويان باشد!!!

 

پي نوشت:

عيد غدير مبارك باد.

براي آشنايي بيشتر با " نگرش سيستمي" وبلاگ راه ميان بر را مطالعه نمائيد. ‌

/ 6 نظر / 10 بازدید
روح تازه

دوست عزيز سلام.من نيز اميدوارم با مطرح کردن موضوعات ومطالب مفيد زمينه ی رشد وبالندگی همديگر را بوجود آوريم.(ضمنا آدرس وبلاگ شما به لينکهای وبلاگ روح تازه اضافه گرديد). با احترام.خدانگهدار

Sa Ta

سلام. حسته نباشيد. جالب می نويسيد.

شهريار

مجيد عزيزم متاسفانه درباره نظري كه داده بودم برداشت كاملا نادرستي داشتي. از همان نوع برداشت هايي كه منجر به همان صحبت هاي مردم در صف نانوايي يا در تاكسي ميشود. بديهي است كه وقتي تاسف مي خورم از اينكه چرا بايد آزموده هاي بي نتيجه را دوباره آزمايش كنيم اين را هم در نظر دارم كه روشهاي انتقادي از نوع قابل طرح در تاكسي و نانوايي قبلا آزموده شده و دردي را دوا نكرده است. من هم مانند خودت به شدت اعتقاد دارم كه بايد به بازنگري افكار و اعمال خود بپردازيم آنچه كه باعث مي شود از خواندن نوشته هايت شوري در دلم ايجاد نشود اين است كه در آنها فقط طرح مسئله را مي بينم و باز هم تكرار مي كنم كه طرح مسئله ، شيوه اي قديمي و آزموده شده است. وقتي تو مسئله ضعف مديريت را مطرح مي كني خوب من هم براساس باورهاي خودم يك گام به جلو برمي دارم و مي پرسم چرا نبايد مسئله انتخاب مدير نالايق به عنوان ريشه اين مشكل مطرح شود؟ ادامه نظر در پيام بعدي

شهريار

ادامه پيام قبل : و حالا كه تو چند گام جلوتر رفتي و درباره ضعف در افكار خودمان صحبت مي كني من ضمن اينكه اين حركت را اميدواركننده ميدانم اما بازهم يك گام جلوتر ميروم و مي پرسم چرا انديشه هاي ما اين همه آسيب پذير است ؟ شايد طرح چنين سوالي و پرداختن به پاسخ آن در نخستين روزهاي كار يك وبلاگ خيلي زود باشد يا شايد هم با گفتن اينكه « يافتن ريشه اين معضل جامعه ما هم نياز به مطالعات عميقي در حوزه هاي تاريخ، جامعه شناسي، روان شناسي و ... دارد كه از بضاعت بنده خارج است. » صورت اين مسئله هم به كلي پاك شود. درهر صورت از اينكه به اظهار نظرم با وسواس و دقت زياد پاسخ دادي خيلي خوشحالم و اميدوارم اظهار نظرهاي من از نوع مشت محكم نباشند! دوستدار هميشگي ات - شهريار

سينرژي

شهريار بزرگوار٬‌ از پاسخی که دادی ممنونم. خيلی خوشحال خواهم شد اگر بدانم به نظر شما ريشه اصلی مشکلات کجاست و کدام مطلب است که من به آن اشاره نمی کنم.