نمره بیست

از اولین روزی که مهدی به مدرسه رفت، تصمیم گرفتیم حساسیت او را نسبت به همیشه بیست گرفتن از بین ببریم، برای همین گاهی اوقات حین نوشتن دیکته شب، حتی با کمی شیطنت هم که شده بود سعی می‌کردم کاری کنم که غلط بنویسد و نوزده بشود.
یکی دو دفعه اول ناراحت شد و بعد از نوشتن غلط دیکته، از مادرش خواست که دوباره به او دیکته بگوید تا بیست شود ولی کم‌کم حساسیت او نسبت به نمره بیست از بین رفت و با آرامش، همه نمرات کلاسی و منزل را بیست گرفت. ما هم به جای تاکید بر نمره بیست سعی کردیم برای خلاقیتش مثلا در ساختن جمله‌های جدید به او جایزه بدهیم.
کارنامه میان ترمش که آمد، ریاضی را نوزده شده بود. برگه را که نگاه کردم، دیدم سوال را درست حل کرده ولی دو پهلو بودن سوال و برداشت اشتباه معلم باعث شده که به او نمره ندهد. خانم معلم در پاسخ به اعتراض همسرم هنگام دریافت برگه امتحانی، به اشتباه خود اصرار ورزیده بود و بیست و سه سال سابقه تدریس خود را دلیل صحت گفته‌اش دانسته بود.
با همسرم خیلی مشورت کردیم که از موضوع صرف نظر کنیم یا این که این حق مهدی را بگیریم. بالاخره به این نتیجه رسیدیم که یک نامه مفصل برای معلم بنویسم و اشتباهش را گوشزد کنم. همسرم روز بعد، آن را به مدرسه برد و معلم قبول نکرد، کار به شورای معلمان و ناظم و مدیر مدرسه کشید و نهایتا مشخص شد که معلم آن سوال را برای همه به اشتباه نمره داده و او  مجبور شد همه برگه‌ها را مجدا تصحیح نماید و کارنامه‌ها را بار دیگر صادر کردند. انصافا حق‌پذیری مسوولین مدرسه در این ماجرا ستودنی است.

پی نوشت:
آموزش این که کجا باید گذشت کرد و کجا باید از حق خود دفاع کرد، یکی از مهمترین مسوولیتهای پدر و مادر در قبال فرزندان است. اگر دارای فرزند هستید این را به خوبی حس کرده‌اید و اگر هنوز فرزند ندارید، خود را برای این آموزش مهم تجهیز کنید.

/ 10 نظر / 13 بازدید
امیرعلی

سلام علیکم! کاش موضوع را رسانه ای می کردید و تصویر سوال و نحوه تصحیح معلم را روی وبلاگ می گذاشتید تا ما هم محظوظ شویم !!! .... با خواندن این پستتان یاد فرمایش آقا افتادم در خصوص حق، مفصل است البته. مختصر اینکه حق هم دادنی است، هم گرفتنی و هم آموختنی! ... شما هر 3 را به آقا مهدی آموخته اید! الحمدلله! یا علی مدد!

حجازی

سلام این تجربه هم عجب مایه مباهات شده است . تا به با تجربه ها اعتراض می کنی تجربه اشان را چکش می کند .ولی حس وحال شما هم در پی گیری مطلب ستودنی است

هستونک

سلام خسته نباشید اولین بارمه اینجا میام اما با این حرفها غریبه نیستم. اگر در نظام آموزشی مدتی مشغول بشوید بعید نیست آرزوی مرا در اینکه کاش بتوانم فرزندانم را (در آینده) در این نظام آموزشی ... (بماند) نفرستم مقبول بدانید. دوستی طرح سوال جالبی درباره نظام آموزشی در فرضستان کرده بود که منهم به طنز کامنتی مفصل یرایش در وبلاگ هستونگ گذاشتم. با توجه به دیدگاه های دقیق و البته واقع بین شما بد نبود اگر می دیدید. [گل]

شادمهر

عجب ماجرایی!! جالبه این سوال چی بوده و چجوری معلمه اشتباه تصحیح کرده بود؟ کنجکاو شدم بدونم. موفق و شاد باشی.

راه میانبر

مجیدجان. نمیدونم این آذرماه کی گذشت و دی ماه کی اومد که فراموش کردم تولدت رو تبریک بگم. این هم از ثمرات زندگی در غربته احتمالا. به هرحال با کمتر از یک ماه تاخیر، مبارک باشه!

راهی پرسون

سلام. قسمت اول نوشته ات خیلی جالب و ظریف بود. در مورد اعتراص به معلم - قضیه گوشت لایه دندان گربه چیزی شنیدی؟ - به هر صورت تا آخر سال آقای مهدی شاگرد ایشان خواهد بود. امیدوارم در رابطه معلم و شاگرد تغییری حاصل نشود.

علی ی

سلام . یه نظر خصوصی گذاشتم. برای پست : پیک موتوری

آیینه

خیلی کیف کردم هم از نوشته تون هم از نوع تربیتتون و هم از احقاق حقتون. فقط امیدوارم معلم فرزندتون آنقدر جنبه داشته باشد که در باقی مانده سال به آقا مهدی سخت نگذره از لحاظ عاطفی و احساسی.

امیرعلی

اخوی! چیزی بینگار! دلمان گرفته! یا علی مدد!