زلف آشفته

چند سال پيش با تعدادی از دوستان صنايعی در شركتی که مشکلات سازمانی فراوانی داشت٬ مشغول به كار شديم. با توجه به حجم بالای كارها، به ناچار چند كارآموز مهندسی صنايع را هم به كار گرفتيم و تعدادمان به طور قابل توجهی افزايش يافت.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

پس از چند ماه تلاش، توانستيم بخشی از مشكلات را حل كنيم و در جلسه ای به بررسی علمكردمان پرداختيم. يكی از دوستان گفت: «ظاهرا مشكلات دارد كم كم بر طرف می شود و احتمالا كار ما هم سبك تر خواهد شد».

دوست خوش ذوقی در پاسخ گفت: «زلف آشفتهاو موجب جمعيت ماست ... چون چنين است پس آشفته ترش بايد كرد».

/ 2 نظر / 7 بازدید
Aria Avizheh

سلام . با نقد وبلاگهای فارسی در خدمتم .با ثبت نام خود وبلاگتان را در زمره وبلاگهای خوب و با ارزش قرار دهيد .

س.ر.حسيني

سلام آقای مهندس...مطالب را خواندم...و اما در مورد مطلب "ان ا...يهدی من يشا" مطابق ترجمه مرحوم استاد الهي قمشه اي (پدر جناب قمشه اي سخنور گرامي) مقصود از هدايت و گمراهي انسان ها توسط پروردگار، پس از اتمام حجت مي باشد.و همانطور كه مي دانيد اسباب هدايت براي تمام انسانها از ازل تا ابد يكسان است.ايمن و سلامت باشيد.